قافیه به مثابه قلب غزل




عنوان مجموعه اشعار : شعری به سبک عشق
شاعر : محمد جواد مولوی


عنوان شعر اول : درد دوری
چشم من از غم تو چشمه خو افشان است
درد دوری تو در حرف و سخن آسان است
..
گر کسی از من بیدل خبری پرسد باز
تو بگو عاشق زارم به سر پیمان است
..
"خوشتر ار فکر می و جام چه خواهد بودن"
هر کسی یار به آغوش کشد خندان است
..
دوریت زخم شده بر دل بیچاره من
زخم دوری تورا دیدن تو درمان است
..
رنگ عاشق خبر از مسکن قلبش دارد
او که ساکنوشده در خاطر من جانان است
..
هر دمی ناله کنان در پی آم مطلوبم
طالبم من طلبم آن لب بر دندان است
..
با نگاهی ز سر شوق دلم میلرزد
عشق در زیر همین بیت ببین پنهان است

عنوان شعر دوم : من و یک(اولین شعر نو من)
من و شب های پر از خاطره ات
و جهانی که پر از عطر تو است
یک خیابان که یدم های تورا میشمرد
و یکی دیوانه
که اگر سنگ زنی
او نرود
من و یک باغچه از یاسمن خشکیده
و یکی مرد
که هنگامه شب
چشم خود را ز نگه کردن تو دزدیده
و نگاهی نگران
که شده سوی نگاهش به تو و خانه تو
که شده غرق تمنا.ی یکی واژه ز تو
تا بگویی که مرا میخواهی
واژه عشق ز لب های تورا میشنوم
که برای دگران میخوانی


عنوان شعر سوم : تقلیدی از مولوی
من یقول الارنی ما تری انت جلی
انت فی قلبی حزین من تقل لن ترنی

