کمی با جدیت بیشتر!




عنوان مجموعه اشعار : برجک تنهایی
شاعر : سامان علی یاری


عنوان شعر اول : وارث وارونه ی باد
دل به امواج خیالات که دادم؟
می رسد عاقبت این موج به دادم؟

سال ها باد موافق نوزیده است
آخرین وارث وارونه ی بادم

مثل تلخنده دلقک به جماعت
دل نبندید به لبخند زیادم

جای جویا شدن از حال خرابم
حمد و صد سوره بخوانید به یادم

نسبم می رسد انگار به غم باد
آخرین وارث وارونه ی بادم


عنوان شعر دوم : بغض شکسته

به حلق آویز خود گاهی طناب دار شک دارد
جسد به رقص خود هنگامه ی دیدار شک دارد

کسی از داغ ابریشم برای شمع خواهد گفت
بخوان از پت پتش: دلداده بر دلدار شک دارد

همیشه صخره به آرامش امواج مشکوک است
خیانت دیده به رفتار معنی دار شک دارد

صف آرایی دشمن در شب پیمان آتش بس
به این آرایش جنگی فقط سردار شک دارد

امانت داده بودم بر گلو یک عمر بغضم را
شکسته چون امانت بر امانت دار شک دارد

عنوان شعر سوم : ..
...
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
امروز نگاهی خواهی داشت به دو غزل از جناب سامان علی یاری شاعر تازه نفس و صدالبته خوش قریحه، با اینکه کمتر از یک سال سابقه شاعری دارند اما به خوبی از آثارشان پیداست که بر لوازم سرودن تسلط نسبی دارند، این تسلط نسبی برای همین عمر شاعری خوب است، پس همین جا به شاعر می گویم باید با سرعت بیش تر از مرحله تسلط نسبی به تسلط کامل برسند، این یک پیشنهاد نیست یک ضرورت است.
تسلط داشتن تنها شامل آگاهی از قواعد وزن و قافیه نیست، تسلط یعنی شکل صحیح استخدام این لوازم و شیوه بهره برداری از این لوازم به نفع اثر.
در غزل اول چند نکته ی اساسی وجود دارد، اولی وزن خوش آهنگ و کمتر استفاده شده است که می تواند نکته مثبتی برای این شعر باشد، البته این نکته وقتی کامل یه نکته خوب بود که شاعر می توانست به روانی سرودن در اوزان متعارف اینجا هم از عهده کار بر بیاید که به باور من این گونه نبوده است، نکته دوم اینکه شعر قدری دچار لفاظی شده است، این اصطلاح چندان دقیق نیست اما به شکلی اطلاق می شود که شاعر مجذوب طنین کلام و زیبایی و آراستگی لفظی قرار بگیرد و اساسا حرف بزرگ اما معنا کوچک و نارسا باقی بماند. این خصیصه از نام شعر آغاز می شود و در چند سطر هم اتفاق می افتد، نکته ی سوم ضعف در قافیه است، شاعر در این غزل پنج بیتی قافیه باد را دو مرتبه آورده و حتی رد مطلع هم نکرده و در پایان شعر مصرع چهارم را عینا تکرار کرده است، همچنین در مطلع علی رغم تفاوت معنایی که قافیه ها با هم دارند اما می شد زیباتر از این هم با قافیه برخورد کرد.
دل به امواج خیالات که دادم؟
می رسد عاقبت این موج به دادم؟
اگر در مصرع اول امواج است مصرع دوم هم باید امواج بیاید دل به امواج داده در انتظار دادرسی امواج است نه موج هر چند کارکرد شاعرانه این بود که مثلا شاعر بگوید دل به امواج پریشان دادم پس کی گیسوان تو به دادم می رسند، "این" هم در مصرع دوم از لحاظ معنای اشتباه است و شاید آن صحیح تر باشد چون شاعر نمی داند دل به امواج خیالات چه کسی داده است و این برای اشاره قریب تر مناسب است.
سال ها باد موافق نوزیده است
آخرین وارث وارونه ی بادم
