استفادۀ حداکثری




عنوان مجموعه اشعار : وقتی سیاوش آمدی
شاعر : مهسا مولایی پناه


عنوان شعر اول : وقتی سیاوش آمدی
ابر بهاران آمدی باز آمدی خوش آمدی
سبزه غزلخوان آمدی بردی ز من هش آمدی
ای فرودین ماه گران در تو چه رازی شد نهان؟
کز صلح تو شاد این جهان مانند کوروش آمدی
جان های کهنه نو شود یمن قدومت آورد
غوغا و شور و ولوله اما تو خامش آمدی
افراسیاب سرد غم خورده شکستی لاجرم
از آتش کین و حسد وقتی سیاوش آمدی
از این غریب غم زده خوش دل تکانی کرده ای
باری تو سرخوش آمدی فرخنده چاوش آمدی
نوروز ۱۳۹۵

عنوان شعر دوم : خانه ای ساخته ام
خانه ای ساخته ام به بلندای بهشت
همه سقفش آبی، آسمانی و شگفت
خانه ای ساخته ام که پی اش معرفت است
پله هایش همگی ذکر خدا، رنگ خوش مغفرت است
سبز رنگ است ستون هاش به سبزی حضور
آن قدر سبز، نگاهش که کنی عافیت است
در و دیوار به رنگ گل سرخی که ز دل روییدست
رنگ خون های دل سالک ره پوییدست
حوض این خانه ی من دریاییست
بین اشک و مه و ماهی همگی معناییست
فرش این خانه ی پر نقش خودش معجزه ایست
گره اش بین که گشاینده ی صدها گره ایست
پنجره منشوریست، که به آن رنگ خدا تابیدست
رنگ چون مرد سماعی به برش چرخیدست
خانه ام جایگه هر دل و هر مهمان است
خانه ام ساخته از خشت دعا، قرآن است
خانه ای کز ازل آبادی اش از لطف خداست
گوشه ای از حرم و پنجره فولاد رضاست
زائر خسته دل از بهر کلید آمده است
حاجتی خواهد و با حرز و دخیل آمده است
قفل همواره نشان از گره و بستگی است
غیر این جا که گشاینده،ز شر رستگی است
خانه ای را که گمان برده بدم ساخته ی دست من است
کار معمار ازل بود،همان خالق هستی که ز او هست من است
نوروز ۱۳۹۹

