به ضرب و زور قافیه!




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : محمد عظیمی


عنوان شعر اول : .
دلخوش عشوه و دیوانۀ خالم نکنید
دم تالار عروسی تهِ چالم نکنید
ماه تابانم و پشتم نشده قوز هنوز
تازه کامل شده‌ام باز هلالم نکنید
ازدواج اوج خوشی بوده قدیم و حالا
قعر دوزخ شده درگیر ملالم نکنید
شیر بودم که یهو بی‌دم و یالم کردند
ناگهان نوکرِ دربست عیالم کردند
همۀ دین مرا فقر و تأهل دزدید
حاکمانِ وطنم غرقِ کمالم کردند
مملکت داری ما دیپلماسی شد و بس
لاف‌هایی زده و ساکت و لالم کردند
زن گرفتم نشوم راهی دوزخ که شدم
دشمنانم پس از این لطف حلالم کردند
از ازل سیب رخم سرخ شد از سیلی‌ها
با کتک‌های زنم رو به زوالم کردند
شاد بودم بشوم قاطی مرغان بهشت
حوریان، با کتک تازه زغالم کردند



عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : احمد امیرخلیلی
درود.
نکته ای که در غزل پیوسته شما وجود دارد نمایش کوششی قافیه در تمام بیت هاست. اینکه موسیقی برای زیبایی بخشیدن به شعر و گوش نواز کردن آن استفاده می شود. در سینما مثالی داریم که نباید دروبین در تکه تکه فیلم برای بیننده لو برود چرا که دیگر نمی تواند ببیننده به واقعی بودن داستانی که با چشم خود در حال دیدن آن است نه از نگاه دوربین اعتماد کند. قافیه ردیف هم در شعر همین گونه است باید آنطور در اثر بنشیند که خواننده حس نکند قافیه و ردیف به زور و کوشش در تالیف شاعر قرار گرفته چیزی که در شعر شما به شدت احساس می شود که فقط سطرها نوشته شده اند تا به قافیه و ردیف برسد.

اما شعر شما:
دلخوش عشوه و دیوانۀ خالم نکنید
دم تالار عروسی تهِ چالم نکنید
ماه تابانم و پشتم نشده قوز هنوز
تازه کامل شده‌ام باز هلالم نکنید

شعر شما با این سطرهای گنک شروع می شود از یک عروسی و شاعر می گوید من ماه تابانم و جوانم و پشتم قوز نیافتاده و تازه کامل شده ام و شما هلالم نکنید! دو نکته وجود دارد اینکه مخاطب شاعر کیست که از او می خواهد جلو ازدواج او را بگیرد و اصلا کجا در مورد اجبار در این ازدواج گفته است؟ و این هلال ماه با قوز به جز خمیده بودن چه وجهه زشتی را دارد که این ارتباط آورده شده! در واقع انتخاب قافیه هلال باعث شده شاعر نسبت های زیبایی شناسانه را فراموش کرده و فقط بخواهد کلمات در بیت جفت و جور کند.

ازدواج اوج خوشی بوده قدیم و حالا
قعر دوزخ شده درگیر ملالم نکنید
شیر بودم که یهو بی‌دم و یالم کردند
ناگهان نوکرِ دربست عیالم کردند

در این سطر هم همان "نکنید"های بدون مخاطب که نشان دهنده تجاهل شاعر هم نیست تکرار می شود چرا به سرعت ردیف به " کردند" تغییر می کند! چه کسی نکند و چه کسی کرده است؟ مخاطب این افعال دقیقا کیست! مورد بعدی آنکه من شیری بودم یا هستم؟ شیر بی یال و دم باز هم شیر است فقط ابهت و جلال و جبروت شیر را ندارد! و مورد سوم لفظ محاوره "بی یال و کوپال" است نه " بی یال و دم"! آنقدر شاعر درگیر قافیه بوده است که تالیف را فراموش کرده.

همۀ دین مرا فقر و تأهل دزدید
حاکمانِ وطنم غرقِ کمالم کردند
مملکت داری ما دیپلماسی شد و بس
لاف‌هایی زده و ساکت و لالم کردند

هرچه بیشتر پیش می رویم با سطرهای گنگ تر و بی اتفاق تری روبرو هستیم و طنز ضعیف تر! در واقع شاعر کم کم آن رندی شاعرانه خود را از دست می دهد.


زن گرفتم نشوم راهی دوزخ که شدم
دشمنانم پس از این لطف حلالم کردند
از ازل سیب رخم سرخ شد از سیلی‌ها
با کتک‌های زنم رو به زوالم کردند
شاد بودم بشوم قاطی مرغان بهشت
حوریان، با کتک تازه زغالم کردند

و در پایان اثر هیچ اتفاق شاعرانه یا طنزی کارساز نمی بینم. جمله معروفی هست که می گوید "طنز شوخی بردار نیست" و عملا طنز بهترین راه ممکن برای صحت در مورد معضلات اجتماعی و سیاسی است. لزوما خنده دار بودن اثر کفایت کار نمی کند و شعر شما اگر می خواهد مشکلات ازدواج را به نقد بکشید باید در کنار سطرهای طنازانه نیش هایی رندانه را نیز بکار بگیرد چیزی که در شعر نیست یا اگر هست کم است.
موفق باشید.

منتقد : احمد امیرخلیلی

شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، رضا صادقی، سیامک ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.