می‌توان با شعر منثور آیینی هم درخشید اگر...




عنوان مجموعه اشعار : فصل تو
شاعر : هانیه ف


عنوان شعر اول : به وقت سلام
تمام درختانِ کوچه های خلوت شهر
خیال دور تو را می بافند....
و من
صدای سکوت برگ های از شاخه جدا شده را
با ناله های باد می شنوم...
پیاده راه کدام خیابان به تو می رسد "بَقِيَّةَ اللهِ في اَرْضِهِ"

عنوان شعر دوم : به وقت تو
دیروز که از کوچه های جوانی می گذشتیم
خدا پیدا بود
امروز اما
در سایه های کدام خیابان گم شدیم
که فراموش کردیم
نفس در هوایی که او نیست، تنگ است
و این بی نفسی
عادتمان شد به فراموشی

برگرد هوای تازه ی وقت های سحر
و بتاب بر هوای تاریکم
و از ذکر کریمانه ات فراموشم مکن
.
وَلا تُنْسِني كَريمَ ذِكْرِكَ بِوُلاةِ اَمْرِكَ،

عنوان شعر سوم : به وقت باران
زمین جلوه گاه لطافتت می شود
وقتی
خاضعانه از آسمان فرود می آیی
می آیی که در آغوش گیری
زمینیان در هوا غرق شده را
نقد این شعر از : یزدان سلحشور
خانم هانیه فدایی سلام.
نخستین آثار ارسالی شما برای پایگاه نقد شعر را خواندم. حس و حال این آثار، حس و حالی شاعرانه است که حکایت از حضور پررنگ «عاطفه» در این سطرها دارد اما واقعیت این است که شعر، نیازمند چیزی بیش از «عاطفه» و حس و حال است مخصوصاً در «شعر منثور» که موسیقی حاصل از وزن عروضی به کمک شاعر نمی‌آید بنابراین شاعر باید آن قدر به «آفرینش ناب و مجدد صحنه»، نزدیک شود تا مخاطب در مقایسه با شعرهای کلاسیک یا نیمایی یا حتی سپید [که موسیقی عروضی در آن‌ها هم جاری و ساری هستند اما با سکته‌های متوالی به موسیقی طبیعی زبان متصل می‌شوند] خلاء وزن را احساس نکند.
خُب، ما از نگارنده این سطرها چه می‌دانیم؟ نیمه دوم ِ سومین دهه زندگی‌اش را پشتِ سر گذاشته و سابقه حضور در عرصه شعرش هم در پروفایل‌‌اش لحاظ نشده؛ گرچه به نظر می‌رسد که مدت طولانی‌ای نیست که در این حوزه فعال‌ است و احتمالاً سیر مطالعاتی‌‌اش منحصر به حوزه شعر آیینی‌ست و در عرصه شعر نوی آیینی هم مطالعه گسترده‌ای ندارد. این‌ها اطلاعات مختصر ما از نگارنده این سطرهاست در مورد آثار هم می‌دانیم که هر سه متن ارسالی، منحصر به شعر منثورند و البته، احتمالاً به همین دلیل که نه شعر منثور آیینی را در برنامه مطالعاتی خود، به شکلِ سیستماتیک منظور کرده‌اید و نه با شعر منثور یا حتی شعر سپید یا شعر نیمایی، آشنایی کاربردی دارید، حاصلِ کار [چقدر دلم می‌خواست بگویم «چندان موفق نیست» ولی هر سه متن، انگیزه نگفتن واقعیت را از منتقد سلب کرده‌اند] موفق نیست.
یک شعر منثور و موفق آیینی چگونه شعری‌ست؟ به حافظه‌ام رجوع می‌کنم و شعرهای «سفر پنجم» طاهره صفارزاده را [طاهره صفّارزاده، (۲۷ آبان ۱۳۱۵، سیرجان - ۴ آبان ۱۳۸۷، تهران)، شاعر، پژوهشگر و مترجم ایرانی قرآن بود. او برگزیده اولین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر در بخش نو (سپید و نیمایی) بود. وی نخستین کسی است که ترجمه‌ای دوزبانه از قرآن به انگلیسی و فارسی را انجام داد] به یاد می‌آورم، همچنین «خط خون» سید علی موسوی گرمارودی را[سیدعلی موسوی گرمارودی (زادهٔ ۳۰ فروردین ۱۳۲۰ خورشیدی) در قم شاعر، نویسنده، حافظ پژوه، گوینده و مجری برنامه‌های رادیو و تلويزيون است. وی منتخب ششمین همایش چهره های ماندگار در سال ۱۳۸۵ است. او برگزیده دومین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر در بخش آیینی بود] یا شعرهای مجموعه «گنجشک و جبرئیل» سید حسن حسینی را[سید حسن حسینی (زاده ١ فروردین ۱۳۳۵ تهران – درگذشته ۹ فروردین ۱۳۸۳) شاعر، مترجم، نویسنده و پژوهشگر[۱] معاصر ایرانی بود. برخی به او لقب "سیدالشعرای شعر انقلاب" داده اند. او برگزیده اولین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر در بخش آئینی بود]؛ البته در حافظه‌ام یادآوری‌های دیگری هم هست مثلاً بار نخست که سید علی موسوی گرمارودی شعر خط خون را از تلویزیون ایران خواند و فردای آن روز حتی مخالفان سرسخت شعر نیمایی [نه شعر سپید و شعر منثور؛ که اصلاً از منظر ایشان شعر محسوب نمی‌شدند] به حامیانِ شعر منثور بدل شدند:
درختان را دوست مي‌دارم
كه به احترام تو قيام كرده‌اند
و آب را
كه مهر مادر توست ،
خون تو شرف را سرخگون كرده است :
شفق، آينه دار نجابتت ،
و فلق محرابي ،
كه تو در آن
نماز صبح شهادت گزارده‌اي
در فكر آن گودالم
كه خون تو را مكيده است
هيچ گودالي چنين رفيع نديده بودم
در حضيض هم مي‌توان عزيز بود
از گودال بپرس...
یا کلامی را که رضا امیرخانی –نویسنده و پژوهشگر-از رهبر انقلاب نقل کرده‌ است: «طبق معمول وقت خواب کتابی را دست گرفتم برای خواندن. این بار وقتی کتاب را شروع کردم به خواندن دیدم نمی‌شود خوابیده خواندش. نشستم. کمی که گذشت دیدم نمی‌شود این کتاب را نشسته خواند؛ ایستادم و آن را خواندم. کتاب گنجشک و جبرئیل سید حسن حسینی را.» [ایرنا/ ۱۳ شهریور ۱۳۹۸/ «گنجشک و جبرئیل» مجموعه شعر عاشورایی که رهبری آن را ایستاده خواندند]
همه‌ی این اشارات، معطوف به آن است که می‌توان با شعر منثور آیینی هم درخشید اگر... منتظر آثار بعدی‌تان هستیم. مؤید باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.