برای قدم اول خوب بود




عنوان مجموعه اشعار : راه حق
شاعر : امیرحسین جابری


عنوان شعر اول : راه حق
هر سحر بی او دمادم بر گذر
روز بی او رنجشی شد بی ثمر

بندگان پروانه گون در سوز غم
جمله دل ها سر به سویش کرده خم

جملگی در جست و جوی نور او
بی قرارند تا رسند بر کوی او

او که حتی راه شیطان می رود
بر گمانش راه ایمان می رود

می رود کو بر کمالی می رسد
تا که شاید بر وصالی بر رسد

خلق زین رو وز خدا گمره شدند
نور او نادیده بر ظلمت شدند

تشنه چون چشم ساران را ندید
چاره در وهماب شورستان گزید

راه واحد زین سبب صد دسته شد
هر گروهی رفت و بر یک رسته شد

هر جماعت می بود داعی حق
جز یکی باقی بدند یاغی ز حق

صد هزاران ظلم و یک ره سوی اوست
وان همان اسلام زیبه روی اوست

طالبی گر دل ز غیرش پاک کن
رو به سویش کرده سر بر خاک کن

ای گنه پر کرده دل وز خود بره
جان نثارش کرده زین بندت بجه

همچو پروان سر برون کن وز قفس
تا که یابی نام او در هر نفس

عنوان شعر دوم : خالی
خالی

عنوان شعر سوم : خالی
خالی
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
آقای امیرحسین جابری؛ سلام! به پایگاه نقد شعر خوش آمدید. خوشحالیم که این فضا را برای ارائۀ آثارتان انتخاب کرده‌اید. نقد شدن و استفاده از نقد دوستان حتماً کیفیت آثار شما را بالا می‌برد. امیدواریم که با تلاش و پشتکار مطالعه کنید و شعر بنویسید و از نقدها بهره ببرید.
با توجه به سن و سابقۀ شاعری شما، جوانی هستید که گرچه اثرش بی‌عیب نیست و ایرادات فراوانی می‌شود بر آن گرفت اما راه را درست رفته و سعی کرده از بیراهه فاصله بگیرد. حالا که نقد شدن را انتخاب کرده‌اید، حتماً می‌دانید که انتقادات دوستان برای بهتر شدن آثار شما خواهد بود، بنابراین از نقدهای کاملاً منفی هم ناراحت نشوید. در عوض سعی کنید مشکلات گفته شده را رفع کنید. حتماً از این به بعد در نقدهایی که می‌خوانید، به نقات قوت آثار شما هم اشاره خواهد شد. سعی کنید آن نقاط قوت را حفظ و حتی تقویت کنید.
از سطح اطلاعات و مطالعۀ شما خبر نداریم اما با توجه به اثری که فرستاده‌اید، انگار در زمینۀ وزن شعر خیلی مشکل ندارید و اگر دقت بیشتری داشته باشید، می‌توانید اثری بنویسید که مشکل وزنی نداشته باشد. از پایه‌ای‌ترین ارکان شعر در قالب‌های کلاسیک، وزن و عروض و قافیه است. شعر کلاسیک سخن موزون و مقفی است، پس حداقل در این دو بخشِ زیربنایی نباید ایراد خاصی مشاهده کنیم.
وزن شعر شما «فاعلاتُن فاعلاتن فاعلن» است که در بیشتر ابیات آن را رعایت کرده‌اید. البته که مشکلات وزنی هم دارید. مصرع «بی‌قرارند تا رسند بر کوی او» دو ایراد وزنی دارد و اگر بخواهیم طبق وزن آن را بخوانیم می‌شود «بی‌قرارن تا رسن بر کوی او» که خب غلط است. مصرع «تشنه چون چشم ساران را ندید» هم ایراد وزنی دارد و اگر بخواهیم آن را درست کنیم مثلاً می‌توانیم بنویسیم «تشنه‌ای چون چشمه‌ساران را ندید». مصرع دیگری که مشکل دارد «جز یکی باقی بدند یاغی ز حق» است که همان مشکل