وزن‌های طولانی




عنوان مجموعه اشعار : منطق عشق
شاعر : علی کاظمی


تا ابد در پي نگاه توام
آدمم رانده ي گناه توام
يك مسافر در ايستگاه توام
صبر كن با خودت مراببري
از گذشته گره به جان مني
من زمينم تو آسمان مني
جلوه ي ناب و بيكران مني
نيست غير از تو در دلم اثري

لحظه لحظه به فكر درد توام
من زمين خورده ي نبرد توام
وارث فصل فصل زرد توام
چه كنم ؟ چاره چيست ؟ مرد توام

سايه در سايه روبروي مني
شب پناهم تو ماهروي مني
فاش كردم تو آبروي مني
كاش اين بار آبرو بخري

مثل شبهاي سرد تبريزم
بوستاني دچار پاييزم
از غم اين عبور لبريزم
من مترسك ترين جاليزم

در سرم فكرهاي مغشوشي ست
چشم هاي تو قرص مدهوشي ست
درد من غصه ي فراموشي ست
رو به هر سو كنم تو جلوه گري

يك بغل خاطره بدهكاري
به من و خنده هاي اجباري
باز هم عشق حرف تكراري
باز هم عشق حرف تكراري

منطق عشق منطق درد است
دردهايي كه لايق مرد است
مرد اين قصه طالعش زرد است
طالعي كه در آن تو مستتري
#علي_كاظمي
نقد این شعر از : حسین جلال‌پور
حسین جلال‌پور:
گسترش وزن‌های شعرهای گذشته‌ی ما، که در پیِ طولانی کردنِ مصراع‌ها و به دنبالِ آن بیت‌ها به دست می‌آیند، و این روزها باب هم شده است، به خودیِ خود نه می‌تواند بیرون از فضای یک شعر خوب باشد و نه ما می‌توانیم آن را نفی کنیم. هم می‌تواند مثبت باشد و کمک کند به شعرٍ معاصر و هم می‌تواند به شعر یک شاعر ضربه بزند، یعنی منفی باشد؛ جنبه‌ی مثبتِ آن می‌تواند دادنِ فضای بیش‌تر باشد به شاعر برای خلقِ تصویرهای بازتر و امروزی‌تر. وجه منفیِ آن هم این است که شاعر گاه مجبور می‌شود به‌جای خلق تصویر و نشان‌دادن، به حرف زدن روی بیاورد؛ حرف‌هایی که گاه فقط برای پُرکردن مصراع زده می‌شوند؛ این یکی از بدترین بلایایی است که یک شاعر می‌تواند بر سرِ شعرش بیاورد. از چهار شعرِ ارسالیِ آقای علی کاظمی سه شعر شعرهایی‌اند که از گسترش وزن‌های سابق ساخته شده‌اند. در همین ابتدا باید بپرسیم چه ضرورتی باعث شده این کار را انجام بدهیم و در این شعرهای به‌خصوص آیا متنْ این را خواسته یا تنها تجربه‌ورزی و دنباله‌روی از دیگران و پیروِ مُد بودن این کار را برای ما انجام داده است؟
یکی از دلایلِ انجامِ این کار (گسترش دادنِ وزن) را محو کردنِ آهنگِ مداومِ قافیه و دیر رسیدن به آن ذکر کرده بودند. یعنی شاعران قصد داشتند کاری کنند که صدای قافیه دیرتر و ‌کم‌تر به گوش خواننده‌ی شعر برسد. به نوعی تلاش می‌کردند به شعرِ نیمایی نزدیکی کنند، با حفظ صورت غزل. امّا می‌بینیم شاعرِ این شعرها با استفاده از قافیه‌های میانی و آوردنِ واژه‌های هم‌قافیه در سه مصراع از چهار مصراع، حجم بیش‌تری را به قافیه اختصاص داده است؛ یعنی عملاً این وجه از گسترشِ وزن را به کناری نهاده است. از این منظر که نگاه کنیم، می‌بینیم شاعر با التزام به این کار عرصه را بر خودش تنگ‌تر هم کرده است.

وجوه منفی را اگر بخواهیم بررسی کنیم ابتدا از روی آوردن به حرف‌زدنٍ غیرشاعرانه می‌گوییم. تعدادی از ربع‌مصراع‌ها (هر مصراع از چهار بار فاعلاتن مفاعلن فعلن ساخته شده است) را از شعر بیرون می‌کشیم و به آن‌ها نگاه می‌کنیم (ناچاریم مصراع‌ها را بنویسیم): «تا ابد در پیِ نگاه توام»، «جلوه‌ی ناب و بی‌کرانِ منی»، «بوستانِ دچارِ پاییزم»، «رو به هر سو کنم تو جلوه‌گری»، «از غمِ این عبور لبریزم»؛ در شعری دیگر: «چشم‌های ز گریه حاصل‌خیز»، «غم و‌ یک قلب مهربان و صبور» (دقت کنیم این مصراع در کنار چنین‌مصراعی است «دوریِ یک دریچه از یک نور»)، «شب و تنهایی و‌ سکوت و شراب» (در کنارِ «رد پای شقایقی در خواب»)؛ در شعری دیگر: «این ننگ تا قیامِ قیامت از آن ماست»، «ترس از سؤال‌های عجیب مصاحبه»، «نفرین به وعده‌های دروغین به نام دین».
جنبه‌ی منفیِ دیگری که استفاده از چنین وزن‌هایی ممکن است پیش بیاورد و در این شعرها هم می‌بینیم پیش آورده، و شاعرلن باید بایستند و در مقابلش از شعرشان مراقبت و مواظبت کنند، باز هم باز بودنِ فضا درست می‌کند؛ فضای ولنگ‌ووازی که باعث می‌شود چفت‌وبست کاملی بین پاره‌ها به‌وجود نیاید و به دنبال آن در بسیاری مواقع بتوانیم جای بسیاری از مصراع‌های هم‌قافیه را با هم عوض کنیم.
به شهادت شعرهای بنده، من موافق استفاده‌ از این‌گونه وزن‌هایم ولی استفاده‌ی آگاهانه و صحیح.

منتقد : حسین جلال‌پور

متولد ۱۳۵۵ در گناوه شاعر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.