آغاز و انجام




عنوان مجموعه اشعار : درخت
شاعر : علی کاظمی


درخت باشي و هرشب تبر به خواب ببيني
كوير باشي و يك عمر آفتاب ببيني
ستاره باشي و مرگت هزار سال جلوتر
ستاره اي كه مرا اينچنين شهاب ببيني
پرنده اي قفسي باشي و به فكر رهايي
تمام عمرت روياي يك عقاب ببيني
بدون زخم ، وجودت عذاب باشد و هرشب
بخوابي و به سحر خواب يك سراب ببيني
سراب عشق وَ آزادي و گذشت و عدالت
سراب يك سبد و چند انتخاب ببيني
كوير و زخم و عقاب و درخت و درد و ستاره
به حكم قافيه اينجا مي و شراب ببيني
كه شايد از دل اين مي كمي قرار بگيري
ويا ميان همين واژها جواب ببيني
حكايت دل من نقل پرتگاه و طناب است
از اين طناب بريده فقط عذاب ببيني
#علي_كاظمي
نقد این شعر از : حسین جلال‌پور
شعرِ «درخت» شعری به‌مراتب بهتر و خوش‌ساخت‌تر و فکر شده‌تر از شعرِ «جز عشق» از همین شاعر است که آن را با هم خواندیم. هرچند عناصر سازنده‌ و برابرنهادها در این شعر هم، عناصری‌اند که قبلاً به دست دیگران ساخته شده‌اند و استفاده شده‌اند، این بار از زیر بینش و نگاه خودِ شاعر بیرون زده‌اند. در بیت اول و چندین مصراعِ دیگر، شاعر با دور ماندن از قضاوت مستقیم و بیرون ماندن از بیان احساس مستقیم خود را دور نگه داشته و دریافتِ حس را به عهده‌ی خواننده گذاشته است و این برای یک شعر دست‌آورد کمی نیست. با همه‌ی خوبی‌هایی که شعر دارد نقاط‌ ضعفی هم به آن وارد شده که ممکن است گفتنش برای شعرهای بعدِ شاعر خالی از فایده نباشد.
بیت دوم شعر در بیان و انتقال معنی به مشکل بر خورده است: «ستاره باشی و مرگت هزار سال جلوتر» حذف فعل حداقل به دو دلیل ایراد دارد الف) فعل قبل «باشی» است و اگر فعلِ حذف شده، که «باشد» است، به قرینه‌ی این فعل حذف شده باشد، حذف سالمی انجام نشده است؛ ب) «جلوتر» از آن دسته واژه‌هایی است که معنایش گاه متضاد است؛ هم معنیِ «قبل» دارد و هم معنیِ «بعد». با یک مثال این وضعیت را روشن‌تر می‌کنیم: «او جلوتر حرکت می‌کند» و «او جلوتر گفت». با این توضیح بودنِ فعلِ آن در کنارش به معنی‌رسانی کمک بیش‌تری می‌کند. حالا می‌توانیم بپرسیم: «مرگت هزار سال جلوتر اتفاق افتاده باشد یا هزار سالِ بعد اتفاق بیفتد؟» مناسبات و بافت کلام به ما در فهم مصراع کمک یاری می‌رساند ولی این ابهام در بیت کم‌وبیش هست.
مصراع دوم همین بیت از آن مصراع‌هایی است که شاعر خودش وارد ماجرا شده و از ابعاد احتمالی مصراع و انتقال بی‌واسطه‌ی حس به مخاطب کاسته است. ضمن این‌که «این‌چنین» هم «چیزی» را به ما نشان نمی‌دهد. یعنی بر ما نمایان نمی‌کند چگونه شهابی مورد نظر شاعر است. در بیت بعد شاعر دوباره به روالِ خوب همان بیت اول برمی‌گردد؛ هرچند این‌جا هم وجودِ «یک» اضافه به نظر می‌رسد و بوی وزن پُر کردن از آن به مشام می‌رسد. این «یکِ» اضافه در بیتِ بعد هم آمده است.
شاعری با این استعداد و در این سطح از توانایی، خوب است مواظبِ تمام اجزای شعرش باشد. «سراب» در محل قافیه‌ی بیت چهارم، ارتباطِ محکمی و قابل‌ دفاعی با واژه‌ها و عناصر سازنده‌ی بیت ندارد. اگر شاعر «زخم» و «سراب» را در ذهنش برای محکم کردن بیت ساخته یا خواسته با موسیقیِ حاصل از «عذاب» برای نشاندن «سراب» کمک بگیرد نتوانسته آن را در شعر اجرا کند. شاعر گویا خودش هم به این نتیجه رسیده که بلافاصله آن را از حالتِ خود خارج می‌کند و تبدیلش می‌کند به «سرابِ عشق»، ولی این توجیه مناسبی برای بیتِ قبل نیست. علاوه بر این صورت «به» به معنیِ «در» در همین بیت صورتی است که در زبان معیار امروز از بین رفته و دیگر بین گویش‌وران حضور ندارد. «سحر» زمان است که واقعه «در» آن افتاده است و این‌جا دیگر احتیاجی به حضور «در» نیست. شاعر در بیت پنجم واژه‌هایی را با استفاده از «و» به هم ربط داده است. در این ربط دادن‌ها دو بار صدای طبیعیِ «ـُ» را می‌شنویم و یک بار صدای غیرطبیعیِ «وَ» شنیده می‌شود. این استفاده‌ی غیرطبیعی باعث فاصله‌ی مخاطب با طبیعی بودن احساس و بیان شعر می‌شود و در نتیجه نمی‌تواند برای شعر و سرانجامش بی‌ضرر باشد.
نکته‌ای که در شعرهای جناب آقای کاظمی دیده می‌شود تم و درون‌مایه‌ی اجتماعی اعتراضی است که گاه شبیه یک بیانیه‌ی سیاسی می‌شود. استفاده از مضمون‌های اجتماعی، به خودیِ خود، می‌تواند خوب باشد، همان‌طور که می‌تواند بد هم شود و آن هنگامی است که شاعر روی می‌آورد به بیان مستقیم و به این شکل شعر را یک‌سویه و تک‌وجهی و مشمول زمان می‌کند. شاعری که دوست دارد در این زمینه‌ها شعر بگوید باید راهی برای بیان این گفته‌ها پیدا کند که شعرش را از درّه‌ی شعارهای روزنامه‌ای و گفته‌های کوچه‌خیابانی بیرون بیاورد. این بیت را ببینید: سراب عشق وَ آزادی و گذشت و عدالت / سراب یک سبد و چند انتخاب ببینی. شاعری که شعرش را در والایی آغاز می‌کند آن را به این روزگار می‌کشاند.

منتقد : حسین جلال‌پور

متولد ۱۳۵۵ در گناوه شاعر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.