اول را دارد؛ یعنی باید «جز یکی باقی بدن یاغی ز حق» خوانده شود که وزنش درست باشد. علاوه بر این ایرادات، در چند مصرع هم برای اینکه وزن را درست رعایت کنید، مجبور شدید کلمات را بشکنید. این کار به مخاطب می‌فهماند که شاعر به وزن شعرش مسلط نیست. دربارۀ وزن شعر بیشتر و بهتر مطالعه کنید و در درجۀ اول سعی کنید ایرادات وزنی نوشته‌هایتان را رفع کنید و بعد آثار جدیدتری بنویسید که ایراد وزنی نداشته باشند.
با اینکه قالب مثنوی را انتخاب کرده‌اید و انتظار داریم حداقل در مثنوی که هر بیت قافیه‌ای جداگانه دارد، مشکل قافیه نداشته باشید، اما چند ایراد قافیه هم می‌بینیم. مطمئناً اگر قالبی مثل غزل را انتخاب می‌کردید، با مشکلات بیشتری مواجه می‌شدید. پس نیاز است که در زمینۀ قافیه هم مطالعۀ بیشتری داشته باشید. مثلاً در بیت سوم «نور» و «کوی» با هم قافیه نیستند. در بیت «هر جماعت می بود داعی حق/ جز یکی باقی بدند یاغی ز حق» اصلاً حواستان به قافیه نبوده است. هنگام نوشتن بیشتر به قافیه توجه کنید.
اینکه شاعر با چه زبانی (قدیمی یا جدید) بنویسید انتخاب خودش است و منعی در استفاده از زبان کهن نیست؛ اما بهتر است که شما فرزندِ زمان و زبانِ خودتان باشید و شعری بنویسید که به زبان امروز نزدیک‌تر باشد. با این کار هم اثرتان روان‌تر می‌شود، هم می‌توانید به واژه‌ها و ترکیب‌ها و عبارات مسلط‌تر باشید. مشخص است که تسلط شما به زبان کهن کافی نیست چون گاهی طوری جمله‌بندی کرده‌اید که دچار ضعف تألیف شده‌اید. اگر مصرع «می‌رود کو بر کمالی می‌رسد» را به نثر ساده بنویسیم، می‌شود «او می‌رود که به کمال برسد». حالا ببینید که استفادۀ اشتباه از زمان فعل، این مصرع را مشکل‌دار کرده است. می‌رسد با برسد تفاوت زیادی دارد. مصرع «همچو پروان سر برون کن وز قفس» می‌خواهد بگوید که مثل پروانه سرت را از قفست بیرون بیاور؛ یعنی از پیله‌ات بیرون بیا؛ اما به دلیل استفادۀ نابجا از «وز» جمله‌بندی و معنی آن را به هم ریخته است. «وز» مخفف «و از» است. یعنی شما نوشته‌اید که مثل پروانه سرت را بیرون بیاور و از قفس! که خب معنی ندارد. بماند که پر و بال پروانۀ بیچاره را هم چیده‌اید و آن را «پروان» نوشته‌اید تا در وزن جا بگیرد. با تغییر کوچکی می‌توانستید بنویسید «همچو پروانه برون شو از قفس» که هر دو مشکل با هم حل شوند. کلماتی مثل وهماب، زیبه، بره و بجه هم اصلاً زیبا نیستند. سعی کنید از اشعار خوب امروزی بیشتر بخوانید. شعر خواندن، هم روی زبان نوشته‌های شما اثر می‌گذارد، هم باعث تقویت وزن و قافیه می‌شود.
هم شعر بخوانید؛ هم دربارۀ شعر. امیدواریم که با مطالعۀ هدفمند و تلاش بیشتر، آثار خیلی بهتری از شما بخوانیم.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۲
امیرحسین جابری » دوشنبه 30 تیر 1399
ممنون از نقد شما. سعی می کنم بهتر بنویسم.
روح‌الله احمدی » دوشنبه 30 تیر 1399
منتقد شعر
خواهش می‌کنم. موفق باشید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.