ویرایش خلاقانه، تخصصی جدا از شاعری و نویسندگی‌ست




عنوان مجموعه اشعار : مجموعه شعر۱۰
شاعر : مریم خان آبادی آرانی


عنوان شعر اول : -
نشسته است برف روی سیم ارتباط ما
بلوری از یخ است زیر برفها نشاط ما

از ابتدا دو تا عروسکیم پشتمان به هم
فقط شکستن است راه حل ارتباط ما

و روح هر کدام سیر می کند در عالمی
و کوک می شود به دست کودکی ربات ما

جهنمی به نام خانه در تمام عمر خود
برای لحظه ای ندیده است اختلاط ما

دو همسفر: دو چشم تر ،دو دل جدا، فقط همین!
چه مختصر!چه بی تکلف است سورسات ما!


عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : یزدان سلحشور
خانم مریم خان آبادی آرانی سلام.
یکی از مشکلات رایج نقد اثر ادبی این است که شاعر یا نویسنده صاحب اثر، دارای آثاری باشد با تفاوتِ زیاد در سطح کیفیِ «اجرا»؛ به زبان ساده اگر بخواهم بیانش کنم یعنی اینکه در یک اثر با رویکردی کاملاً حرفه‌ای به حداقلِ شاخص‌های کیفی مورد نیاز دست پیدا کرده باشد و در اثری دیگر، انگار شاعر و نویسنده دیگری، کم‌اطلاع یا بی‌اطلاع از این شاخص‌ها، مسیر خود را انتخاب کرده باشد. این مشکل به دو دلیل پیش می‌آید:
یک. صاحب اثر، شاعر یا نویسنده‌ای غریزی باشد یعنی صرفاً با اتکاء به استعداد و جوشش درونی، دست به خلق اثر بزند و اصلاً در پی ارتقاء دانش هنری و شگردی هم نباشد. در چنین مواردی، شدت جوشش، در یک اثر کار خودش را می‌کند و اثری خواندنی تولید می‌شود [تأکید می‌کنم که اثری خواندنی و نه ماندنی! مگر آنکه استعداد شاعر یا نویسنده مورد نظر در حد نبوغ باشد] و در باقیِ آثار، شاهد موفقیتی در همین حد هم نیستیم. به طور معمول، شاعران و نویسندگانی که چنین روندی را پی می‌گیرند از استقبال مخاطبان در مورد برخی آثار و رویگردانی مخاطبان از باقیِ آثار، شگفت‌زده می‌شوند.
دو. صاحب اثر، شاعر یا نویسنده‌ای غریزی نیست یعنی صرفاً با اتکاء به استعداد و جوشش درونی، دست به خلق اثر نمی‌زند. اهلِ مطالعه است و دائم هم دارد خود را به‌روز می‌کند با این همه، یا قادر به ویرایش کار خود نیست [ویرایش خلاقانه، تخصصی جدا از شاعری و نویسندگی‌ست] یا اعتقادی به بازنگری اثر خود ندارد [که در این صورت، عملکرد صاحب اثر با گروه نخست تفاوتی ندارد] یا حوصله بازنگری‌های مکرر را ندارد [که بدترین گزینه ممکن است. پزشکی را تصور کنید که در حال مرگ باشد و توانایی نجات خود را داشته باشد اما خیلی راحت بگوید: «ول کن بابا! کی حوصله این کارا رو داره!»] یا در دوره‌ای، ویرایش کار خود را آزموده و به دلیل وسواس‌های غیرِ حرفه‌ای، قدرتِ تمیزِ خطا از درست را در نسخه‌های بالای ویرایش بیستم، از دست داده است.
من واقعاً نمی‌دانم شما از کدام گروه هستید اما با مطالعه آثار پیشین شما -در پایگاه نقد شعر- گاه با بیت‌ها یا آثاری روبرو شده‌ام که جذاب بوده‌اند نظیر:
نام این کتاب"ساعت" است روی طاقچه؟
نه "کتاب غفلت" است نشر"دنگ دنگ ها"
[توضیح: رویکرد حداکثری در برقراری ارتباط، میان کلمات مورد استفاده در شعر؛ همچنین کارکرد دوگانه «ها» در ردیف، که هم علامت «جمع» است هم «صوت» به معنای «بله؟» یا «چی؟» که با کتاب غفلت تناسب بیشتری را ایجاد کرده است.]
یا:
سرنوشت گوش ما شبیه گوش ونگوگ است
-گوش محو ، در مناسبات آب و رنگ ها –
[توضیح: استفاده درست و به‌روز شده از صنعت تناسب و وام‌گیری تلمیح مدرن از دنیای فرامتنی مدرن.]
یا:
بالشت نرمی را که شب ها زیر سر دارم
باور نمی‌کردم که از جنس پرم باشد
[توضیح: گرچه موافق استفاده از «بالشت» در این بیت نیستم (انتخابی به ناچار، برای رعایت وزن و البته به هر حال توجیه‌ناپذیر چرا که لطمه زدن به اثر، هیچ وقت توجیه‌پذیر نیست حالا به هر دلیل) اما کل بیت، جذاب است.]
یا:
تا جذبه‌ی چشم تو قانون جهان باشد
فواره‌ها را اشتیاق سر به زیری هست
[توضیح: اجرای موفق رویکردی کلاسیک در منظری مدرن و نواختن ضربه پایانی بر ذهن مخاطب.]
اما اثر پیشِ رو، متأسفانه از چنین «اجرا»هایی عاری‌ست و گاه حتی ارتباط‌های حداقلی را هم شاهد نیستیم غیر از خطاهای قافیه و استفاده از قوافی صوتی که مطمئناً خطاست. «ربات» و «سورسات» گرچه با هم قافیه‌اند اما با قوافی مسلط بر شعر یعنی ارتباط، نشاط، اختلاط، قافیه نیستند. [علاوه بر این‌ها در مصراع اول بیت سوم، شاعر، «ر» کلمه «در» را با «ع» کلمه عالمی ادغام کرده که خطاست. «ادغام» تنها در مورد «الف» کاربرد دارد نه در مورد «ع» و نه در مورد «ح».]
مشکل عدم انعقاد مضمون، بر سراسر کار، حکم‌فرماست [منظور البته در مصراع‌ها نیست، در ارتباط دو مصراع و در نتیجه، «بیت» است که معیارِ سنجش انعقاد مضمون است] در بیت اول، فقط مصراع اول، خوش نشسته اما در مصراع دوم، غیر از آنکه شاهد تصنع هستیم ارتباط منطقی [منطق شعری] نیز مستحکم نیست. [به قول فروغ فرخزاد، با زحمت زیاد می‌خواهیم دری را باز کنیم که پشتش هیچ کشفی نیست.] در بیت دوم، گرچه «ایده»، نو است اما «اجرا» مشکل دارد چرا که «ربات» در بیت ساخته نشده و وابسته به جهانِ بیرون از بیت است در واقع، کلِ منطقِ این بیت، وابسته به بیرونِ اثر است و کلمات هم کنار هم، خوب جفت و جور نشده‌اند. در دو بیت پایانی ، حتی به اندازه ارتباط‌های حداقلی در ترانه‌‌سرایی برای مخاطب عام هم، شاهد انعقاد مضمون نیستیم. نه! حرفم را پس می‌گیرم که نمی‌دانم شما متعلق به کدام یک از دو گروه یادشده هستید. تقریباً مطمئن شدم متعلق به گروه دوم هستید و احتمالاً برای ویرایش مکرر کارتان وقت نمی‌گذارید. پیروز باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.