خوب‌تر از این هم می‌شود!




عنوان مجموعه اشعار : مثل نسکافه...
شاعر : محمدرضا صبوریان


عنوان شعر اول : رنگین کمون صبح فردا
شیرینِ تلخی مثل نسکافه
تسکین سردردا‌ و اعصابی
حالم رو عالی میکنی اما
هرشب خودت با قرص می‌خوابی

درداتو پنهون میکنی اما
قدر دل دریات غم داری
ایمان بهت دارم... مگه بانو
از انبیا چیزی تو کم داری؟

میخندی و دنیام عوض میشه
با گریه هات آروم نمی‌گیرم
توو آسمون من تو ماهی که...
از ترس تاریکی نمی‌میرم

وقتی که میترسم از آینده
دستامو میگیری و میخندی
میگی بهم بسپر به من، حله...
راه ورود دردو می‌بندی

آینده قطعا روشنه با تو
خوشحالم از اینکه تو همرامی
بعد از تگرگایی که میباره
رنگین کمون صبح فردامی

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به شعری محاوره از جناب محمدرضا صبوریان شاعر نوزده ساله، من تعمدا از کلمه‌ی شعر محاوره استفاده می‌کنم چون از دید من ترانه اثری‌ست که با موسیقی همراه شده باشد. شاید بتوان این آثار محاوره را پیشنهاداتی برای اجرا دانست. پس تا وقتی که به اجرا نرسند شعر محاوره هستند و باید با عینک شعر به آن‌ها نگریست، هر چند که وقتی شاعر شعر را در پایگاه نقد شعر ثبت کرده است به طور قطع این پیراستگی را در متن دیده و غنای شعری اثر را مناسب دیده که کار نقد شود.
در ابتدا باید به شاعر عزیز عرض کنم که شکل نگاهش به پدیده‌های پیرامونی فوق العاده شاعرانه است، وزن و قافیه را به درستی می‌شناسد و بر زبان نیز مسلط است، همین ها کافی‌ست که به شاعر عزیز تبریک ویژه بگوییم که در این سن شاعری خود را اثبات کرده است.نکاتی که در ادامه می‌نویسم برای بهتر شدن متن است و چیزی از ارزش اثر کم نمی‌کند.
شیرینِ تلخی مثل نسکافه
تسکین سردردا‌ و اعصابی
حالم رو عالی میکنی اما
هرشب خودت با قرص می‌خوابی
شیرین تلخ ترکیب زیبایی‌ست هر چند پیشتر هم استفاده شده است، اما شیرینی تلخ مفهوم گسترده‌تر و عمیق‌تری از نسکافه دارد، یعنی مثلا اگر شاعر بگویم عشق یک غم شیرین است حرف شاعرانه‌تری زده. بیت دوم هم تضاد زیبایی دارد فقط در مصرع دوم تالیف قدری دچار ایراد است، تسکین سردرد و اعصابی خیلی بیان درستی ندارد.
درداتو پنهون میکنی اما
قدر دل دریات غم داری
ایمان بهت دارم... مگه بانو
از انبیا چیزی تو کم داری؟
کشف این بیت چندان زیبا نیست ما نباید برای تعریف از معشوقه متوسل به زمین و زمان شویم، می‌توانیم با تصاویر و کشف‌های زیباتر نوآوری کنیم، اما اینکه مثلا به معشوقه بگوییم تو چیزی از انبیا کم نداری چندان زیبا هم نیست.
میخندی و دنیام عوض میشه
با گریه هات آروم نمی‌گیرم
توو آسمون من تو ماهی که...
از ترس تاریکی نمی‌میرم
ارتباط بین مصرع اول و دوم علی رغم ربط منطقی که دارند چندان عاطفه را منتقل نمی‌کنند یعنی وقتی شاعر می‌گوید با می‌خندی و دنیام عوض میشه مصرع بعد لو رفته است. ولی بیت بعد بسیار زیباست.
وقتی که میترسم از آینده
دستامو میگیری و میخندی
میگی بهم بسپر به من، حله...
راه ورود دردو می‌بندی
در بیت اول اگر می‌خندی قافیه نبود شاید آن‌جا نمی‌آمد دستامو می‌گیری درست و منطقی‌ست اما می‌خندی چندان ربطی به بحث ندارد.
و ترکیب راه ورود درد کمی عاطفه متن را کم کرده است، شاعر باید در استفاده از کلمات قدری محتاط‌تر باشد و به سازگاری کلمات با هم اهمیت بدهد.
آینده قطعا روشنه با تو
خوشحالم از اینکه تو همرامی
بعد از تگرگایی که میباره
رنگین کمون صبح فردامی
بند پایانی بند درست، منطقی و حساب شده‌ای‌ست، غیر از تگرگا که اگر مفرد می‌آمد بهتر هم می‌شد.

در مجموع اثر قابل قبولی بود و قطعا با کمی سختگیری بهتر هم می‌شود برای شاعر آرزوی توفیق دارم.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.