به تغییرات سرعت بدهید




عنوان مجموعه اشعار : شب پاک
شاعر : سید رضا محمود هاشمی


عنوان شعر اول : زندگی
در جاده ی زندگی کسی پیر نشد
از سوزش عشق هیچکس سیر نشد/

پروانه چه زود طی نمودی ره ما
پایان و شروع ما چرا دیر نشد/

عنوان شعر دوم : عاشق خسته
در سیرت ما عاشق خونین گذرد
کشتی یِ نجاتم را غمگین گذرد

مجنون هم زین ره می نالد که چه حیف
این لحظه چرا باید شیرین گذرد

عنوان شعر سوم : بی اثر زمستان تو
در دانه ی کوچک تو چرا باغ شدی
در جمع کبوتر تو چرا زاغ شدی/

بی نور زمستانِ تو در محفلِ ما
آن رازِ شبی گو که چرا داغ شدی/
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
در مدت کوتاهی که می‌نویسید و نوشته‌هایتان را برای نقد می‌فرستید، دومین بار است که دربارۀ نوشته‌های شما صحبت می‌کنم. دفعۀ قبل هم گفتم که مشخص است به نقدها دقت می‌کنید و سعی می‌کنید که مشکلات را رفع کنید. نوشته‌هایی که این بار خواندم هم با نوشته‌های قبلی تفاوت دارند و متوجه تغییرات آن‌ها می‌شوم، اما به نظرم سرعت تغییرات کمی پایین است. اگر ما نسبت به تغییرات مقاومت داشته باشیم، امکان دارد در وضعیتِ درجا زدن گرفتار شویم. بهتر شدن آثار و نوشته‌ها به خود مولف هم انگیزه می‌دهد، پس برای بهتر شدن آثارتان بیشتر تلاش کنید. با مطالعه، با دقت در چیزی که خوانده‌اید و با دقت در چیزی که می‌نویسید، می‌توانید کیفیت آثارتان را بالا ببرید. به مطالعه نیاز دارید چون هنوز موارد زیادی هستند که دربارۀ آن‌ها اطلاعات کافی ندارید. باید هنگام مطالعه دقیق باشید، چون احتمالاً چیزهایی را مطالعه کرده‌اید و خوانده‌اید، اما درست نتوانسته‌اید از آن‌ها استفاده کنید. باید هنگام نوشتن هم خیلی دقت کنید تا هم دانسته‌هایتان را خوب به کار ببرید، هم در انتقال مفاهیمی که در ذهن دارید موفق عمل کنید.
همین که سخن موزونی نوشتید، فکر نکنید که شعر نوشته‌اید. سخن موزون تا شعر شدن فاصلۀ زیادی دارد. در اولین نوشته‌تان مشخص است که در انتقال مفهوم به شدت مشکل دارید. در مصرع اول نوشته‌اید که «در جادۀ زندگی کسی پیر نشد». در حالت عادی که عموم مردم در جادۀ زندگی پیر می‌شوند، پس وقتی شما می‌خواهید نظری خلاف آن را ارائه کنید، باید دلیلی هم برایش بیاورید. چون پیر شدن در زندگی امری طبیعی است، پس احتمالاً نشود دلیلی عاقلانه برایش آورد. در این صورت شاعر سعی می‌کند دلیلی شاعرانه بیاورد. شما در اثرتان هیچ دلیلی برای این جمله‌تان نیاورده‌اید و عملاً جمله‌ای بی‌معنی نوشته‌اید و رها کرده‌اید. این «بی‌معنی‌نویسی» یا «ناتوانی در انتقال مفهوم» در مصرع‌های بعدی و حتی آثار بعدی شما باز هم تکرار شده است. تنها مصرعی که معنی درست و درمانی داشت این مصرع بود که «در جمع کبوتر تو چرا زاغ شدی». البته آن هم مشکل تألیفی دارد چون باید می‌نوشتید که جمع کبوتران نه کبوتر! اما به هر حال معنی آن مشخص است. در باقی مصرع‌هایتان موفق نبوده‌اید که مضمون مورد نظرتان را درست در قالب کلمات و جملات بیان کنید. اولین منتقدِ آثار خودتان باشید. بعد از اینکه چیزی نوشتید، آن را بخوانید و ببینید نوشته‌تان چه معنی و مفهومی را می‌رساند!
می‌توانید بیشتر بخوانید و کمتر بنویسید؛ وقتی می‌نویسید هم از اطلاعات جدیدی که به دست آورده‌اید، بیشترین استفاده را ببرید. سعی کنید به زبان روز نزدیک‌تر شوید. دایرۀ واژگانی را که در ذهن دارید افزایش دهید تا موقع نوشتن با فقرِ کلمه مواجه نشوید و بهتر بتوانید منظورتان را در قالب کلمات به مخاطب منتقل کنید. ابتدای حرف‌هایم گفتم که مشخص است سعی در بهبود آثارتان دارید، پس امیدوارم با سعی بیشتر، شاهد آثار به‌مراتب بهتری از شما باشیم. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.