گره از كار فروبسته خود بگشاييد




عنوان مجموعه اشعار : از دلتنگي
شاعر : جلال احمدي


عنوان شعر اول : تکثير عشق
اي کاش که از غربت دلگير نترسيم
از مرگ ازين بازي تقدير نترسيم

بگذار که از فاصله ها درس بگيريم
از درد ازين دشمن بي پير نترسيم

بگذار خبر در همه ي شهر بپيچد
بگذار که از پخش تصاوير نترسيم

بگذار بگوييم که همراز هم هستيم
از اينکه شود عشق فراگير نترسيم

از اينکه شود عشق درين شهر عزيزم
با نام من و نام تو تکثير نترسيم





عنوان شعر دوم : گره
چه شود گر گره از کار دلم بگشايي
نه که اينگونه گره بر گره اش افزايي

من به موهاي پريشان تو ايمان دارم
نيست با ياد تو از هيچکس ام پروايي

آبروي غزل و شعر تويي ، پس بگذار
بنويسم که تو از سمت خدا مي آيي

من همين گمشده ي فاجعه ي امروزم
تو همان ترجمه ي روشني فردايي

من پلنگي که غم خاک اسيرش کرده
تو ولي ماه بلندي که در آن بالايي

مانده ام بين دل و عقل چه بايد بکنم
بهترينم تو بگو هر چه تو مي فرمايي


عنوان شعر سوم : پاييز
با خودنويس و دفتر و يک ميز بودم
آماده ي يک شعر شور انگيز بودم

پاييز فصل عاشقي هاي من و توست
يک عمر من ديوانه ي پاييز بودم

باور کن اي زيبا که در باران نم نم
من لب به لب از عشق تو لبريز بودم

آغوش تو آرامش دنياي من بود
من با تو فارغ از غم هر چيز بودم

اي کاش من هم مثل مجنون، مثل فرهاد
آغاز يک عشق غرور آميز بودم
نقد این شعر از : حامد یعقوبی
آقاي جلال احمدي
سلام
من سه شعر از شما خواندم كه اگر بخواهم از اين ميانه يكي را انتخاب كنم، شعر دوم ( گره) را برمي گزينم. راستش را بخواهيد اين غزل مرا ياد شعر مشهور عراقي مي اندازد كه آقاي شجريان در آلبوم همايون مثنوي آن را به بهترين شكل آواز خوانده است؛ پيشنهاد مي كنم قبل از اينكه اين يادداشت را تا ته بخوانيد، آواز شجريان را گوش كنيد تا هم از اين اثر شگفت انگيز لذت ببريد هم ضمن آشنايي با ريزه كاري هاي عراقي در طراحي ساختمان شعر، راز يك اثر موفق را دربابيد. همه ما از كوچك و بزرگ نياز داريم يك بار ديگر با نگاه تيزبينانه به سراغ شعر قدما برويم و قواعد زبان و شعر را آنان بياموزيم. عجالتا بياييد چند بيت از اين غزل را با هم مرور كنيم:
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبسته ما بگشایی؟
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی
گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو
من به جان آمدم، اینک تو چرا می نایی؟
بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال
عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی
همه عالم به تو می بینم و این نیست عجب
به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی

حالا كه شعر عراقي را خوانديم خوب است اين را اضافه كنم كه در غزل گره صميميتي ديده مي شود كه احساسات مخاطب را به خوبي هدف مي گيرد منتها در اين سه غزل متاسفانه ضعف تاليف هايي ديده مي شود كه اجازه نمي دهد مخاطب آنطور كه بايد از شعرها لذت ببرد. از جمله اين ضعف ها ارتباطات ضعيفي است كه بين دو مصراع يك بيت ديده مي شود. نوشته ايد:
من به موهاي پريشان تو ايمان دارم
نيست با ياد تو از هيچكسم پروايي
اما مشخص نيست كه رابطه ميان صفتي كه براي موها ذكر كرده ايد - پريشاني - در بي پروايي شما چه نقشي دارد و اصولا رابطه ميان اين دو چيست. از اين دست اشكال ها در هر سه غزل زياد ديده مي شود و فكر مي كنم بهتر است در اولين قدم براي رفع مشكلات شعرهايتان اين اصل ساده را مورد توجه قرار بدهيد. ارتباط افقي بيت ها، مي تواند نخستين تمرين شما از اين پس باشد، پس از اين مي توان روي موارد ديگري مانند پاكيزگي زباني، طراحي ساختمان شعر و مواردي از اين دست نيز كار كرد، منتها در گام هاي بعدي. نكته آخر اينكه يكي از بيت ها ايراد وزني دارد، اين براي شما كه مشخص است وزن را مي شناسيد، پسنديده نيست، بنابراين حتما در اين بيت تجديد نظر كنيد:
بگذار بگويم كه همراز هم هستيم
از اينكه شود عشق فراگير نترسيم
ملاحظه مي فرماييد كه مصراع نخست، بايد (هم استيم) خوانده شود وگرنه (هم هستيم) دچار لغزش وزني است. زياده عرضي نيست.

منتقد : حامد یعقوبی

حامد یعقوبی متولد اردیبهشت 1361 شاعر و روزنامه نگار دبیر تحریریه هفته نامه کرگدن کتاب ها: مجموعه غزل برهوت مجموعه غزل سرباز بی همدرد خون آلود



دیدگاه ها - ۱
جلال احمدي » دوشنبه 06 شهریور 1396
ممنون از شما آقاي يعقوبي از نقد منصفانه ي شما،اشکالاتي که در شعرهايم خاطر نشان کرديد را با گوش جان شنيدم و ان شا الله برطرف مي کنم...براي اولين بار شعر هايم مورد نقد قرار گرفت و بسيار خوشحالم.سپاس از راهنمايي هاي شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.