نوساني اميدبخش




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : مهدی حق طلب


عنوان شعر اول : ...
ما همیشه ایستاده ایم
کاج نیستیم
تیر برق های مرده ایم
لمس کرده ایم
دست فروش را...
گوش داده ایم
ناله های مردم همیشه در خروش را...
در ک کرده ایم
فرق بین جاده های خاکی و
جاده های سنگ پوش را...

ما همیشه دیده و شنیده ایم
ماهمیشه درک کرده ایم
اه
ما همیشه درکنار
ایستاده ایم

عنوان شعر دوم : رمضانیه
آرام گیر به قوتی چو قرص ماه
تا پاک میشوند
از دلت ان لکه های تار
زخم زبان شکم را به رو میار...

وانگه به وسعت یک جان بیکران
بنشین و دفتر خودرا ز نو بخوان:
تا قوت غالبت افزون شود کمی؛
از عزتت به چه مقدار داده ای؟



عنوان شعر سوم : ...
کفش ها
جفت بوده اند...
دستها
جفت بوده اند...
چشمها
جفت بوده اند...

من چگونه اجتماع جفت هام؟
من که فرد بوده ام...
من که طرد بوده ام...
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر نيمايي علي رغم احترام و التزام به وزن عروضي (توازن) با كنار گذاشتن تقارن در چينش سطرهاي اشعار سنتي در واقع يكي از دو ركن زيبايي شناسي آن شعر را فرو ريخت .
حالا به قول «نيما» شعر به طبيعت نثر نزديك شده و سعي داشت به دكلماسيون طبيعي كلام برسد .
همين كار قدمي بود در راه طولاني و سنگلاخ فاصله گيري از ادبيت زبان شاعرانه كه دهه هاي آتي ، شايد از احمدرضا احمدي به بعد كم كم به بار نشست .
«مهدي حق طلب» شاعر جوان و نيمايي سراي خراساني با شعر نخست ، تسلطش را بر وزن عروضي نشام مي دهد و جز در سطر پنجم (دست فروش را) دچار اختلال و شكست وزني نمي شود . با اين حال او هنوز از روياي قافيه سازي درنيامده است و پياپي از قافيه سازي يا شبه قافيه سازي استفاده مي كند حتي بيش از قوالب سنتي چون غزل و مثنوي و رباعي ! التزامي كه يك شاهر نيمايي سرا هيچ تعهدي نسبت به آن ندارد و همين باعث تكلف و تصنع متن شده است . وفور افعال اول شخص جمع در متني نسبتا كوتاه گوياي همين مطلب است . در اين شعر ، استعاره ي درخت و تير چراغ برق نماينده ي آدميان بي تفاوت و ناتواني ست كه يا توان و يا جسارت اعتراض به فجايعي را كه در كنارشان رخ مي دهد ، ندارند . در اين بين اهميت فرق بين جاده هاي خاكي و سنگ پوش را متوجه نمي شويم ! اين ها نماينده ي چه كاراكترهاي ديگري مي توانند باشند ؟
شعر دوم با عنوان رمضانيه اما بين وزن و بي وزني در نوساني نامرتب به سر مي برد . يك سطر موزون ، سطر ديگر ناموزون و سطري بعدتر داراي وزني متفاوت . زباني پردست انداز و مغلق كه معنا را در زبان و بياني ادبي آن قدر مي پيچاند تا گم و گور نمايد ! و اگر نبود عنوان شعر به راحتي نمي شد منظور شاعر را از اين سطرهاي دريافت . زبان و بيان اين شعر ، زبان و بيان شعر كهن و بلكه كهنه ي ما را اين بار در قالبي نو به ياد مخاطب مي آورد .
شعر سوم يك شعر نيمايي كامل است . اين كمال از شاعر شعر دوم (رمضانيه) كمي عجيب و نامنتظره به نظر مي رسد . فرم در اين شعر نيمايي حرف اول را مي زند . نوع چينش واژگان ، دقت در تقطيع را نمايان مي سازد . و رابطه ي دقيق معنايي و موسيقايي بين واژگاني چون فرد و جفت ، اجتماع و طرد ، فرد و اجتماع و ... شعر را به بسته اي ساخت مند بدل ساخته است كه به سختي مي توان در ساخت و بافت محكم و فشرده ي آن نفوذ كرد و آن را تغيير داد .
اين سه شعر نيز همچون سه شعر نيمايي قبلي «حق طلب» كه پيش از اين مورد نقد و بررسي قرار گرفت ، نمايانگر فعاليت خستگي ناپذير شاعر جواني ست كه پرنوسان اما اميد بخش به شاعري خصوصا در قالب غريب نيمايي ادامه مي دهد و اميد مخاطبانش را هم نااميد نمي كند .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.