ديگرگونه نويسي




عنوان مجموعه اشعار : خط خطی های مهر
شاعر : leilasadat davodimehr


عنوان شعر اول : فراموشی کار زنها نیست
زیر سایه بید مجنون
بر روی نیمکت نشسته ام
کتابی را ورق می زنم
و فکر می کنم که

ای کاش
توان عقب ، جلو کردن زمان را داشتم
مثلا با بشکنی به کودکی باز می گشتم
تا دوباره حواسم را بیشتر جمع کنم
یا نه ، سر به هواتر بشوم و
به همه چیز بخندم و
فقط شاد باشم و بازی کنم

یا کاش می توانستم
خودم را به کوچه علی چپ بزنم
تصاویر خیالی برای ابرهای سفید فرض کنم
چشمانم را ببندم و نفس عمیق بکشم
تا عطر گلها را در سینه حبس کنم

یا سر به بیابان بگذارم و
با آفتاب سوزان و دستهای آفتاب سوخته ام سایه بازی کنم
به دنبال سراب تا هر کجا که شد
دیوانگی کنم

کاش در میان هیاهوی شهر
آرام ، روی جدول ، چشم بسته ، با دستانی باز راه بروم

یا شاید در گوشه ی دنج همین پارک
زیر سایه ی بید مجنون
بر نیمکتی که روزی با تو آشنا شدم ، بنشینم
جدول حل کنم و کتاب بخوانم
بدون اینکه بخاطر بیاورم تو را

ولی چه فایده ، نشد
باز برگشتم به اول سطر
بر روی همین نیمکت

اینهمه آسمون و ریسمون گفتم
که بفهمی حواسم به تو نیست !
به شادی ها و چیزهای خوب مشغولم
اما از پس خودم بر نیامدم
فراموشی کار زنها نیست
فراموشی هنر هیچ زنی نیست !



#داودی_مهر

عنوان شعر دوم : پیوند
پیوند خورده اند اشیاء
پیوند خورده اند انسانها
همه چیز بهم پیوسته است
ما نیز به هم پیوستیم
تا اشیاء پیوند یافته را بیافرینیم
زندگی همین پیوندهاست
ما زندگی را در پیوستن نامیدیم
ادامه دادیم و آخرین پیوند را
از خاطر بردیم
تا مرز گم شدن رفتیم و دریغ
دریغ که مرگ در ناباوری به ما پیوست
اگر تو نباشی
پیوندها به چه کار می آیند
وقتی مرگ تمام پیوندها را فرو می پاشد


#سیدلیلاداودیمهر



عنوان شعر سوم : قطره ها
قطره های باران ضعیف اند
حتی در بلندای آسمان آبی
با هر وزش باد بی اراده
رنگ می بازند و
به زمین می لغزند
تا با خود بشویند رد پاها را ...

امواج خروشان دریا ضعیف اند
با هر گردبادی در مسیر
جیغ می کشند و
روی هم می لغزند
تا خاطرات ساحل
پاک شود از رد پاها ...

حتی اقیانوس کبیر هم ضعیف است
جزر و مدهایش با ماه در تبانی اند
آرام با ماه می آیند
آرام بی ماه می روند
تا ردی از گامها بر صخره نماند ...

اما اشک ها
رازی شگرف در اشک ها نهفته
ساکت و ساده می لغزند
هر قطره اش از خاطرات زیبا
و همه ی "گذشته" با قطرات اشک
در "حال" می رقصند
و هیچ ردی پاک نمی شود
بلکه دوباره به دنیا باز می گردند
حتی اگر دیگر نباشی

اشک سفر است
و ما مسافران ناگزیر این گردش
که ادامه دادن سزای ماست
.
.
.


#سیدلیلاداودی_مهر
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
وجه متمايز شعر بيش از هر چيز به ذهن شاعر بستگي دارد و ميزان بهره مندي اين ذهن از ظرفيت ها و عناصر ادبي، تعيين كننده ي كيفيت شعر و ارزش ادبي آن مي باشد. آن چه كه در اين سه شعر به نمايش گذاشته شده است غلبه ي عواطف و احساسات در برون ريز ذهن شاعر است و در واقع شيفتگي شاعر به اين عواطف و احساسات باعث شده است كه متن، به حداقل كيفيت شعري خويش تنزل يابد. در سراسر شعرهاي ارائه شده خانم داودي مهر، ذهن شاعر، اسير گزارش و توصيف مستقيم شده است و كمتر نشانه هايي از اتفاقات شعري در متن، قابل جستجوست. شاعر بيش از آن كه به استخراج و تعمق در اكتشافات خويش بپردازد و به گونه اي ديگر، دريافت هاي خويش را به اشتراك بگذارد، به اسلوب نثر و روايت آفريني داستان، صرفاً هر آن چه را كه در ذهن دارد با اشيا پيراموني در آميخته است و با مخاطب خويش در ميان گذاشته است. نكته ي ديگري كه در مطالعات و مكاشفات شاعر بايد مد نظر قرار گيرد، شناخت تقطيع شعر آزاد است. اين موضوع هم در خوانش شعر به مخاطب كمك مي كند و هم به ارزش بصري واژگان و ميزان اثر گذاري آن خواهد افزود. به نظر مي رسد شاعر از توان واژگاني و انبساط دريافت قابل قبولي برخوردار است از اين رو پيشنهاد مي گردد با پرهيز از بلندنويسي توان خود را در چگونگي انتقال مفاهيم و عناصر ادبي متمركز نمايد.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.