قدرت کلمات




عنوان مجموعه اشعار : دلبر جغرافیایی
شاعر : کیوان حکانی


عنوان شعر اول : دلبر جغرافیایی


دو زلفش نقشه ایتالیا بود
و تحصیلات او جغرافیا بود
تنش برگ گل و ابریشم چین
دهانش بامیه یا زولبیا بود
لبانش بخشی از دریای سرخ و
دو ابرویش نگین آسیا بود
دو چشمانش مرا بیمار میکرد
نگاهش ناقل مالاریا بود
شبیخون زد به من آن ترک چشمش
دل من قبرس و نیکوزیا بود
دلم تب کرده بود از داغ عشقش
دلش یخچالی از هیمالیا بود
گسل ها زد دل و لرزید و لرزید
سیاتل بلکه کالیفورنیا بود
خودم را ینگه دنیا کردم افسوس
که او دلداده اسپانیا بود
دلم را بخشی از مادرید کردم
ولی او فکر کاتالونیا بود
تبهکاری روال قلب او بود
درون قلب ایشان مافیا بود
من دیوانه فهمیدم در آخر
که او جاسوسی از سوی سیا بود


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
در این اثر از فکاهه به خوبی استفاده شده است و شاعر توانسته است با ایجاد فضایی شاد، دلبر جغرافیایی خود را ترسیم کند. اثر فکاهه جایگاه و ارزش خاص خودش را در ادبیات دارد اما به نظر من، وقتی می‌توانیم فکاهه را به طنز برسانیم و بار معنایی بیشتر و عمیق‌تری به آن بدهیم، چرا این کار را نکنیم!؟ با این کار بدون اینکه از ماجرای اصلی اثر دور شویم، لایه‌های دیگری به شعر اضافه می‌کنیم و فرصت‌هایی را برای کشف مخاطب ایجاد می‌کنیم. اثر شما پر از تشبیه است. تشبیه‌هایی که بعضاً بانمک هستند اما خیلی از آن‌ها با یک فرمول مشترک و به صورت تخت نوشته شده‌اند و مخاطب بعد از چند تشبیه در چند مصرع، به روند یکنواختی می‌رسد که لذت همراهی را از او می‌گیرید. در این مواقع باید از قدرت کلمات بیشتر استفاده کرد. با چندلایه شدن شعر، هم می‌توان با لایۀ سطحی آن همراه شد، هم از کشف‌های لایه‌های عمقی آن لذت برد. اگر از کنایه‌های اجتماعی استفاده کنید و به طنز برسید، علاوه بر اینکه دلبر خود را توصیف کرده‌اید، ذهن مخاطب را بیشتر با اثر خود همراه می‌کنید. در آن صورت مخاطب فقط با توصیف دلبر شما مواجه نیست و مضامین بیشتری را از اثرتان دریافت می‌کند. مثلاً در انتهای اثر وقتی به مسئلۀ جاسوسی دلبر می‌پردازید، اگر کنایه‌ای به «پرستو»ها می‌زدید، اتفاق مورد نظر من رخ می‌داد.
کلمات قدرت عجیبی دارند، حتی کلماتی که ظاهراً معمولی و بی‌اهمیت هستند؛ پس نباید از کنارشان به سادگی عبور کنیم. برای مثال به سراغ بیت اول اثرتان برویم. شما گفته‌اید که دو زلفش نقشۀ ایتالیا بود و تحصیلات او جغرافیا بود. اگر این مضمون را می‌رساندید که دو زلفش نقشۀ ایتالیا بود چون تحصیلاتش جغرافیا بود، چقدر معنی فرق می‌کرد!؟ در این صورت از منطقی کاملاً بی‌منطق استفاده می‌کردید که موقعیت کمیک بیشتری خلق می‌کرد. البته که برای موزون کردن مضمون پیشنهادی من، باید تغییراتی در انتخاب و چینش کلمات می‌دادید. گاهی با عوض کردن یک کلمۀ کوچک، مضمون می‌تواند زیباتر شود؛ حالا تصور کنید که تمام کلمات را بهتر و دقیق‌تر انتخاب کنید! بیت‌های شعر شما طوری نوشته شده‌اند که هر بیت در انتها یک پیامی را برساند. اگر به قدرت کلمات بیشتر توجه کنید، فقط به رساندن پیام در یک بیت اکتفا نمی‌کنید و سعی می‌کنید علاوه بر پیام کلی بیت، با دیگر واژه‌ها و در مصرع نخست هر بیت، مضمون‌سازی‌های جذاب‌تری داشته باشید و به زیبایی اثر اضافه کنید.
شاید بتوان گفت کلماتی که در اشعار موزون بیشترین قدرت را دارند، قافیه‌ها هستند. معمولاً بیتی موفق‌تر است که اتفاق اصلی در قافیه‌اش رخ دهد. به همین دلیل انتخاب قافیه و استفاده از آن خیلی مهم است. اگر قافیه درست انتخاب و استفاده شود، همان‌طور که گفته‌اند، زنگ کلام است و اثرگذاری زیادی خواهد داشت. این بیت سعدی را بخوانید:
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
از دست دادن آرامش و در دام افتادن، مضمون‌های اصلی مصرع‌ها هستند که به خوبی در قافیه‌ها رخ داده‌اند. این بیت حسین منزوی را هم بخوانید:
چه سرنوشت غم‌انگيزي كه كرم كوچك ابريشم
تمام عمر قفس مي‌بافت ولي به فكر پريدن بود
حرف اصلی بیت پریدن است که با زیبایی تمام در قافیه آمده است اما شاعر از باقی کلمات آن بیت هم برای مضمون‌سازی استفاده کرده است. شاعر در این بیت واژه‌ها را با دقت تمام انتخاب کرده است تا بار معنایی را کامل کند. تقابل قفس و پریدن، تقابل کوچکی کرم و بزرگی کاری که می‌خواهد انجام دهد، تکرار حرف «ک» در مصرع اول و تکرار حرف «ف» در مصرع دوم و... از زیبایی‌های عمقی و سطحی همین یک بیت است.
به قدرت کلمات، خصوصاً قافیه، اشاره کردیم اما این را هم باید اضافه کنیم که قافیه هرچقدر هم که قوی باشد، نباید از شعر بیرون بزند. با توجه به این نکته، دوباره همین دو بیت سعدی و منزوی را بخوانید تا ببینید این قافیه‌های قوی چقدر در بافت جمله حل شده‌اند. اغلب قافیه‌های شعر شما چون کلماتی فارسی نیستند، به چشم می‌آیند اما بعضی از آن‌ها، مثل نیکوزیا، خیلی توی ذوق می‌زنند. خصوصاً که این قافیه مثل قافیه‌های دیگر، از کلمات پر استفاده نیست و با ذهن غریبه‌تر است. با فضاسازی بهتر در کلمات قبل از قافیه و انتخاب قافیۀ بهتر، این مشکل هم به مرور رفع خواهد شد.
موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.