نثرهایی با تقطیع افراطی سرها




عنوان مجموعه اشعار : هاشور ۵
شاعر : لیلا طیبی


عنوان شعر اول : خبر نداری
و کاش می‌دانستی،،،
بی بودن‌ ات!
در خلوتِ تنهایی‌ام،
شور وُ،
غوغا وُ
هراس‌ها،
برپاست!.



عنوان شعر دوم : از تبار یعقوب
یوسفِ من!
من از تبار یعقوب ام..
نگاه کن؛
چه صبورانه درد می کشم
دوری ات را!؟



عنوان شعر سوم : کتاب
نه سنگِ لحد
نه باره و بارگاه،،،
*
بر گور من،
نامم بنویس وُ،
--جلدی کتاب بگذار!


#لیلا_طیبی (رها)
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
هر سه اثر ارسالی، جدای از مسائل مختلفی که می‌توان دربارۀ هرکدام جداگانه و مفصل صحبت کرد (نظیر بی‌توجهی به وجهِ مثبتِ واژۀ «شور» و کاربرد آن در مجهِ معناییِ منفی، و نیز اینکه می‌گوید: «یوسفِ من!/ من از تبار یعقوبم!» و حال آنکه یوسف، خود از تبار یعقوب است و...) در موضوعی اشتراک دارند، و آن «نثر بودن» آن‌هاست. شاید موارد معدود و البته بسیار محو و نامحسوسی چون تناسب آواییِ میانِ «باره» و «بارگاه» تنها مواردی باشند که درکنارِ تقطیع افراطیِ سطرها، شائبۀ شعر بودن را تنها در وجهِ دیداری و تصویریِ آن القا می‌کنند، وگرنه یک‌بار خوانش آثار، حتی مخاطب غیرحرفه‌ای را نیز به این نتیجه می‌رسانَد که با نثر روبه‌روست.
در نقدها و یادداشت‌های مربوط به شعر، شاید پیش و بیش از هر بحثی، به مباحثی مفصل و گسترده دربارۀ وجه تمایز شعر و نثر بربخوریم و آنقدر در این‌باره گفته‌اند و گفته‌ایم که بازگوییِ آن‌ها ملال‌آور است. امّا در این زمینه توجه به این نکته که تفاوت بارزِ میان زبان معیار و زبان شعر را تفاوت نوع درگیری و برخورد کاربر عادی زبان و شاعر با عناصر زبانی رقم می‌زند، از اهمیتی برخوردار است که تکرار چندبارۀ آن را توجیه می‌کند. درحقیقت زبان برای متکلم (گوینده) اهلی و رام است و برای شاعر، وحشی است و سرکش. زبان برای کاربران عادی، دربرگیرندۀ قراردادهایی است که درجهت انتقال معنا به‌کار می‌روند، امّا درنظر شاعر، زبان مجموعه‌ای است از قراردادها، عناصر و ابزار کلامی که ارزش آن‌ها در خلق زیبایی بروز می‌یابد و این زیبایی توسط شیوه‌های برجسته‌سازی زبانی آفریده می‌شود.
کاربران عادی زبان وقتی با سیاق عبارات و طرز جمله‌بندی و به‌عبارت دیگر با نحوۀ بیان مطلبی برخلاف شیوۀ معمول و متعارف روبه‌رو می‌شوند، در همان نخستین برخورد درمی‌یابند که با کلامی ورای کلام عادی مواجه‌اند و اساساً همین فراروی‌های زبانی و خروج از هنجارهای معمولِ زبان معیار است که تا حدّی به نوشته، وجهۀ سبکی می‌دهد و سبب جلب‌توجه خواننده به نحو زبان می‌شود.
امّا در سه اثر ارسالیِ خانم طیبی، اساساً با سه متنِ خبریِ محض مواجهیم که البته با استعانت از وجه و لحن «خطابی» و «امری»، لحن آن‌ها از سادگیِ خبریِ محض خارج شده، امّا فحوای کلام همچنان خبری است، بی هیچ لفافی از زیبایی‌های زبانی که می‌توانست در حوزه‌های مختلفی چون واژگان، نحو، صورخیال، موسیقی و جلوه‌های نوشتاری شکل بگیرد و نگرفته است.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.