در جدال عقل و منطق




عنوان مجموعه اشعار : عقل و عشق
شاعر : سید عارف مرتضوی


عنوان شعر اول : عشق و منطق و دل و عقل همه باهم رفتن جنگ‏!‏‏!‏‏!‏
وقتی که عشق بر در منطق تباه شد
یعنی که این نگین درخشان سیاه شد

بی بوی عشق هرچه بلا هست میرسد
پس عشق چون نسیم خنک دلبخواه شد

احساس و عشق،سرور کل جهان شدند
ادراک عقل،ملعبه ی این سپاه شد

با اینکه عشق حامی هر بی پناه بود
اما دریغ! چونکه عقل بی پناه شد

جنگ میان عقل و دل اما هنوز هست
با زخم عقل،کینه ی دل رو به راه شد

به به!چه کینه ای! همه عشق است و احترام
عقل شکست خورده پر از ”داد و آه” شد

در آسمان تیره ی دنیا و آخرت
رخسار عشق بود که دردانه ماه شد

عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
نزار قبانی در باب آگاهی شاعر از نحوه شعر گفتنش جملات جالبی دارد. او می‌نویسد : «من شعر می گویم ولی نمی‌دانم چگونه همچنان که ماهی نمی داند چطور شنا می کند و گنجشک آگاه نیست چگونه می پرد شاعر ناگزیر و به طور اجبار در شعر خود وجود دارد و در درون شعرش گرفتار و در بندست... تامل شاعر در باب آنچه درون وی می‌گذرد کاری دشوار است و همان دشواری را دارد که گل وقتی بکوشد عطر خود را ببوید...» شاعر معمولا به صورت ناخودآگاه نوشتن شعر را آغاز می‌کند اما آنچه موجب زیبایی شعر می‌شود آگاهی شاعر است بعد از آنچه در او و روی کاغذ اتفاق افتاده. بزرگان همیشه گفته‌اند که شاعر بهترین ناقد اثر خویش است اما شاید ناقد تنها حکم آیینه‌ای را داشته باشد که ابتدای امر ایرادات شعر را کمی بزرگتر به صاحب اثر نشان می‌دهد. وظیفه ناقد البته تنها به بزرگنمایی ایرادات محدود نمی‌شود چرا که ناقدی که بخواهد راه نشان دهد قطعا چراغی نیز پیش پای شاعر روشن خواهد ساخت چرا که نقد فقط زخمی کردن اثر به حکم ایرادگیری نیست.
در شعر جناب مرتضوی با استخوان‌بندی خوبی مواجهیم. قافیه ردیف و وزن خوش نشسته‌اند هرچند در نقاطی بیرون زدگی از وزن مشهود است که به آن خواهیم پرداخت.
به عنوان اولین نکته بد نیست بگویم که نوشتن عنوان این چنینی توسط شاعر تا حد زیادی شعر را لو می‌دهد و بهتر است اگر نامی بر شعر گذاشته می‌شود تمام مضمون شعر را لو ندهد. در بیت ابتدایی شاعر از تقابل همیشگی عقل و منطق پرده برمی‌دارد فارغ از مضمون بیت، نکته قابل تصحیح عبارت بر در منطق است. حتما منظور شاعر تباعی عشق به دلیل وجود منطق بوده اما به دلیل تکلف در پیاده سازی کلمات به شعر بر در منطق تغییر یافته و بیت را نامفهوم کرده است. مصرع دوم به زیبایی عشق را به نگینی درخشان تشبیه کرده که به دلیل وجود منطق سیاه شده است.
اما در مورد بیت دوم اثر می‌توان دو نکته را بازگو کرد. معمولا شاعران در زمان افعال اشتباه می‌کنند. فعل نهایی بیت مربوط به گذشته است و شاعر به طور کلی در مورد اتفاقی در گذشته صحبت می‌کند اما مصرع اول بیت به زبان حال استمراری میپردازد.
نکته دوم اینکه دائما یک مفهوم در ابیات مختلف تکرار می‌شود و شاعر به سراغ موضوع جدیدی نرفته. از سویی فضای انتزاعی شعر تصاویر را از حوزه درکی مخاطب دور می‌کند.
در بیت چهارم اثر یا بخاطر ایراد تایپی یا مشکل وزن با شکست وزن شعر مواجهیم. در حالی‌که به طور کلی شاعر آگاه به وزن و اوزان عروضی به نظر می‌رسد.
در نهایت شعر همچنان با همان تصاویر ادامه پیدا می‌کند و به پایان می‌رسد. به عنوان توصیه آخر فکر می‌کنم بهتر است با توجه به اینکه جناب مرتضوی علیرغم سن و سابقه کم شعری به وزن تسلط دارند تمرکز اصلی خود را بر افزایش دایره لغات با مطالعه هرچه بیشتر کتاب‌های ادبی بگذارند. در نعایت برای ایشان آرزوی بهروزی دارم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.