_
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
نقش پررنگ قافیه در شعر کلاسیک بر هیچکس پوشیده نیست. ابونصر فارابی گفته است «در زبان‌های غیر عرب(عجم) هرگاه در آنها شعری با قافیه یافت شود به پیروی از عرب است. در اشعار قدیمی آن زبان‌ها قافیه وجود نداشته است». اگر بخواهیم نقش واقعی قافیه را توضیح دهیم بهتر است هر بیت را به میدانی تشبیه کنیم که حول محور قافیه می‌چرخد. از سویی قافیه در انتهای هر بیت با ایجاد ضرباهنگ هم از نظر موسیقیایی و هم از نظر مفهومی نقش پررنگی در غافلگیر کردن مخاطب دارد.
دکتر شفیعی کدکنی در نقد قافیه اندیشی می‌نویسند: «قلمرو شعر وسیع‌تر از آن است که تا مرز قافیه‌ها تصور شود. این اندیشه که قافیه را از ذاتیات شعر به شماریم -گرچه در ایران اندکی و در عربی بیشتر- طرفدارانی داشته است، اما همیشه هوشیاران و اهل نظر قافیه را به عنوان یک نیروی خارجی که به کمک شعر می‌آید می شناختند و بر اثر تحولات و دگرگونی های که در افکار ناقدان و اهل شعر از چندین قرن پیش از این راه یافته است موضوع قافیه و حدود رابطه آن با ماهیت شعر بسیار مورد نظر قرار گرفته است.».
بعد از ذکر این مقدمه به بررسی اولین شعر جناب مولوی که نام شاعرانه‌ای نیز دارند می‌پردازیم. هرچند قافیه اندیشی در شعر پسندیده نیست اما یک قافیه مستعمل این قابلیت را دارد که شعر را درگیر تصاویری کند که پیش از این بارها و بارها در شعر پیشینیان استفاده شده است.
شعر جناب مولوی را از چند منظر می‌توان مورد بررسی قرار داد یکی از اولین نکات قابل توجه قوافی مورد استفاده است. هرچند قافیه محتوم به الف و نون از ابتدای آفرینش تاکنون بسیار مورد استفاده بوده است اما اگر شاعر به اندازه کافی توانمند باشد می‌تواند با همین قافیه نیز تصاویری بیافریند که تاکنون نمونه نداشته است. با این حال باتوجه به سابقه شعری جناب مولوی انتظار نمی‌رود که ایشان به بهترین نحو از قوافی کار بکشند اما با کمی مطالعه اشعار و نثرهای معاصر یا حتی روزنامه و عنوان‌های خبری می‌توان به کلماتی رسید که تاکنون مورد توجه شاعران نبوده است. مثلا کلمه «عنوان» در مقام قافیه در قواقی منتهی به الف و نون کمتر مورد توجه شاعران بوده است. هرچند شعر بهتر است جوششی باشد اما این شاعر است که فرمان را به دست می‌گیرد و سمند شعر را می‌برد به منزلی که می‌خواهد. در غزل شماره یک فارغ از زبان کهن شاعر، قاقیه‌هایی چون خون افشان، پیمان و جانان به قدمت اثر و کهنه کردن زبان افزوده اند
همینجا لای گیومه بنویسم که اطلاعی از اینکه این غزل چندمین شعر جناب مولوی ست ندارم فلذا با این پیش فرض که چندین اثر نوشته‌اند و این شعر را به تازگی سروده‌اند به بررسی اثرشان می‌پردازم تا در شعرهای آتی نکات را مورد توجه قرار دهند. مسئله دوم در رابطه با شعر ایشان تضمین است. برای تضمین موفق یک شعر بهتر است در ادامه یعنی در مصرع بعدی مضمون با بیت اصلی یا مادر که به آن تضمین زده شده متفاوت باشد تا تضمین شاعر نهایت اثربخشی را بر مخاطب داشته باشد.
و آخرین نکته در مورد شعر اول می توان به پایان بندی شعر اشاره داشت. در شعر معاصر فارسی برخلاف اشعار غربی پایان بندی شعر از مهم ترین و اثربخش ترین قسمت‌هاست. شاعران معمولا بهترین بیت را در آخرین بخش شعر می آورند که حلاوت غزل را در ذهن مخاطب ماندگار کنند. در شعر جناب مولوی اصل غافلگیری آنچنان که باید و شاید رعایت نشده به همین خاطر ممکن است تصویری از شعر ایشان در ذهن مخاطب باقی نماند.
شعر دوم جناب مولدی برخلاف شعر اول نشان می‌دهد که ایشان قابلیت این را دارند که شاعر سپیدسرای خوبی باشند. هرچند در شعر اول نیز ایشان توانایی خود را بر عروض و قافیه و شعر کهن تاحدودی به رخ کشیده‌اند. اما در شعر دوم تنها سطر یک خیابان که قدم‌های تورا می‌شمرد برای من کافی ست که بر شاعر بودن ایشان مهر تایید بزنم. اما همچنان مطالعه کتب آموزشی شعر را برای ایشان لازم می‌دانم. مطالعه کتبی چون روزنه و رصد صبح به عنوان دو کتاب با نثر و زبان ساده برای تمامی شاعران نوقلم واجب است. در انتها برای جناب مولوی آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم هر روز آثار بهتر و بیشتری از ایشان بخوانیم.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۴
محمد جواد مولوی » یکشنبه 19 مرداد 1399
راجع به شعر نو....دوست دارم اما نوشتنش سخت است..گاهی که دلم میخواهد بنویسم با مثنوی و رباعی و دو بیتی راحت تر انس میگیرم تا شعر نو...اما دوست دارم و قصد دارم که شروع کنم و تلاش کنم.. راجع به کتاب هایی که معرفی کرده اید...انشالله بعد از کنکور امسال حتما مطالعه میکنم...بزرگترین اشکال من تجربه و مطالعه کم است و حل نمیشود مگر با مطالعه....
محمد جواد مولوی » یکشنبه 19 مرداد 1399
سلام خانم جبار پور ماسوله خیلی ممنونم از شما ..چند نکته که شاید گفتنشان خالی از لطف نباشد..سابقه شعر گفتن من حدود یکساله اما متاسفانه توی این یکسال یک وقفه 6 ماهه به وجود اومد اون همبه خاطر تعریف و تمجید!یک نفر از شعرای من که متاسفانه اولین نفری بود که شعر مرا خواند و اگر دفتر شعر مرا ورق بزنین 10 شعر درست و حسابی هم پیدا نشود و بیشترش یک بیتی و دو بیتی ...چیزی از عروض و قافیه هم نمیدانم و فقط سعی میکنم کلمات موزون باشند ...اما برای شهریور ماه قصد جدی دارم برای مطالعه درباره وزن و قافیه
مهران عزیزی » یکشنبه 19 مرداد 1399
سلام به هر دو بزرگوار. این دومین نقدی است که در این پایگاه محترم از خانم جبارپور می‌خوانم. بی‌تعارف بگویم که تا اینجای کار شعرهاشان بهتر از نقدهاشان است. به نظر می‌رسد محتاط و دست به عصا نقد می‌کنند با اشاره‌هایی به کلیات. دفترهای شعرشان، «مؤنث» و «حرف بی‌ربط» را خوانده‌ام و لذت برده‌ام و ممنونم از ایشان برای حال خوشی که شعرهاشان به من و ما داده‌است و خواهد داد. برای هر دو عزیز آرزوی توفیق دارم.
ساجده جبارپور ماسوله » یکشنبه 19 مرداد 1399
منتقد شعر
سلام و عرض ادب از لطف بی‌کران شما نسبت به اشعارم سپاس‌گزارم. نقد آثار باتوجه به سابقه شعری صاحب اثر و سطح شعر نوشته خواهد شد. باتوجه به اینکه اغلب افراد در رده سنی پایینی قرار دارند بهتر است در مرتبه اول بیشتر راهنمایی شوند تا اینکه تخصصا راجع به شعر و به صورت بیت به بیت صحبت شود. اگر شعری طظرفیت صحبت به صورت بیت به بیت و جزیی داشته باشد قطعا از این نظر بررسی خواهد شد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.