غلبه ی کلام و کلمه بر شاعر ...




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : دنیا امیری


عنوان شعر اول : احساس پرواز. و اندیشه قفس
من آزادم
از فرقه ی سنگ ها و رنگ ها
من از فضا و از هوا آزادم
و پروازم،
لحظه ی سرشاری است برای امید کوچک فردا
خوب است از قفس رها شدن؟
سرشار شدن؟
من آزادم و این خیالی بیش نیست
و در قفس
تجربه ای ست
که در پرواز نیست
لحظه‌ی خوبی است پرواز احساس
اما اندیشه ی قفس
در پیچ و تاب زمان
ارزشی دیگر دارد.
من در قفس آزادم
و احساس و اندیشه هر دو با من است.
من لحظه ای را احساس می کنم
و در جست و جوی اندیشه ای دل می سپارم
من به اندیشه ی شیرین آب دل می سپارم
که معیاری برای نقض آن نیست
من قفس جسم را
جاری خواهم کرد
و خوش ترم به خیال پرواز
تا احساس پرواز و ترس سقوط
و در این انتظار شیرین خواهم ماند
و پرواز مرگ را فرا خواهم خواند





عنوان شعر دوم : انتظار یک شهر
شهریست که در انتظار آسمانی آبی
غرق در ماتم شده
شهری که سالهاست
در حسرت لحظه ای سکوت؟
غمناک است
و به انتظار شنیدن صدای
پر زدن پرنده ها
گوش مانده
شهریست از تبار خاطره ها
با غبار نسل ها
با مسافرانی هر روز غریب تر
خدای من!
من از عطر تلخ بیزارم
از لحظه ها،سکوت ها بیزارم
من از حرف های تلخ بیشتر بیزارم
و از خودم بیزارم
وقتی که خیال را نفرین می کنم
وقتی که با نور قهر می کنم
و در سایه ها گم می شوم
من از خودم بیزارم
وقتی صبر را،روز را، زندگی را
خدا را فراموش میکنم
و در انتظارم
در انتظار روزی که شهر
آرام تر از خواب یک سرو باشد
روزی که آسمان شهر
خالی از ابر باشد
در انتظار یک شهر سفید
آدم های سفید
نگاه های سفید
من در انتظار یک خیالم
در انتظار شعله ای نور
و در انتظار یک روز
اما
«تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود»

