هیچش کناره نیست




عنوان مجموعه اشعار : راضی از درون
شاعر : سید رضا محمود هاشمی


عنوان شعر اول : هوا نمی بینم
در این سر و پا بلا نمیبینم
شاید چون زمانه را نمیبینم/

از ما که گذشته باد آزادی
خود را که دگر رها نمیبینم/

نالید کسی که گشت دریا را
گوید که چرا ندا نمیبینم/

این لحظه که یاد من نباید بود
آن یاد غزلسرا نمیبینم/

ای کاش نفس شود شبی پر راز
مشکل که شود هوا نمیبینم/

محفل به چراغ مست شد زیرا
آن شمع که از خدا نمیبینم/

ای یار به من نگاه میکردی
چیزی که به جز فنا نمیبینم/

عنوان شعر دوم : ...
...


عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : مهدی بهار
گاهی بایست ورای تکلف ، و آزادانه ،فقط نوشت و نوشت و نوشت.نه برای اینکه چیزی از خود بجای گذاشت.تنها برای سرریز شدن احساساتی که در درون ما قَلَیان می کنند و مفری برای خروج ندارند.
اما وقتی بناست شعر بگوییم و مخاطبی را با آن همدل و همگام کنیم،بایست طوری بنویسم که روانی و دلپذیری آن به مخاطب حس هم ذاتی بدهد و او را با ما همراه کند.
آقای رضا محمود هاشمی که به تازگی پا به عرصه ی نوشتن نهاده اند و راهی سخت پیش رو دارند ،با ذوق و شوری بالا ،پای در این وادی نهاده اند .اما باید بدانند که برای ادامه ی این راه نیاز به مسلح کردن خود به دانش و آگاهی بسیار دارند که بتوانند غزلهای زیبایی را پدید بیاورند.
وزن این غزل :
مفعول مفاعلن مفاعیلن
است.که در مصرع دوم بیت اول رعایت نشده است:

در این سر و پا بلا نمیبینم
شاید چون زمانه را نمیبینم
وزن در ابیات بعد درست است و این نشان پیشرفت آقای هاشمی می دهد که دارند به درک وزن ظاهری شعر نزدیک میشوند.قافیه و ردیف هم درست رعایت شده است که این سندی بر شناخت قالب شعر دارد.

اما نکته ی مهمتر بعد از درستی وزن و ردیف و قافیه این است که شاعر باید به زبان معیار در شعر دست بیابد.زبانی که ما در روزمره با آن صحبت میکنیم و این زبان ابزار مهم ما در ارتباط های روزمره ی ما با دیگران است و اگر دچار اختلال در نحو و دستور و ارکان جمله شود، این ارتباط دچار اخلال شده و ارتباطات اجتماعی ما دچار مشکل میشود.شعر هم همینگونه است.باید مخاطب حرف ما را بفهمد تا درکش کند.نگاهی به ابیات شعر می اندازیم:

در این سر و پا بلا نمیبینم
شاید چون زمانه را نمیبینم

از ما که گذشته باد آزادی
خود را که دگر رها نمیبینم

نالید کسی که گشت دریا را
گوید که چرا ندا نمیبینم

این لحظه که یاد من نباید بود
آن یاد غزلسرا نمیبینم

ای کاش نفس شود شبی پر راز
مشکل که شود هوا نمیبینم

محفل به چراغ مست شد زیرا
آن شمع که از خدا نمیبینم

ای یار به من نگاه میکردی
چیزی که به جز فنا نمیبینم

در بیت دوم انقدر کلمات به هم پیچیده شده اند که هزاران ایهام ناخوشایند در ذهن من ِ خواننده ایجاد میشود و از درک آنچه در ذهن شاعر هست عاجز می مانم.این به آن دلیل است که شاعر آنچه در ذهن خود دارد را نتوانسته به درستی بر روی کاغذ بیاورد.
باد آزادی؟ یا : گذشته باد، آزادی؟ و باز در هر دو صورت آیا این دو ترکیب، ترکیب درستی هستند ؟ آیا اگر بر فرض محال ترکیب درستی باشند، توانایی انتقال درست پیام را دارند؟

یا در این بیت:

نالید کسی که گشت دریا را
گوید که چرا ندا نمیبینم

گشتن دریا و نالیدن و اینکه چرا ندا نمی بینم ، آیا توانسته تصویر و پیامی بسازد که من مخاطب بتوانم چیز جدیدی از آن درک کرده و آن را دریافت کنم؟
ندا فقط در صورتی دیدنی ست که اسم خانمی باشد که در دریا زندگی میکند. که این تخیل چنان دور و دیر و غیر طبیعی است که هیچ ارتباطی با مخاطب برقرار نمی کند.

آقای هاشمی عزیز بایست با مطالعه دقیق اشعار شعرای معاصر(بخاطر نزدیکی زبان آنان به زبان معیار و به روز بودن تصاویر شعرشان) به درک درستی از شعر و به ویژه شعر معاصر ما برسند تا الگوی خوبی برای شعر خود بتوانند داشته باشند.مطالعه ، قبل از استعداد، بزرگترین داشته ی یک نویسنده است. باید برای نوشتن یک خط نثر اقلا ده صفحه مطالعه داشت.برای یک ساعت تدریس بایست ده ساعت مطالعه داشت.وقتی بناست دست به یک کار تالیفی مثل شعر نوشتن بزنیم باید ساعتها و کتابها و مقاله های متعددی را خواند و درک کرد.و بعد از ته نشینی آن مطالب در ذهن تازه دست به قلم شد و شروع به نوشتن کرد.شاعر بایست دو نوع درک را در خود پرورش دهد.نخست درک درست از جامعه و اتفاقات آن.دودیگر درک درست از واژگان و کارکرد آنان در جمله و ارتباط آن با تصویری که شکل می دهیم.

امیدوارم همانطور که ایشان توانسته اند شناخت نسبی نسبت به قالب غزل و وزن شعر پیداکنند همین اتفاق برای درک زبان و تصویر در شعر برای وی اتفاق افتاده و شاهد غزلهای جدید ایشان باشیم.منتظر اشعار بعدی شما در پایگاه نقد هستیم.
موفق باشید.

منتقد : مهدی بهار

شاعر - ترانه سرا - نویسنده - پژوهشگر - منتقد ادبی و سینمایی- نمایشنامه - مشاور فیلنامه - خواننده - کارشناسی زبان و ادبیات پارسی سوابق تدریس: وزن و عروض و قافیه نقد ادبی در کانونهای ادبی سبک شناسی نظم و نثر موسیقی شعر صور ...



دیدگاه ها - ۱
سید رضا محمود هاشمی » یکشنبه 19 مرداد 1399
چشب،به حتم نکات شما را به یاد خواهم داشت

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.