در تکاپوی شدن




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : زینب پورخانعلی


عنوان شعر اول : .
دارم کمی از غصه فارغ می شوم جان دلم
انگار دارم باز عاشق می شوم جان دلم

یادت می آید آن اوایل برق چشمان مرا ؟
دارم همان انسان سابق می شوم جان دلم

ناپختگی هایم که عمری دور کرد از من تو را
در جست و جویت باز بالغ می شوم جان دلم
/با بودنت این بار بالغ می شوم جان دلم


قبلا اگر یک شوقِ پنهان در غرورم بوده ام
از این به بعد باتو صادق می شوم جان دلم

آینده را اینگونه میبینم که عاشق پیشه ای
در چشم های این خلایق می شوم جان دلم

در من هزاران غنچه ی آماده ی خندیدن است
با بوسه ای دشت شقایق می شوم جان دلم

شکوه مکن وقتی مرا هرشب نمیبینی ... که من_
آهسته و پیوسته عاشق می شوم جان دلم






عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : مهدی بهار
غزل امروز در ادامه ی راه شعر امروز به دنبال ایجاد تصاویر و ترکیب‌ها و آن‌های بدیع و به روز می‌باشد که با توجه به گذشته‌ی شعر ایران این مهم مسئولیت و حساسیت شاعر امروز را بیش از پیش بارز می‌کند.با این مقدمه کوتاه بپردازیم به غزل ارسالی خانم زینب پورخانعلی از گیلان.
منتقدان دیگر پایگاه نقد شعر بارها درباره‌ی وزن نکاتی را اشاره کرده‌اند.به نسبت اشعار قبلی مشکلات وزنی کم شده‌اند.اما هنوز کم دقتی وجود دارد.
در بیت زیر:

قبلا اگر یک شوقِ پنهان در غرورم بوده ام
از این به بعد باتو صادق می شوم جان دلم

در مصرع دوم وزن دچار مشکل است.
وزن شعر :
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن
است که با کمی دقت میتوان مشکل را رفع کرد.قسمت : "بعد با تو" وزن مصرع را به هم ریخته است.آنچه معلوم است تلفظ اشتباه کلمه ی "بعد" و کوتاه خواندن هجای آن شاعر را به اشتباه انداخته است.
در بیت آخر هم :

شکوه مکن وقتی مرا هرشب نمیبینی ... که من_
آهسته و پیوسته عاشق می شوم جان دلم
هجای دوم "شکوه" هجای کوتاه است که به جای هجای بلند استفاده شده و وزن را دچار سکته کرده است.

نکته مهم دیگر درباره قالب شعر استفاده از ردیف و قافیه است. استفاده از ردیف‌های طولانی کاری‌ست سخت که توانایی بالایی در استفاده از این شیوه را می‌طلبد.شاعر بایست بگونه‌ای از آن بهره ببرد که هنگام خواندن شعر ردیف از جمله ی قبل خود بیرون نزند و حس اضافه بودن را به خواننده منتقل نکند.اتفاقی که متاسفانه در این غزل افتاده و ردیف طولانی آن با قافیه و کل مصرع چفت نشده است.استفاده از قافیه شنیداری هم (بالغ) در گذشته مرسوم نبوده اما امروزه استفاده می‌شود.در صورت استفاده به جا در معنا و نحو جمله ایرادی به آن نیست.
ایراد مهم دیگر استفاده از افعال اشتباه است:

قبلا اگر یک شوقِ پنهان در غرورم بوده ام

اگر "بوده ام" را با "داشتم" عوض کنیم جمله درست‌تر و ارتباط آن کامل می شود.
مصرع اول انگار کلمه ی "فقط" جا افتاده است
برای درست شدن جمله و ارتباط دستوری مصرع اول با مصرع بعد ( و به هم نریختن وزن شعر) میتوان کلمه "فقط" را به جای "اگر" گذاشت:

قبلا فقط یک شوقِ پنهان در غرورم داشتم.

در همین بیت باید گفت که صادق بودن متضاد غرور و شوق پنهان نیست. وقتی قرار است حرف از تغییر نسبت به قبل بزنیم باید در مصرع دوم متضاد درستی برای آن بیاوریم. دروغگویی و صداقت. شوق پنهان با ابراز آشکار و ... نمونه‌های دیگر که می‌توان استفاده کرد.

در بیت سوم که خود شاعر هنوز تکلیفش با مصرع دوم آن مشخص نشده است:

ناپختگی هایم که عمری دور کرد از من تو را
در جست و جویت باز بالغ می شوم جان دلم
/با بودنت این بار بالغ می شوم جان دلم

"که" در مصرع اول که بعد از ناپختگی‌ها آمده است، خواننده را منتظر می‌گذارد تا جمله بعد از آن" عمری دور کرد از من تو را" در مصرع بعدی تبدیل به اتفاقی مثبت متضاد با "عمری دور کردن از معشوق" شود که همان ناپختگی‌ها رقم زده است. که این اتفاق در هیچکدام از مصرع‌های پیشنهادی نیفتاده است.و همه این دردسرها بخاطر آمدن "که" که شاید برای پر کردن وزن آمده است می‌باشد.
شعری که با دو بیت روان(فقط روان و بدون تصویر) شروع شده است، در ادامه از روانی افتاده و به این مشکلات فرمی و زبانی برمی‌خورد.زینب پورخانعلی باید بداند که ابتدا باید شعر برادری خود را ثابت کند و در فرم شعر جای بگیرد و بعد تصویر و تکنیک و فنون ادبی به شکل نامحسوس در جان کلام جای بگیرد تا بتواند ارتباط عمیقی با مخاطب برقرار کرده و اینها لازمه و بایسته‌ی اینند تا بتوان از یک شعر لذت برد.
تنها بیتی که منسجم‌تر از بقیه ابیات است و قابل ملاحظه در این غزل، بیت :

در من هزاران غنچه ی آماده ی خندیدن است
با بوسه ای دشت شقایق می شوم جان دلم

می‌باشد که تصویر زیبایی دارد. اما حتی در این بیت زیبا هم ردیف پیوند ضعیفی با بقیه‌ی مصرع دارد و نتوانسته نقش تکرار و تاکید خود را به درستی ایفا کند.

همه‌ی اینها نشان از کم‌دقتی شاعر می‌دهد.و شاید این نکته که شاعر شعر خود را چندین بار نخوانده و خود منتقد اول شعرش نبوده است.شاید بتوان این غزل را برای تمرین نگاه کرد. اما تمرین باید مثل اجرای اصلی دقیق و درست باشد.
با پتانسیل بالایی که در اشعار ارسالی ایشان به پایگاه نقد شعر مشاهده می‌شود امید است که در غزلهای آتی ایشان این ایرادها برطرف شوند و غزل‌های زیبایی از ایشان را بخوانیم.
باآرزوی موفقیت برای ایشان

منتقد : مهدی بهار

شاعر - ترانه سرا - نویسنده - پژوهشگر - منتقد ادبی و سینمایی- نمایشنامه - مشاور فیلنامه - خواننده - کارشناسی زبان و ادبیات پارسی سوابق تدریس: وزن و عروض و قافیه نقد ادبی در کانونهای ادبی سبک شناسی نظم و نثر موسیقی شعر صور ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.