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
سلام.
گفته بودید که از نوشته‌های قدیمی‌تان می‌فرستید تا با خواندن نقدهای منتقدان و مطالعۀ بیشتر، بتوانید آثار بهتری بنوسید. این کار بسیار خوبی است و حتماً می‌تواند باعث پیشرفت شما شود اما برای شما پیشنهادی دارم. توجه کنید آیا نکاتی که منتقدان دربارۀ آثار شما گفته‌اند، در باقی نوشته‌هایتان هم پیدا می‌شود یا نه؟ اگر در نوشته‌های دیگرتان هم همان موارد دیده می‌شوند، پس بهتر است آن‌ها را برای نقد نفرستید چون امکان دارد حرف‌های تکراری و مشابهی از منتقدان بشنوید. پیشنهادم این است که یا نوشته‌هایی را بفرستید که موارد گفته شده را نداشته باشند تا نکات جدیدی بشنوید و یاد بگیرید، یا در آثاری که نفرستاده‌اید، ایرادات گفته شده را پیدا کنید، آن‌ها را برطرف کنید و بعد بفرستید. با این شیوه، هم در حال رفع مشکلات، نکات جدیدی را یاد می‌گیرید، هم می‌توانید شعرتان را بعد از اصلاحات برای نقد بفرستید که ببینید آیا در اصلاح موفق بوده‌اید یا نه! این‌طوری استفادۀ حداکثری کرده‌اید!
من هم سعی کردم به فرستاده‌های قبلی شما و نقدهای دوستانم نگاهی بیندازم تا از گفتن حرف‌های تکراری دوری کنم. دربارۀ زبان نوشته‌هایتان، با توجه به دو اثری که فرستاده‌اید و زمان نوشتن آن‌ها، زبان نوشتۀ جدیدتان کمی بهتر از نوشتۀ قبلی شده است، اگرچه هنوز خیلی جای کار دارد. با توجه به آثاری که من می‌بینم، شما به دایرۀ واژگانی بیشتری نیاز دارید. علاوه بر خواندن مباحث تئوری مربوط به شعر و ادبیات، می‌توانید اشعار خوب بیشتری هم بخوانید. پیشنهادم این است که اکثر اشعاری که می‌خوانید، از شاعران معاصر باشد که به تقویت زبان نوشته‌هایتان هم کمک کند. از شاعران قدیم هم می‌توانید غزلیات سعدی را بخوانید که زبانش به زبان امروز خیلی نزدیک است.
نوشتۀ اولتان مشکل وزنی خاصی ندارد، گرچه مشخص است که بعضی واژه‌ها را به زور در وزن جا داده‌اید. این مشکل با بهتر شدن زبان شعری‌تان و بزرگ‌تر شدن دایرۀ کلماتی که در ذهن دارید رفع می‌شود؛ اما می‌خواهم نکتۀ دیگری را بگویم که علاوه بر موارد قبلی، به آن هم توجه کنید. گاهی اشعار روی وزن هستند اما خیلی روان نیستند. با مثال توضیح می‌دهم. احتمالاً شعر اول را با نگاهی به شعر مولانا نوشته‌اید. شعری که با مصرع «باز آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمدم» شروع می‌شود. شباهت‌ها و نزدیکی نوشتۀ شما با شعر مولانا این احتمال را قوی می‌کند. اگر هم این شباهت مستقیم و تعمدی نباشد، بر اثر خواندن شعر مولانا و اثر آن بر ذهن شما ایجاد شده است. پس با استفاده از همین شباهت ادامۀ حرفم را می‌گویم. شعر مولانا از شعر شما روان‌تر است؛ چرا؟ مصرع اول مولانا را اگر بر اساس وزن بخوانیم این‌طوری می‌شود:
«بازامدم بازامدم از پیش آن یارامدم»
یعنی مولانا از ظرفیت حرف «الف» در وزن شعر استفاده کرده است و طوری شعر نوشته است که حرفِ آخرِ کلمۀ قبلی با الفِ کلمۀ بعدی با هم خوانده شوند و روانی بیشتری ایجاد کنند. او این کار را در طول غزل بارها انجام داده است و غزلی روان تحویل مخاطب داده است. مصرع اول شما را اگر بخواهیم بر اساس وزن بخوانیم، این‌طوری می‌شود:
ابر بهارانامدی بازامدی خوش آمدی
کلمۀ «آمدی» بعد از کلمات «بهاران» و «باز» روانی خوبی ایجاد کرده اما بعد از کلمۀ «خوش» نتوانسته خوش بنشیند! اگر آن را «خوشامدی» بخوانیم که وزن خراب می‌شود، اگر جدا هم بخوانیم مکث کوچکی ایجاد می‌شود که از روانی شعر کم می‌کند. این مکث کوتاه در تمام قافیه‌های این شعر تکرار شده است. پس سعی کنید علاوه بر درست بودن وزن، به روانی ابیات هم بیشتر دقت کنید.
از نوشتۀ دومتان معلوم می‌شود که از آثار و نوشته‌های دیگران تاثیر زیادی می‌گیرید و سعی می‌کنید در آن حال و هوا بنویسید. این اصلاً بد نیست و اتفاقاً تمرین خوبی است. به همین دلیل پیشنهاد کردم که آثار به‌روزتری بخوانید. از شباهت ظاهری آثار بگذریم و به مضمون و مفهوم برسیم. شعر را نوشته‌ای خیال‌انگیر می‌دانند؛ پس انتظار داریم که پر از تخیل باشد. شما هم هرچقدر بخواهید می‌توانید از تخیل در اشعارتان استفاده کنید؛ اما یک نکته را فراموش نکنید! تخیل شما باید برای مخاطب هم قابل تصور و قابل پذیرش باشد. این کار با استفاده از نِمودهای عینی و واقعی اتفاق می‌افتد. گاهی شاعر چیزی در سر دارد که نمی‌تواند آن را درست به مخاطب منتقل کند. شما نوشته‌اید:
خانه‌ای ساخته‌ام به بلندای بهشت
همه سقفش آبی، آسمانی و شگفت
آیا بهشت به بلندی‌اش معروف است؟ منظور از «بلندای بهشت» چه چیزی می‌تواند باشد؟ اگر سقفش آبی و آسمانی باشد آیا شگفت است؟ این‌ها سوالاتی هستند که باید از خودتان بپرسید تا بتوانید نوشته‌تان را اصلاح کنید. در این نوشته می‌شود کلی از این سوالات پرسید. مثلاً «پله‌هایش همگی ذکر خدا» یعنی چه؟ چه نمود واقعی و عینی برایش پیدا کنیم؟ ترکیب تخیل با نمود عینی هم می‌تواند خوب از آب دربیاید، هم نه! مثلاً شما تخیلی کرده‌اید که نمونۀ عینی‌اش می‌شود خانه‌ای با سقف آبی، ستون‌های سبز و در و دیوار قرمز؛ که حداقل از نظر من خانۀ قشنگی نیست! اما وقتی می‌گویید که «خانه‌ای ساخته‌ام که پی‌اش معرفت است»، شاهد ترکیب زیبایی از تخیل و نمود واقعی هستیم. خانه‌ای که زیربنایی از معرفت دارد.
حالا که تصمیم گرفته‌اید آثار بهتری بنویسید، امیدوارم بیشتر وقت بگذارید و همین‌قدر جزئی به مسائل بپردازید. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۱
مهسا مولایی پناه » سه شنبه 27 خرداد 1399
سلام و عرض ادب سپاسگزارم از شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.