آن لفاظی که عرض کردم در این بیت آشکار است ترکیب "آخرین وارث واروونه ی باد" به خودی خود جذاب است اما اگر از جذابیت ظاهری اش بگذریم بار معنایی بالایی ندارد ، و در ارتباط قوی هم با باقی مصاریع نیست.
جای جویا شدن از حال خرابم
حمد و صد سوره بخوانید به یادم
آن "صد" جز برای پر کردن وزن آن جا نیامده است صد حمد و سوره بود باز بهتر بود هر چند معنا همان حمد و سوره ی خالی ست.
در مجموع غزل اول نیازمند اصلاحاتی ست که گفتم.
در غزل دوم با عنوان بغض شکسته با شعری طبیعی تر نسبت به شعر اول مواجهیم ردیفی ثابت با قافیه و وزنی معمول.
به حلق آویز خود گاهی طناب دار شک دارد
جسد به رقص خود هنگامه ی دیدار شک دارد
مصراع اول خیلی روشن است، حلق اویز خود دقیقا یعنی چه؟ یعنی کسی که حلق آویز شده؟ یا شکل حلق آویز شدن، ما می توانیم بگوییم طناب دار به حلق آویز خود علاقه ای ندارد؟ ولی فکر می کنم منظور شاعر باید همان شکل اول باشد.
نکته ی دوم در این بیت اختیار وزنی اراده کردن هجای کوتاه به جای هجای بلند است، باید گفت علی رغم اینکه این اختیار مرسوم است اما در بسیاری از موقعیت ها مخل خوانش روان است مثلا در "به" مصراع دوم. باید به را دو برابر در خوانش بکشیم تا وزن درست شود. در مجموع بیت اول دچار ضعف تالیف است.
کسی از داغ ابریشم برای شمع خواهد گفت
بخوان از پت پتش: دلداده بر دلدار شک دارد
بیت زیبایی ست هر چند چیزی بر چیزی شک داشتن دست کم در شعر امروز چندان درست نیست حرف اضافه صحیح "به" است نه "بر" ولو اینکه در گذشته این شکل مصطلح بوده یا نه شاعر باید سعی کند کمتر با این استدلال صورت رایج استفاده را بر هم بزند.
همیشه صخره به آرامش امواج مشکوک است
خیانت دیده به رفتار معنی دار شک دارد
مشکوک است و شک دارد دقیقا یک معنی دارند پس می توان گفت در مصراع اول آن مشکوک است می توانست نباشد یعنی شاعر بگوید شبیه صخره در مقابل آرامش امواج خیانت دیده به رفتار معنی دار شک دارد. اینکه باید بپذیریم طبق تشبیه تصویری آرامش داشتن امواج یک رفتار معنی دار است و صخره خیانت دیده است خود جای بحثی دیگر است. فقط همین را می گویم که هر چه ارکان در تناسب هم دارای استدلال های محکم شاعرانه تری باشند پذیرش و لذت مخاطب بیشتر خواهد بود.
صف آرایی دشمن در شب پیمان آتش بس
به این آرایش جنگی فقط سردار شک دارد
اگر قافیه "ار" نبود می شد به جای سردار ، فرمانده، سرهنگ و بسیار القاب دیگر هم گذاشت و شاید بعضی هایشان از لحاظ معنای زیباتر هم می شد شاعر عزیز باید در استخدام کلمات به ویژه برای قافیه و ردیف دقت نظر بیشتری کند کاش در بیت برای سردار پشتوانه ای از حیث لفظ و معنا ایجاد می شد.
امانت داده بودم بر گلو یک عمر بغضم را
شکسته چون امانت بر امانت دار شک دارد
جز آن مورد "بر" بیت خوبی ست اما چندان برای پایان بندی مناسب نیست یعنی در مقیاس ارزش با سایر ابیات وزنی برای پایان بندی ندارد، مضافا بر اینکه قافیه های زیادی برای نوشتن یک بیت پایان بندی وجود دارد که شاعر از آن ها استفاده نکرده است.
در مجموع از شعر های جناب علی یاری لذت بردم و امیدوارم با جدیت بیشتر مسیر موفقیت را با سرعت بیش تری طی کنند.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
سامان علی یاری » 12 روز پیش
سپاس از وقتی ک گذاشتین

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.