سرودن شعر منثور، لازمه‌اش مطالعه عمیق و وسیع است




عنوان مجموعه اشعار : ناخودآگاه
شاعر : علی‌اکبر عرب


عنوان شعر اول : سکر
دائم‌الخمر
مار
در شیشه الکل

عنوان شعر دوم : قاصدک
وهم پرواز
قاصدکی
در تار عنکبوت

عنوان شعر سوم : هار
چشمهای شرطی
عکس متوفی
لب و لوچه‌ی تر
نقد این شعر از : یزدان سلحشور
آقای علی‌اکبر عرب سلام.
با دقت در آثار ارسالی پیشین‌تان به این نتیجه رسیدم که ما با دو «علی‌اکبر عرب» روبرو هستیم نه به این دلیل که شما هم شعر کلاسیک می‌گویید و هم شعر منثور، به این دلیل مستحکم‌تر که هرچه شاعرِ آن آثار کلاسیک، طبع روان و [به طور نسبی] تسلط بر موسیقی شعر و صنایع لفظی و معنوی دارد، گوینده این آثار منثور، خواسته همه چیز را از نقطه آغاز تجربه کند. این سه متن منثور، دارای «ایجاز مُخِلّ» هستند [لغت‌نامه دهخدا/ مخل . [ م ُ خ ِل ل ] (ع ص ) خلل اندازنده . (آنندراج ).فاسدکننده . ویران کننده . (ناظم الاطباء). اخلال کننده . اطناب ممل چنانکه ایجاز مخل نه از فصاحت باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به اخلال شود. || اضطراب کننده . آشوب کننده . اعتراض کننده] یعنی جدا از اینکه چقدر در حوزه شعر منثور بتوانند موفق باشند [که از منظر من، موفقیت چندانی ندارند] به عنوان متن نیز، مسیر درستی را طی نکرده‌اند.
البته طیِ این چند دهه حضور در حوزه شعر، شاعران بسیاری را دیده‌ام که در شعر کلاسیک، موفق بوده‌اند اما حتی در شعر نیمایی [که استوار به وزن عروضی و صنایع لفظی و معنوی‌ست] آثارشان ناموفق است شاید به این دلیل که شعر نو -اعم از نیمایی[مبتنی بر وزن عروضی و صنایع لفظی-معنوی]، آزاد [مبتنی بر وزن عروضی –منهای رعایت قانون عدم خروج از یک بحر- و صنایع لفظی-معنوی]، سپید [مبتنی بر بخشی از وزن عروضی و بهره‌مند از سکته‌های متوالی و اتصال به موسیقی طبیعی زبان و صنایع لفظی و معنوی] و منثور [به طور کامل به دور از وزن عروضی اما متکی به اکثر و اغلبِ صنایع لفظی و معنوی]- را دستِ کم گرفته‌اند.
در سه متن ارسالی، ما با شعر روبرو نیستیم نه به شکل کوتاه‌اش، نه به شکل رویکردهای شرق دورش [در چین و ژاپن] و نه به عنوان معادلی نوگرایانه در شعر منثور برای رباعی و دوبیتی. این آثار، نه منطبق‌اند بر بیانیه «شعر حجم» و پیشنهادهای یدالله رویایی و نه بر شعرهای بیژن جلالی [(زاده ۳۰ آبان ۱۳۰۶ در تهران - درگذشت ۲۴ دی ۱۳۷۸) از چهره‌های شناخته شده شعر معاصر ایران است، شاعری که به‌ویژه پس از مرگ با استقبال نسل جدیدی از مخاطبان ادبی مواجه شد که سادگی بیان و تصاویر او را در شعر می‌پسندیدند، اگرچه شعر جلالی بر مفاهیم عمیق انسانی تأمل می‌کند، خاصه مفهوم مرگ و نیستی که در بسیاری از اشعار او بازتاب یافته‌است. "روزانه‌هاً پخته‌ترین اثر اوست، آخرین کتابی که در زمان حیات او منتشر شد] و نه با موازین موج نو و نه شعر دیگر و نه شعر ناب و نه حتی بر موج سوم که بر اساس آثار اونگارتی [جوزپه اونگارتی (به ایتالیایی: Giuseppe Ungaretti) (زاده ۱۸۸۸ اسکندریه - درگذشته ۱۹۷۰ میلان)، شاعر، روزنامه نگار و مقاله‌نویس ایتالیایی] در اواسط دهه 60 شمسی مطرح شد و بیشتر شامل شعرهای به شدت کوتاه بود. شاید فقط بتوان به آثار تندرکیا [عباس شمس‌الدین‌کیا[۱] (زاده ۱۲۸۸ تهران - درگذشت ۱۳۶۶) یا پرتو دکتر تندر-کیا (همان‌گونه که خود وی می‌نویسد)... جریانی که تندر کیا به راه انداخت، مورد تنفر گروه‌های مختلفی از سنتی تا نیمایی قرار داشت. کتابفروشی‌ها هم از پذیرفتن این نوع آثار سر باز می‌زدند. بالاخره روزی طرفداران صادق هدایت در کافه فردوسی کتک مفصلی به او زدند و از آن روز به بعد دیگر نامی از تندرکیا شنیده نشد. تندرکیا مدعی شد که قبل از نیما برای تغییر در قالب شعر فارسی اقدام کرده؛ او معتقد بود که شعرهای نویی (لابد مثل اشعار نیما) که تاریخ پیش از ۱۳۱۸ را دارد همه تقلبی است. او می‌نویسد: «روزی که نخستین شاهین منتشر شد، هنوز چند روزی نگذشته بود که در یکی از مجلات دیدم یک شعر شکسته با یک تاریخ قبلی و جعلی درج شده، کمی شکسته، خندیدم و فهمیدم قاچاق و چاخان شروع شده… این‌ها خیال می‌کنند سرّ پیروزی نغمات شاهینی در دراز و کوتاه بودن آن‌هاست، عجب خرهایی هستند پیره‌خرفت‌های چاخانچی…» با وجودی که شعر او به اعتقاد بسیاری، عاری از زیبایی است، اما در هر صورت حرکت به سوی نوآوری داشته‌است] در مجموعه «شاهین‌ها» شبیه‌شان دانست که از منظر تاریخ ادبی مدرن ما، آثار به شدت ناموفقی بودند.
این‌ها را ننوشتم که بگویم این شاعر، بختی در این حوزه نخواهد داشت! نوشتم که گفته باشم برای موفقیت در این حوزه، نیازمند کار و مطالعه وسیعی‌ست و وام‌گیری از شعر کلاسیک، که بر آن تسلط نسبی دارد. خواندن «شعر نو از آغاز تا امروز» محمد حقوقی را به طور کامل و با شرح و مقدمه‌اش، چندباره و چندباره توصیه می‌کنم همچنان که خواندن تاریخ تحلیلی شعر نو را از شمس لنگرودی. موفق باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.