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : صابر ساده
امروز با نقد و بررسی دو اثر اراسالی از سمت شاعر عزیز و تازه جوان و دوست نادیه ام سرکار خانم دنیا امیری.
دنیا امیری دو اثر ازاد ارسال کرده که سعی می کنم در ادامه در روند نقد و بررسی بتوانم نکات مثبت و منفی این دو متن را بگویم تا شاید کمکی باشند برای دنیا امیری که بسیار جوان است و تازه قلم و قطعا نقاط شعف و قدرت در اثارش به وفور قابل یافت است.
بعد از بیست سال شعر نوشتن این حرف به ذهنم می رسد که کلمه ابزار دست شاعر است نه شاعر ابزار دست کلمه.یعنی این شاعر است که با کلمه هر کاری که دوست دارد می کند.این شاعر است که کلمه را از هر جای جهان که بخواهد برمیدارد و با یکسری رفتارهای هوشمندانه که زیرساخت محسوب می شوند ان کلمه را در هرجای شعرش که بخواهد جا می کند و جوری این کار را می کند که انگار از اول جایش همانجا بوده و فقط منتظر بوده تا شاعر او را به بستر شعرش دعوت کند.انجام این حرف به ظاهر امری ساده است اما در باطن به شدت کار سختی ست.به نظرم دنیا امیری هنوز نتوانسته است بر کلمه غلبه کند و این کلمه است که افسار متن را در دست می گیرد و هرجا که دلش می خواهد متن را می برد و به پیروی از این رفتن ها،شاعر نیز از راه به بیراه می رود.نشانه های این بیراه رفتن را می تواند در شلخته بودن متن به خوبی دید.سوال هایی که در واقع ماهیت سوالی ندارند و یا پاسخ هایی که باید به این سوال ها داده شود هیچ کدام پاسخ درست و درخوری نیستند و یا پرش های پی در پی که در متن موج می زند همگی نشان می دهد که دنیا امیری نتوانسته خود را سوار بر شعر کند و به شدت تحت سیطره ی متن و یا بهتر اگر بگویم زیر سلطه ی موضوعی ست که در ذهن دارد.البته این موضوعی که در ذهن دارد در این کلمات به خوبی ادا نشده اند و اکثرا اخته مانده و این نیز یکی دیگر از دلایلی ست که بر این حرف بنده تاکید می کند.
یکی دیگر از نقاط ضعفی که دنیا امیری در کارش دارد و نتوانسته جلوی آنرا بگیرد حرف زدن بیش از حد است.تا جاییکه این اتفاق به روده درازی منجر شده است.به راحتی می توان بیش از پنجاه درصد متن ها را حذف کرد بدون اینکه خللی در کار رخ دهد.شدیدا و اکیدا به دنیا امیری توصیه می کنم در نوشتن وسواس بیشتری به خرج دهد و به هر کلمه و کلامی این اجازه را ندهد که در متن و بطن اثرش ورود کند.
یکی دیگر از مواردی که در دو متن دنیا امیری به شدت وجود دارد و حضورش شدیدا روشن است استفاده ی او از تکنیک جدول ضربی ست.به نظر بنده جدول ضربی نوشتن تا جایی مفید است که شاعر به ایین درجه برسد که بفهمد کلمات دارای پتانسیل های معنایی و مفهومی و کارکردی مختلف هستند و می توان این پتانسیل ها را در هم ضرب کرد.وقتی به این درک رسید باید از این تکنکی کمتر بهره برد زیرا باعث می شود متن به روده درازی برسد.البته اینکه شاعر دست به چنین ضرب هایی بزند می تواند گول زننده نیز باشد و رغبت و شعف ناشی از این رفتار جدول ضربی فریب دهنده است و می دانیم که این تکنیک به نوعی جعلی ست و باعث بروز اتفاق مهمی در فرم و محتوا نمی شود و فقط چیزی در چیزی را ضرب می کند و ممکن است حتی اگر درست این ضرب ها صورت نگیرد باعث اخته شدن آن بخش از متن نیز بشود.
رد پای سهراب سپهری در هر دو متن به روشنی دیده می شود.البته تاثیر گرفتن از شاعران بزرگ اتفاق بدی نیست ولی نباید در این تاثیر پذیری غرق شد.به نظرم دنیا امیری نتوانسته خودش را از زیر سایه ی سهراب سپهری بیرون بکشد.سطرهای زیادی دارد که ما می توانیم عین آنها و یا نمونه ی آنها را با کمی تغییر در اشعار سهراب سپهری ببینیم با این تفاوت که سهراب سپهری قطعا از دنیا امیری بهتر سروده است.مثلا سهراب سپهری می گوید پشت دریاها شهری ست و دنیا امیری نوشته است : شهریست که در انتظار اسمانی ابی غرق در ماتم شده است.
یکی دیگر از ایراداتی که به این دو متن می توان گرفت بحث موسیقی ست.موسیقی در این دو متن بارها شکسته می شود.یکی از چیزهایی که موسیقی را می شکند حضور بی مورد حروف اضافه است که فله ای ریخته شده اند درون متن.مثلا همین سطر اول متن دوم را دنیا امیری اینگونه نوشته:

- شهریست که در انتظار آسمانی آبی
غرق در ماتم شده

حال می توان همین را راحت تر نوشت.چیزی شبیه به این پیشنهاد بنده:

- شهری در انتظار اسمان ابی
غرق ماتم شده

یا با کمی تغییر چیزی شبیه به این پیشنهاد :

- غرق ماتم آسمان ابی ست
شهر منتظر


از این دست موارد در این دو متن بسیار دیده می شود که به شدت به دنیا امیری توصیه می کنم به اینها دقت بیشتر داشته باشد.البته لازم به ذکر است که دنیا امیری فقط شانزده سال سن دارد و متن ها برای کسی که شانزده سال دارد بسیار خوب است.اگر بنده به این موارد اشاره می کنم تنها به این دلیل است که دنیا امیری بیشتر حواسش را جمع کند و عمیق تر به مسئله ی شعر نگاه کند.شکی نیست می تواند در اینده با قدرت بیشتری بنویسد.بهترین ها را برای این شاعر نو قلم و تازه جوان شده آرزومندم و امیدوارم هر چه زودتر اشعار بیشتر و بهتری از او بخوانم.
و من الله توفیق

منتقد : صابر ساده

صابر ساده متولد 30/7/1366 صادره از تهران شاعر – نویسنده – منتقد ادبی سوابق تحصیلی : - کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی - کارشناسی زبان و ادبیات فارسی - کاردانی مدیریت بازرگانی سوابق تدریس : - مدرس ادبیات در دانشگاه آزاد اسلامی به صورت حق ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.