بر آب‌های تاریک




عنوان مجموعه اشعار : ابرها
شاعر : علی محمودی


عنوان شعر اول : ابرها
ابرها آسمان را آراسته اند،
ابری به شکل پرنده
ابری به شکل غول
با مشت های گره کرده
به سوی شهر
من در این اندیشه
ابرهای دلم هم اینگونه اند؟!

عنوان شعر دوم : آب های تاریک
به من گفتند:
بیا واژه هایت را
از گوشه کوچه ها بردار
نه ریسمان آسمان را بگیر!
و نه با حنجره باد
ترانه ای بخوان
من اما هنوز سرگردان
قایقم را
بر آب های تاریک می رانم.

عنوان شعر سوم : تنهایی
تنهایی بی پایان،
بر گور من
ابرها خشکیده اند
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
سه قطعه شعر کوتاه و آزاد در این صفحه درج شده است که شاعر آن‌ها را جدا نوشته اما نوعی رابطۀ ذهنی رشتۀ نازک و پنهانی میان این سه ایجاد کرده است؛ سه شعر که باید بدون موسیقی بیرونی و درونی و با تکیه بر خیال و عاطفه، به ساختی درست رسیده باشند تا شرایط انتقال هنرمندانۀ پیام برایشان فراهم شده باشد. ببینیم آیا چنین شده است؟ و آیا شاعر با جملاتی که در آن‌ها نقش عاطفه و تصویر خودنمایی بیشتری دارد، توانسته است به شعری موثر و قوی برسد؟
شعر اول دو تصویر دارد؛ شکل ابرها که یک «پرنده» و یک «غول با مشت گره کرده به سوی شهر» است. به بیان شاعر همین دو تصویر سبب آراستگی آسمان است و بلافاصله شاعر را به این اندیشه وامی‌دارد که آیا ابرهای دل او هم همین صورت‌ها را دارند؟ در این شعر پس از چند سطر کوتاه به نتیجه‌گیری اندیشمندانۀ شاعر می‌رسیم. مخاطب هنوز با فضای شعر و با فضای ذهنی شاعر آشنا نشده که شتابزدگی شاعر او را وارد فضای نتیجه‌گیری ذهنی شاعر می‌کند، این نتیجه‌گیری البته جواب قاطع ندارد بلکه پرسشی است که می‌تواند هر پاسخی داشته باشد. آنچه در این شعر محل تجدید نظر است، سرعت شاعر در رسیدن به بیان ذهنیت شخصی است. تنها با ارائۀ دو تصویر از ابرها، رسیدن به این نتیجه که آیا ابرهای دل من هم چنین‌اند، امری شتابزده است که مقدمات آن هنوز در شعر فراهم نشده است. از دیگر موارد نیازمند به بازنگری در این شعر ساخت و زبان برخی سطرها از جمله دو سطر آخر است. صرف نظر از وزن و آهنگ شعر که در این دو سطر به دست‌انداز رسیده است، نکاتی نحوی نیز برای آن مطرح است: من در این اندیشه/ ابرهای دلم هم این‌گونه‌اند؟ در سطر اول جمله فاقد فعل است و حذف فعل آن بدون هیچ قرینه‌ای صورت گرفته است. علاوه بر این، بیان این دو سطر نیز از ویژگی‌های شعری خالی است و صورت گزارشی دارد. شاعر در شعرهای آزاد فرصت بازتری برای بهره‌مندی از ظرفیت‌ها و امکانات زبانی دارد اما در این شعر استفادۀ قابل توجهی از این امکانات نشده است. شعر دوم اما این‌گونه نیست. در آن سطری روزنامه‌ای یا خبری نمی‌بینیم. شاعر با بیانی استعاری سخنی را کوتاه و کامل بیان کرده است. تردیدی نیست که همچنان پرداختن و بسط دادن این موضوع در سطرهای شاعرانۀ بیشتری امکان‌پذیر است اما باز شاعر نظر بر ایجاز دارد و می‌خواهد به زودی آنچه در ذهن دارد به مخاطب برساند و مخاطب را در سطرهایی تصویری، تخیلی، عاطفی یا ... برای رسیدن به نکتۀ نهایی و منظور، معطل نکند. اگر این تعلیق، هنرمندانه صورت گیرد یقینا اثرگذاریِ سخن منظور بیشتر خواهد شد. یک نکته در مصرع اول این شعر این که می‌توان «به من» را حذف کرد و به «گفتند» اکتفا کرد و حذف اضافه‌هایی از این دست معمولا به نفع زبان شعر است. نکتۀ دیگر و البته در پرانتز این که این شعر مرا به یاد سروده‌ای از سال‌ها پیش و چاپ شده در کتاب «حالا تو» از خودم انداخت که سطری کاملا مشترک با این شعر دارد:
... هنوز شب باقی‌ست
و ميان ستاره و فانوس
بر آب‌های تاريک می‌رانم
و ماهیان گرسنه،
برای توفانی شدن دريا دعا می‌کنند
شعر سوم که به هایکو بسیار نزدیک است، شعری کاملا تصویری و گویاست. شاید این نظر کاملا سلیقه‌ای باشد اما بد نیست شاعر به آن فکر کند: حذف «من» از سطر دوم، به شعر گستردگی بیشتری خواهد داد:
تنهایی بی‌پایان،
بر سنگ گور
ابرها خشکیده‌اند/ ابرهای خشکیده
اکنون به سخن اول بازمی‌گردیم که در آن به نوعی رابطه میان این سه شعر اشاره شد. انگار آن ابرهایی که در شعر اول با اشکال گوناگون آسمان و فضای بیرونی شاعر را آراسته بودند، با توصیه‌ای که در شعر دوم به شاعر شده است مبنی بر رها کردن ریسمان آسمان و برداشتن کلمات از کنج کوچه‌ها (هرچند شاعر را دچار سرگردانی بر آب‌های تاریک کرده است)، در شعر سوم به بارشی بر گور رسیده‌اند و فضای شعر از بیرون به درون و از زندگی به مرگ حرکت کرده است. البته شاعر این سه شعر را جدا درج کرده اما ظاهرا فضای ذهنی او در سرودن این سه شعر انسجام داشته است.
با آرزوی موفقیت‌های بیشتر برای این شاعرارجمند.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی. تولد: 22 مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران. ـ دارای گواهینامه پایان دوره آموزش ویراستاری از جهاد دانشگاهی و فعالیت در این زمینه. ـ گذراندن دوره‌های خوشنویسی در ...



دیدگاه ها - ۱
علی محمودی » 17 روز پیش
درود به منتقد و شاعر گرانقدر بانو یوسفی و سپاس از نقد خوبشان.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.