پرداخت




عنوان مجموعه اشعار : تربت
شاعر : فائزه زرافشان


عنوان شعر اول : با زعفران بنویس
برداشتی از حدیث سلسله الذهب



رسید و گرد راهش کهکشان ها را چراغان کرد
قدم برداشت ، نیشابور را فیروزه باران کرد

یکایک ریگ ها و سنگ ها ، پابوس چاووشش
قدمگاهش نگاه خاک را آئینه بندان کرد

تمام کاتبان گفتند ما را میزبانی کن
تمام کاتبان را با حدیثی تازه مهمان کرد

رواتش* سلسله در سلسله نور علی نورند
کلامش در شب مردابی تاریخ، طوفان کرد

بیا شیخ صدوق و در امالی خودت بنویس
که اعجاز نگاهی می کند کاری که قرآن کرد

بیا با زعفران بنویس از شمس الشموسی که
کلام روشنش یک شهر را از نو مسلمان کرد

به یمن او در هفت آسمان رو به زمین باز است
حریمش قبله ی عشاق را سمت خراسان کرد



* روات : جمع راوی

عنوان شعر دوم : کدام حوالی ؟
بعد از نماز صبح چه حالی است در حرم!
آقا عجیب جای تو خالی است در حرم

زیبایی تلالو خورشید توی حوض
باورنکردنی است، خیالی است در حرم

این پلک های نم زده ، این چشم های خیس
مانند ابرهای شمالی است در حرم

هی تکه تکه آینه، هی قطره قطره اشک
حال دل شکسته چه عالی است در حرم!

حالا عجیب عطر تو را می شود شنید
جای شما کدام حوالی است در حرم؟

عنوان شعر سوم : پادشاه
پریشان بود و عریان ، یکه و تنها ، بنی آدم
پر از دلتنگی و اندوه ، سر تا پا ، بنی آدم

پر از غم هم که باشد حتم دارم وا نخواهد کرد
برای جز خدایش سفره ی دل را بنی آدم

میان آن سکوت سرد و سنگین ناگهان پیچید
صدا در ساقه ی عرش الهی ، یا بنی آدم!

بیا از خاک غم برخیز، دستت را به من بسپار
و بسم الله مجریها و مرسیها بنی آدم

که من هفت آسمانم را برایت نردبان کردم
کشیدم زیر پایت فرشی از گل ها، بنی آدم

ردای جانشینی را تنت کردم نخستین روز
که باشی پادشاه خشکی و دریا بنی آدم
***

و انسان سر به سجده، غرق تسبیح خدایش شد
صدا تا عرش بالا رفت: " کرمنا بنی آدم"
نقد این شعر از : محمّدجواد آسمان
در این نوشته، مروری خواهم داشت بر سه غزل از سرکار خانم فائزه زرافشان؛ سه غزلی که همه فضایی دینی دارند ولی از نظر تکنیک و محتوا سه تجربه‌ی متفاوت محسوب می‌شوند.
ردیف‌های اسمی، معمولاً برجسته‌تر از ردیف‌های فعلی هستند؛ نه به این معنی که لزوماً موفقیت اثر را تضمین کنند، بلکه به این اعتبار که بیش از ردیف‌های فعلی، بار مضمونی شعر را روی دوش خود می‌گیرند و نقش خودشان را در کلیت شعر بارزتر نشان می‌دهند. خود ردیف‌های فعلی هم از این حیث دارای درجاتی هستند؛ آن‌هایی که خود مستقیماً نقش عملیاتی و عینی دارند (مثل: چیدن و باریدن و کاشتن و...) طبعاً از این نظر فعال‌تر از افعال کمکی و مکمل (مثل: کردن، شدن، بودن و...) هستند و از منظر کارکردی که عرض شد، به ردیف‌های اسمی نزدیک‌ترند. غزل اول از این حیث حسابش از دو غزل بعدی جداست.
یکی از خویشکاری‌های ردیف‌های عینی‌تر مانند ردیف‌های اسمی و ردیف‌های فعلی فعال، بخشیدن فضایی یکدست و یکپارچه به شعر است؛ کمک به نوعی وحدت عمودی نه به اعتبار کلیدواژه‌ی ردیف بل به خاطر معنایی مکرر که ردیف آن را القا و بر کلیت شعر بار می‌کند. از این نظر، غزل سوم اگرچه ردیفی اسمی دارد اما با غزل اول همنواتر است؛ بیت‌هایش در کشیدن معنای کلی شعر به سمت و سوهای مختلف، آزادتر عمل کرده‌اند. در حالی که در غزل دوم ـ در عین حال که مانند دو غزل دیگر دارای وحدت عمودی قوی‌ست ـ ردیف، محوری‌تر عمل کرده و بیشتر حضور خود را به تک‌تک ابیات تحمیل کرده است.
هر سه غزل، غزل‌هایی قوی و قابل اعتنا هستند و نکته‌ای و خرده‌ای اگر بتوان بر شعرها گرفت، «پرداخت جزئیات زبانی و آوایی» است؛ مواردی مانند تعلیق موسیقایی «که» در انتهای مصراع یازدهم و «به» در مصراع سیزدهم غزل نخست، استفاده‌ی هم‌زمان از «تو» و «شما» در واپسین بیت از غزل دوم، و تغییر آوای ردیف در ابیات سوم تا ششم غزل سوم به ندایی. تصویر مصراع نخست در غزل نخست، هم بدیع و خیال‌انگیز و دل‌نشین است، و هم حسن مطلع به‌جایی به شمار می‌رود. مصراع «اعجاز نگاه» هم در این غزل قابل توجه است. بیت پایانی غزل دوم و عبارات خوش‌نشسته‌ی قرآنی در غزل ملمع سوم خصوصاً بیت پایانی این غزل هم دست‌مریزاد دارند.

منتقد : محمّدجواد آسمان

محمّدجواد آسمان ـ شاعر ـ در 8 تیر 1361 در چادگان (در غرب استان اصفهان) زاده شد و در دبیرستان استعدادهای درخشانِ «فرهنگ» اصفهان (ویژه‌ی علوم انسانی) تحصیل کرد و برای تحصیل در مقطع کارشناسی در رشته‌ی فلسفه وارد دانشگاه اصفهان شد. او سپس تحصیلات خود را در ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.