مخاطره




عنوان مجموعه اشعار : گونیه
شاعر : محمد عظیمی


عنوان شعر اول : راه ابریشم
راهِ ابریشم است و خار آلود
کِرم دارد مسیر مار آلود
این چه راهیست؟ جادّه هم قحطیست؟
قلب را می‌کند غبار آلود
هر که پا را گذاشت در این راه
با کجی ماند رستگار آلود!
پاسبانی، تمیز خوابید و
راهزن‌ها شدند، کار آلود
آن ور مرز، مجلسی دارد
هر نمایندۀ فرار آلود
بارِ ما هم به دوششان افتاد
سرپرستانِ کوله‌بار آلود
هر خدایِ گناه‌های بزرگ
توبه را کرد ابتکار آلود
توبه‌ کرد از صواب و خدمت‌ و لطف
با ریاهایِ کردگار آلود
تایلندی که رفت، کاری بود
در هتل‌ها نشد نگار آلود
آشنا داشت بعد مرگش هم
گور تنگش نشد فشار آلود
برد از یاد، پاک‌سازی را
آب شفّافِ جویبار آلود
کلّه‌ها عاقبت به دود افتاد
رفت سمت فنا، قطار آلود
باغ ما کی انار خواهد داد
تا که باشد چنین چنار آلود؟


عنوان شعر دوم : موش و گربه
چشمم چهار تا شد و رفت از شمار تو
پایین نرفت آب گلو از وقار تو
گفتم برای بازی امروز، موش باش
من گربه می‌شوم که نباشم شکار تو
گفتی که نه طناب‌کشی کار بهتریست
ورزش ضروری است برای فشار تو
بازی شبیه زندگی افتاد دست لجّ
بازی نبود این سخن شاهکار تو
دعوا دوباره سرزده آمد به خانه‌مان
تا دید نیستیم! به پا شد هوار تو
در انتها طناب‌ به دستانمان نشست
لجبازتر شدیم از این ابتکار تو
من می‌کشیدمش که بیایی به سمت من
تو می‌کشیدی‌اش که بیایم کنار تو
وقتی تو را به سمت خودم می‌کشیدمت
چشمم کشیده شد به دو چشمِ خمار تو
دیدم طنابِ عشق به موئی رسیده است
دادم طناب را و شدم رهسپار تو

عنوان شعر سوم : بیک
سایۀ اقتصاد باریک است
روشن از علم و باز تاریک است
در کفِ پایِ اهل معنا بیل
در سرانگشت جاهلان بیک است
در سراپای علم خیری نیست
نامِ دانش فقط کمی نیک است
علم اگر نان روح انسان‌‌هاست
جهل، جوجه کباب و ششلیک است
بی‌سوادی که برگ‌ ما را ریخت
سایه‌اش از ثمر نه از خیک است
او که در اخذ نمره‌های ضعیف
قهرمان سه تا المپیک است
صبح در چین چه تاب‌ها خورده
عصر، جَلدِ غروبِ بلژیک است
عالمان سال‌ها عزب ماندند
او خودش خانمی رمانتیک است
پیر، گفت ازدواج تو شد دیر
گفتم: البته مرگ نزدیک است
راه عالم شدن اگر باز است
راه شاغل شدن ترافیک است
علم با ما چه لطف و سودی داشت
واقعاً جای عرضِ تبریک است
نقد این شعر از : مسعود میرقادری
عدم شناخت و کارورزی کافی در حوزه‌ی بیان و همچنین به‌کارگیری بیان گذشتگان برای سرودن، این آسیب را در پی دارد که هر چه بیشتر ترجمان ذهن به بیان را به مخاطره بیندازد.
به‌کارگیری بیان معیار و کارورزی در این نوع بیان بیش از هر چیز به شما کمک خواهد کرد تا بهتر بنویسید. زمانی که در نوع بیانی که آن را برای سرودن به کار گرفته‌اید تبحر ندارید نتیجه چیزی جز متنی سرشار از ضعف‌های بیانی نخواهد بود.
اگر بخواهیم به مصداق‌هایی در رابطه با نتیجه‌ی عدم زبان‌آگاهی اشاره کنیم می‌توان به مصراع‌هایی مثل «کِرم دارد مسیر مار آلود»، «پاسبانی، تمیز خوابید و»، «راهزن‌ها شدند، کار آلود»، «آب شفّافِ جویبار آلود»، «سایه‌اش از ثمر نه از خیک است» و بسیاری موارد دیگر اشاره کرد که اختلاط گونه‌های مختلف بیان و ترکیب‌سازی‌های بی‌قاعده باعث شده تا معنارسانی مختل شود.
علاوه بر این بایستی اشاره کرد که موزون و مقفا کردن کلام بدون آشنایی‌زدایی و نوگرایی در بهترین حالت به نظم منجر خواهد شد و نه به شعر که در سروده‌های پیش رو با توجه به ضعف‌های بیانی متعدد با نظم‌هایی دست‌وپاشکسته مواجهیم.

منتقد : مسعود میرقادری




دیدگاه ها - ۳
مسعود میرقادری » 14 روز پیش
منتقد شعر
سلام و وقت به خیر. ترکیب جویبارآلود صفتی است برای آب شفاف و فاقد معنی آلودگی جویبار است.
محمد عظیمی » 14 روز پیش
منظورتان این است که مصراع می گوید آب شفافی که به جویبار آلوده است در حالی که این درست نیست. منظور من این بوده که آبی که جویبارش به زباله ها آلوده است و این معنا را به این شیوه نمی شود رساند من چنین متوجه شدم نظرتان را.
محمد عظیمی » 15 روز پیش
سلام و تشکر. ای کاش به صورت روشن‌تری توضیح می فرمودید. چون این شعرها طنز هستند. منظورتان از بحث بیان تا حدی برای من روشن است اما تا این حدی که می فرمایید نیاز به توضیح بیشتر و توضیح در بیان مصادیق دارد. مثلا در مصرع آب شفاف جویبار الود اشکال از کدام کلمه است؟ اگر با کلمه ها توضیح بفرمایید متوجه فرمایشتان می شوم وگرنه نمی توانم منظورتان را بفهمم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.