توقع هنرمندانه بیان کردنِ احساسات




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : مهرداد تبریزی


عنوان شعر اول : واگیر

خواب می بینم ناسروده شعرم
در دهان باد
سوگوار و سرگردان

و تو فرشته ای هستی
در کسوت پرستاری

اینهمه درد شیطان را آدم می کند؛
کجا ماند انسان...

می خواندی ام

به کام مرگی نارس
درتب کرونا می سوزم و
در ناله ی باد
گم می شوم...



عنوان شعر دوم : غربت

با خودم به احساس آشنایی نمی رسم
هر بار رفته ام و
یکبار نمی رسم
کیست که می داند کیست
از آغاز نبوده و
با مرگ به پایان نمی رسم

خسته ام از دعاهای بی اجابت
رهایم کن!
آدمم من
با سعی خود که به جایی نمی رسم

تا ناشناس تو هستم
می دانم
با خودم به آشنایی نمی رسم...



عنوان شعر سوم : به قیامت دیدار

گذشت وقت
از زمان من
این شتاب ناهموار
پشت شب
می شناسم
شب را
با ماه
ماه را
با آسمان
آسمان را
با ستاره ها

از پرواز و پرنده ی خاطر
مرگ را
از عشق
تو را
تو را از عشق

بانوی " چراغ و آب و آینه"
از سرشاری لحظه ها
در لحظه ی روشن دیدار
می شناسم...
...
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
در سه شعر آقای تبریزی، آنچه بیش و پیش از همه توجه را جلب می‌کند، زیربنای اندیشگی شعرهاست؛ چیزی فراتر و عمیق‌تر از مضامینی که حول محور عشق، با نازل‌ترین سطح، در بخش عمدۀ شعر بی‌ وزن این روزگار ارائه می‌شود و گاه با بهره‌گیری از برخی از عناصر شعر، و اغلب حتی بی‌بهره از آن عناصر، داعیۀ شعر بودن دارند.
سروده‌های آقای تبریزی امّا اندیشه‌ای عمیق و درخور دارند، و ای کاش بیش از این‌چه می‌بینیم، بهره‌مند از عناصر شاعرانگی بودند.
حقیقت این است که این سه اثر، تا حد زیادی، تنها با برخورداری از تقطیع افراطیِ سطرهاست که نتوانسته‌اند خود را به‌ظاهر از نثر جدا کنند، امّا در بطن امر، هر سه، متن‌های منثور حکمت‌آمیزند، با کمترین بهره از عناصر خیال‌انگیز، جلوه‌های تصویری، تمایز واژگانی و نحوی و ... گرچه نباید از نظر دور داشت که شاعر، تا حدودی از موسیقیِ نهفته در بطنِ سطرها بهره برده، و بدون بهره‌مندی از موسیقی‌های عروضی و کناری و درونی، اغلبِ سطرهایش از نوعی ترنم نامحسوس امّا موجودِ آوایی برخوردار هستند.

نکتۀ دیگری که لازم است اشاره‌ای به آن بشود، آوردن «تب کرونا» در پایان‌بندی شعر اول است که متأسفانه توانسته شعر را از یک اوج اندیشگی، به حضیضِ مسائلِ گذرای روز برساند. درغلطیدن به دامان مسائلی که مختص زمان خاصی هستند و به‌بیانی تاریخ مصرف دارند، همواره این خطر را گوشزد می‌کنند که پس از گذشت زمان، تاریخ کاربرد آن شعر به انقضا برسد. از سویی توجه به آهنگِ کلماتِ بیگانه هم مسألۀ مهمی است. ورود واژه‌هایی از فرهنگ‌های دیگر، یا از دانش‌های دیگر (مثلاً پزشکی در این مورد خاص) که هرکدام مختصاتِ آواییِ خاص خود، و البته بیگانه با مختصات آواییِ زبان فارسی را دارند، بافت آوایی و موسیقاییِ شعر را از یکنواختی در می‌آورد؛ مسأله‌ای که در این شعر با آوردن کلمۀ «کرونا» ایجاد شده است.

امّا گذشته از مسألۀ اندیشه، نثرمحور بودن آثار، و الزام به کاربردِ واژه‌های هم‌آهنگ با گوشِ موسیقاییِ مخاطب ایرانی، توجه به عاطفۀ شعرها درخور توجه بیشتری است. هر سه شعر، بسیار صمیمی و عاطفی و مهربان‌اند. شاعر، صادقانه ابراز احساسات کرده، و شاید همین کم‌بهرگی از عناصر زیباشناسانه را لازم باشد از عناصری بدانیم که منجر به ابراز بی‌پرده و بی‌واسطۀ احساسات شده‌اند.
به‌ هرروی، شاعر بسیار بی‌تعارف به ابراز احساسات پرداخته، و ای‌کاش به این نکته هم توجه می‌کرد که عناصر خیال‌انگیز، موسیقی، و زبان‌آرایی، اگر هوشمندانه و هنرمندانه به کار گرفته شوند، تا چه اندازه می‌توانند به ابراز هنرمندانه‌تر و تأثیرگذارترِ احساسات، مدد برسانند.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.