توامند در عرصۀ موسیقی شعر سپید




عنوان مجموعه اشعار : دوستت دارم کشنده است
شاعر : مجید قیطانی


عنوان شعر اول : نرسیدن
این روزها
آنقدر غمگینم که
شاعرها مرا می نویسند
کارگردانها مرا می سازند
اما هیچکس
مرا نمی خواند
مرا نمی بیند
و این تنهایی از تو به من ارث رسیده است

بعد از تو
کتابهایی که مرا خوانده بودند
می گفتند نام من عشق است
یعنی که دوستت دارم و دوستم نداری
در من خوانده بودند
در صفحه ی پایانی من خوانده بودند
_دوستت دارم کشنده است
دوستت دارم می کشد_
حتی به خودم هم دروغ گفته ام
تو رفته ای و من هنوز زنده ام

این روزا
آنقدر غمگینم که
شاعرها مرا می نویسند
کارگردانها مرا می سازند
اما تو نیستی
که مرا بخوانی که مرا ببینی
بی تو در گوشه ای از خودم فکر می کنم به تو
به تویی که خوب مرا شناخته بودی
من عشق بودم و این یعنی نرسیدن
مجید قیطانی

عنوان شعر دوم : تنهایی
تورا
پس خواهم گرفت
از کتابهایت
که شستشو می دهند ذهنمان را
از فنجان های اسپرسو
که تنهایی را برای ما اعتیاد می کند
و همینطور
از آن پیراهن راه راهی
که هر روز راه تورا دورتر می کند
و گستاخانه
تورا در آغوش می کشد.
هی
هی
با توام مرد درون آینه
تورا پس خوام گرفت
از خودم برای خودم

مجید قیطانی

عنوان شعر سوم : نیستی
چشم هایی
که در آینه جا گذاشتی
هر روز مرا از تمام آینه ها می بیند

آینه ی در ورودی خانه ها
تاکسی ها
آسانسور ها
و من
گمشده در لحظه های بدون تو
در برابر آینه ها سقوط می کنم به شکستن

من یک فکر رها شده ام!

می خواهم تورا فریاد بزنم
اما ..‌‌.
سکوت
زبانم را گرفته است.

هیچکس را
مجبور به دوباره خواندن نمی کنند ،
روزنامه های قدیمی
مثل تو که در تخت خوابمان هم به من مخلوط نمی شوی
نیازی نیست به پنهان کردن
می دانم مرا دور انداخته ای ساعت نهِ یک شب غبارآلود
اما بدان !
برای من هیچ تبعیدی وجود ندارد
جز تو
باید به شعر بسپارم تمام زندگی خود را
شعر
معشوقه ی خوبی است
برای بی کس و کاران
این روزها
خورشید بی معنی است
و
شب در پوست من فرو می ریزد
تا به تاریکی خودم برگردم

من
درد بزرگی هستم
که هیچ چشمی نمی تواند
مرا گریه کند
حتی چشمان تو
که هر روز در آینه مرا نگاه می کند
نمی دانم چرا
اما همیشه ایده ی خوبی بوده است دوست داشتن تو
و من عادت کرده ام که دوستت داشته باشم ادامه ی نداشته ی من
مجید قیطانی
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
در شعر اول، اطناب مسأله‌ای مخلّ فصاحت است؛ و با دقت بیشتر درمی‌یابیم که علاوه‌بر اطناب در سطح سطرها و امکانِ حذف عناصری از هر جمله، حتی بند دوم، تکرار مضمون همان بند اول است، با اندک تغییری در مضمون، و البته جابه‌جایی در برخی عناصر، که اگرچه توجیه ساختاری دارد، امّا حذف شباهت‌های آشکار در میان تصاویر بند اول و دوم، می‌تواند کمک بیشتری به شعر بکند.
امّا آنچه در هر سه شعر درخور توجه است، ساختمند بودن آثار (به‌ویژه شعر دوم) و اتکای آن بر تصاویر جامع و مانع است؛ یعنی تصاویری که ساخت آن‌ها، مختص ساختار همان شعر باشند، در بافت همان شعر خوش بنشینند، و چون مهره‌ای در میان دیگر مهره‌های یک تسبیح، علاوه بر اینکه کاری مهم در حفظ ساختار عمودی شعر می‌کنند، نخ ساختار را نیز از نظر پنهان می‌سازند.
اگرچه مقتضیات جامعۀ ادبی و فرهنگی سال‌های اخیر، عادتمان داده به خوانش شعرهای کوتاه‌تر ـ و اصلاً یکی از دلایل ساختمندتر به‌نظر رسیدن شعر دوم هم همین کوتاه‌تر بودن آن است ـ امّا شعرهای آقای قیطانی علی‌رغم بلند بودن، به‌راحتی مخاطب را به خواندنِ دقیق و عمیق آن‌ها و لذت بردن از سطربه‌سطر آن‌ها ترغیب می‌کند.
درنظر گرفتنِ هم محدودۀ سنی شاعر، و هم تجربۀ کمتر از سه‌سال او در سرایش، در کنار اشعاری که از سطح خوبی برخوردارند، و حتی می‌توان آن‌ها را جزو نمونه‌های بسیار خوب از شاعران شناخته‌نشده قلمداد کرد، این نوید را می‌دهد که در سال‌های آتی، شاعری توانمند در عرصۀ شعر سپید داشته باشیم.
شعرهای مورد بحث، هم به‌لحاظ موسیقیایی (موسیقی درونی، و ترنم آواییِ سطرها) بسیار قابل‌ توجه‌اند، و هم به‌لحاظ زبانی، از توانمندی و مطالعۀ عمیق شاعر در این عرصه خبر می‌دهند. درواقع تصاویری که در این اشعار، برمبنای توانمندی‌ها و امکانات زبانی خلق شده‌اند، جزو نمونه‌های خوب و موفق تصاویر زبان‌گرا محسوب می‌شوند.
ازسویی دیگر، دقت شاعر در تقطیع دقیق و به‌هنگام سطرها نیز نکته‌ای است که نباید آن را از نظر دور داشت، به‌ویژه اینکه می‌بینم حتی در شعر شاعران سپیدسرای مطرح نیز اشتباهات بسیاری در تقطیع سطرها به‌چشم می‌خورد.
موسیقیِ برخی از سطرهای اشعار موردبحث، یا از توانایی شاعر در عرصۀ موسیقی شعر سپید خبر می‌دهد، یا نشان‌دهندۀ سابقۀ شاعر در سرودنِ اشعار موزون و مقفاست، چنان‌که برخی سطرها، کاملاً موزون، و برخوردار از قابلیت تقطیع عروضی‌اند، یا بخشی از آن‌ها از این توانایی برخوردار است، و یا اینکه با اندک دخل‌وتصرف و جابه‌جایی در میان ارکان آن، تبدیل به یک واحد موسیقاییِ عروضی می‌شوند.
و البته به‌نظر می‌رسد سابقۀ کلاسیک‌سرایی شاعر، محتمل‌تر باشد، چراکه از توانمندی او در دیگر زوایا نیز، پیداست که به پشتوانه‌ای محکم تکیه دارد.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.