طی این مرحله بی همرهی خضر مکن




عنوان مجموعه اشعار : کلام شاعرانه
شاعر : مریم نیک رای


عنوان شعر اول : سلام
هرچند گذشت
به یک آن
فصل دوستی
به آخر،
زمستان!

یکی سلام پروداع
درآخر،
زمستان!

ولی باز
تو ای
سایه گسترده
سپید بی کرانه،
زمستان!

سلام مرا
گرم
پذیرا باش
بی عذر و بی بهانه،
زمستان!

هرچند دورادور
از زبان زاغ
این همراه سیاه سرد همیشه،
زمستان!

عنوان شعر دوم : مادر زندگی
پرسان،
سایه ای
از در
در آمد به ناگاه!
به آغوش کشید
مرا
به سان مادری
که طفل خود را
از میان هزاران هزار،
به یک نگاه!
آن شب
آهسته در گوش من
از بود و نبود
دراز قصه ها بافت
قصه ها با من!
بی درنگ
درمیان قصه هاش
پرسیدم ای
تو مرا هم آغوش
کیستی تو
این سان
ژرف و خاموش؟
هان ای
تو مرا در آغوش
کیستی تو
این سان
بردبار و باهوش؟
با لبخندی
آن سان شگرف
پاسخم داد:
نام من مرگ!
همان
زنده تر زهر زنده!
همان
بیدار تر زهر بیدار!
این گفت
بامن!
از در رفت
بی من!

به سان سایه ای
سپید گونه سیاه!
سیاه گونه سپید!
سایه ای گوییا
هیچ نبوده
در کار!
انگار،
دورو دراز
راهی بود تنها و بی منتها
بس باز و باز و باز!
سایه،
بی گمان
خود رازی بود
در بی نهایت
راز!
با خواب
گفتم
ای خواب!
خواب خوب ، خو اب رام!
هیچ دانستی هیچ
که بود آن چه بود!؟
چه بود آن که بود؟!
همان سایه؟
همان جان مایه؟
هم او بود
مادر زندگی
هم او...
که
دربست،
خوابم ربود،
در زمانه ای
چنان تار و چنین کبود!

می شنیدم
می گفت در نهان من
با من،
خواب!
زنده باد
در مرگ زندگانی!
زنده باد
با مرگ زندگانی!

چنان بود و چنین باد!

بیدارباش زنده بود و هست،
زنده ترین
نیز
خواهد ماند،
بیدارترین مادر زندگی!




عنوان شعر سوم : در دسترس نیست
در دسترس نیست
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
به دوست شاعر درود و امیدوارم در این گفتگوها بتواند دستمایه روزهای نیامده و آثار ننوشته اش را تدارک ببیند.
شعر، متولد اندیشه و تخیل و عاطفه و موسیقی است و هنر شاعر خلق آثاری است که به کمک عناصر شعری بتوانند اتفاق و پدیده ای را از حالت عادی خود ارتقا ببخشند و در وضعیتی قرار دهند که بتواند معنایی خلق کند و جهانی را تصویر کند که متعلق به اوست و با آن چه که دیگران می بینند و درک می کنند متفاوت است. خلق شعر به سادگی آن چه تصور می شود نیست و پیش نیازهای این هنر چنان متوسع است که شاعر باید رنج دوچندانی به جان بخرد. شاید پیشترها به این که هر شاعری باید سه هزار بیت یا سی هزار بیت از بر باشد مهمترین پیش شرط شاعر شدن بود و شاید بسیار وقت ها نیز در روزگار ما برای مطالعه نقشی جوهری تعریف میکنند اما واقعیت امر فراتر از آن چه گفته ام می باشد. شاعر امروز باید علاوه بر شیوه های شعری، دستمایه ای نیز دیگر هنرها هم چون سینما، موسیقی، تجسمی و داستان داشته باشد تا در همسایگی توانش های هنری بتواند متنی قابل توجه بیافریند.
«مریم نیک رای» شعر را اگر انتخاب کرده است باید خود را بیشتر به رنج و زحمت و دشواری دچار کند. احساس من در مواجهه ی با دو متنی که ارائه شده است چیزی خلاف این است. شاعر باید به دانسته هایی در خصوص شکل شعر و شیوه های آفرینش آن واقف باشد و در واقع به کسی می ماند که آداب شنا نداند و بخواهد در مسیر رودخانه قرار بگیرد. قطعاً این تصمیم می تواند او را به زحمت و دشواری بیهوده ای مبتلا کند که با درایت می توانست از آن عبور کند و بی ترس و به آگاهی وارد داستان شود. اگر به واسطه ی پیام انتهایی متن بپذیریم که این شعرها مربوط به بازه ی زمانی دوری است جای این پرسش باقی می ماند که چرا شاعر به واسطه ی درک امروزی خود از جهان و کیفیت تجربی امروز خود آثاری تازه خلق نکرده است و خود را نیازموده است؟
هر دو متن هیچ شباهتی به شعر ندارند اما مطمئنم این همه ی توان «نیک رای» نیست و می تواند با ملایمت آشنایی بیشتری با شعر برای خود رقم بزند و شکل های شعر را بیاموزد و شیوه های شعری را هم به واسطه ی آثار دیگران و هم به واسطه ی تجربیات ادبی خود بشناسد و بعد به عرصه ی انتشار آثار خود همت کند. این انکار شعریت متن های ارسالی به هیچ وجه مانعی بر سر دوباره نوشتن شاعر نیست. مثلاً اگر کسی از «مریم نیک رای» بپرسد که ملاک و معیار شما در تقطیع سطرهای شعر نخست چه بوده است چه پاسخی خواهد داشت؟ آیا بر اساس دانسته ای عمل کرده است یا صرفاً با توجه به شکل بصری شعرهای آزاد و بی هیچ دقتی در دلایل آن سطرها را تقطیع کرده است تا شباهت آفرینی کند.
بنابراین بی هیچ نگرانی از شنیدن این نقد و صراحت صادره باید آن چه را در دوره ی پیش از این نوشته است را یک سره کنار بگذارد و به نوشتن امروز خویش و جهان امروز خویش همت کند. قطعاً او با آن چه که در جهان گذشته با آن مواجه بوده است متفاوت است و چشم انداز او نیز تغییر پیدا کرده است. تعمق در چیستی شعر موفق دیگران و کشف دلایل ماندگاری و زیباشناسی آن ها می تواند توانش ادبی ار را دوچندان متبلور نماید.
منتظر تجربیات تازه شاعر در مطالعه و خلق اثر می مانم

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی



دیدگاه ها - ۳
ارمغان بهداروند » 12 روز پیش
منتقد شعر
درود دوباره تکلیف این پایگاه همین هم تجربگی و تبادل دریافت هاست. این که شعر چیست و چگونه تولید می شود در ادامه این گفتگوها پاسخ داده خواهد شد. پیشنهاد میکنم شعرهای دوستان و نقدهای آثار را در همین پایگاه مطالعه کنید.
مریم نیک رای » 13 روز پیش
من کم حرفم! کم هم می نویسم! هرچی هم نوشتم ناخودآگاه و براثرتجربه ی روزمره بوده! تنها کاری که توانستم بکنم این بوده که نگهشون داشتم!
مریم نیک رای » 13 روز پیش
سلام و وقت بخیر! باسپاس از وقتی که گذاشتید! من براساس هیچ قالبی نچیدمشون کنار هم خودشون اومدند یکی یکی! من نفهمیدم منتقدین به چی می گویند شعر و به چی نمی گویند شعر درنهایت!؟

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.