یک قطعه و هفت نکته




عنوان مجموعه اشعار : دور از تو
شاعر : امیر عباس امامی


عجیب نیست که دور از تو مانده ام تنها
کسی به غیر تو در چشم من نمی آید

بهار هم که بیاید، تو چون نیامده ای
شمیم عطر تو از یاسمن نمی آید

هزار شهر جهان را به عیش چرخیدم
ولی به چشم من اینها وطن نمی آید

از آن زمان که تو رفتی سیاه پوشیدم
که رنگ جامه ی دگیر به تن نمی آید
نقد این شعر از : محمّدجواد آسمان
شعر «دور از تو» سروده‌ی آقای امیرعباس امامی‌ست.
1ـ قالب این شعر، قطعه است؛ قالبی که شوربختانه اقبال به آن در روزگار کنونی کم‌تر از گذشته شده و آخرین اهتزازی که از آن به یاد داریم، شاید اشعار «پروین اعتصامی» باشد. در کتاب‌های بلاغی، قطعه را برای حکایات و اندرزها مناسب دانسته‌اند. با آن که نمی‌توان این قبیل تقسیم‌بندی‌های قالبی ـ موضوعی را کاملاً پذیرفت، امّا دست کم سابقه‌ی وفور هر درون‌مایه‌ای در یک قالب خاص را می‌توان پی گرفت و باور کرد. شاید بتوان فراوان‌تر بودنِ قصیده و غزل، و عادتِ گوشِ مخاطبِ فارسی‌زبان با موسیقی کناری آن دو، و سپس نسبت قطعه با آن دو (منهای مطلع) را بتوان دلیل مناسب‌تر دانستن قالب قطعه برای حکایات و... حدس زد؛ از این قرار که: گویی کسی بدون مقدمه‌چینیِ بیت مطلع، وسط گفت‌وگو می‌پرد و بالبداهه شروع به تعریف کردن حکایتی می‌کند که ناگهان به خاطر آورده. شعر حاضر البته این‌گونه نیست و از حیث محتوا، غزلی و تغزّلی‌ست.
2ـ گفته‌اند که قطعه می‌تواند بیش از یک بیت باشد؛ یعنی دو بیت و بیش‌تر. نمونه‌ی اعلای قطعه‌های کوتاه را در لابه‌لای حکایات گلستان سعدی می‌بینیم. درست است که اصحاب ادب قدیم در مورد حداکثر ابیات قطعه چیزی نگفته‌اند، امّا عموماً قطعات از غزل‌ها طویل‌تر نیستند و معمولاً در قواره‌ی همین قطعه‌ی حاضرند.
3ـ پیش‌تر گفتم که محتوای عمده‌ی قطعه‌ی حاضر تغزّل است؛ جز بیت سوم که ساز دیگری می‌زند. تغزل یکی از نامیراترین و ماندگارترین درون‌مایه‌های تأثیرگذار شعر است و هجران یکی از مهم‌ترین فقراتش. شاعر در ارائه‌ی فضایی «هجرانی» که هم‌زمان قابل تطبیق بر میراث کهن و دریافت امروزی باشد، نسبتاً موفق بوده است. هرچند تازگی و حس و حال امروزی در واپسین بیت، بیش از دو بیت نخست است.
4ـ توان همنوا کردن مخاطب با خود، اگر نگوییم از اولیات، لااقل از جمله‌ی توفیقات امر شاعری‌ست؛ این‌که سخن شاعر با منطق شعری یا عمومی، به نوعی باورپذیر و دارای قابلیت ایقان برای مخاطب باشد. یکی از تمهیدات شاعرانه برای وقوع این امر، حسن تعلیل است که مراتبی نسبتاً موفق از آن را در بیت اول و دوم می‌بینیم. برعکس بیت آخر که از این نظر (تعلیل و اقناع) موفق عمل نکرده است.
5ـ استفاده‌ی شاعر از وجوه ایهامی و ترکیبیِ فعل در ردیف، ردیف را تازگی و جذابیت بخشیده است. در این‌جا ردیفِ «نمی‌آید»، تنها «نمی‌آید» نیست؛ بلکه «به چشم آمدن»، «بوی چیزی از چیزی آمدن»، و «آمدن به معنای خوش‌نشستن» هم هست.
6ـ درست است که در بسیاری از انواع شعر کهن فارسی، تنوع مضامین و فضاهای ابیات، (پریشانی ابیات) منافاتی با نظم ساختار عمودی شعر ندارد، امّا انتظار همسویی همه‌ی ابیات در یک قطعه‌ی چهاربیتی، انتظار بی‌جایی نیست و باید منطقی و منصفانه تلقی شود! فضای بیت سوم آشکارا متفاوت از سه بیت دیگر است؛ مخصوصاً با حال و هوا و زمینه‌های معاصری که واژه‌ی «وطن» به بیت بخشیده است. بله، می‌توان با توجیهی مانند «چون تو از من دوری، جهان وطن من نیست» چاشنی عاشقانه‌ای بر بیت پاشید و به باقی شعر متصلش کرد ولی شعر خود گویای چنین اتصالی نیست؛ مگر ذهن ما موجدش شود.
7ـ شعر، با همه‌ی کوتاهی‌اش پایان‌بندی قابل قبولی دارد و کیست که بتواند منکر نقش بی‌مانند یک پایان‌بندی خوب در توفیق شعر باشد؟! حرفی که بیت آخر می‌زند، کاملاً برای پایان سخن مناسب است زیرا خلاصه‌ای از ماجرای گذشته را همراه با شرح وضعیت ابدی ارائه می‌دهد. علاوه بر این، سیاه پوشیدن، ذهن ما را با مرگ پیوند می‌دهد و مرگ نسبتی تام و تمام با پایان دارد.

منتقد : محمّدجواد آسمان

شاعر



دیدگاه ها - ۲
امیر عباس امامی » شنبه 04 شهریور 1396
جناب آقای آسمان عزیز، از توجه و وقتی که گذاشتید بی نهایت ممنونم و انشالله از نکاتی که ذکر فرمودید استفاده خواهم کرد.
محمّدجواد آسمان » شنبه 04 شهریور 1396
منتقد شعر
درود بر شما آقای امامی

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.