در شعر واژۀ کم‌اهمیت نداریم




عنوان مجموعه اشعار : رباعیات
شاعر : مرتضی برخورداری


عنوان شعر اول : رباعی
یلداست،دمی سحر ندارد این عشق
راهی ست،سرِ گذر ندارد این عشق
نزدیک نشو،به حال خود بگذارش
جز غصه و درد سر ندارد این عشق


دلخسته و زار و بی نشان افتاده
برشانهٔ صخره ناتوان افتاده
از خیره سری موج و تک تازی او
چین بر رُخ دریای جوان افتاده


آن شب که دوباره ماهِ کامل تابید
بر روی دهات قند رویا سابید
گهوارهٔ زلزله تکان خورد وسپس
دیوارِ گِلی میانِ کوچه خوابید


عنوان شعر دوم : رباعی
هرچند که عشق بر سرت می بارد
پرواز دوباره بر پرت می بارد
رستم به سمنگان ندهی قلبت را
سهراب زنوک خنجرت می بارد

زیر و بم و بنیاد خودش را دارد
در خاطره ها یادِ خودش را دارد
هر روز صدای تیشه می آید،عشق
کوهی ست که فرهادخودش را دارد


فقر است که بر چهره یشان حک دارند
یک سفرهٔ قحطی زده و تک دارند
قانون غریبی ست که هر درد بزرگ
باریست که مردمان کوچک دارند


عنوان شعر سوم : رباعی
یک کوله پُر از ناز وصفا آورده ست
بر قبلهٔ تو شوق نماز آورده ست
هر آنچه زمستان زتوبرده ،ای گُل
از راه سفر بهار باز آورده ست

حرف از سرِ شادمانی و حظ نزده
از دیدن و وعده های محرز نزده
با رفتن تو سکوت کرده ست سکوت
بیچاره مداد لب به کاغذ نزده


انگار که از غصهٔ پنهان می خواند
برکودک خوابیده به دامان می خواند
بُغضی به گلو و بر لبش لالایی
با قلبِ شکسته "باز باران "می خواند
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
با توجه به اینکه شما به صورت ویژه به رباعی می‌پردازید، حتماً بعضی از نکات کلی را دربارۀ آن می‌دانید اما شاید لازم باشد به صورت کوتاه آن‌ها را مرور کنیم. یادآوری مسائل باعث دقت بیشتر می‌شود و برای همۀ ما مفید است.
احتمالاً دربارۀ ضربۀ پایانی رباعی شنیده‌اید. خوب است که در مصرع پایانی رباعی ضربه و غافلگیری در انتظار مخاطب باشد اما این دلیل نمی‌شود که سه مصرع دیگر فدای آن غافلگیری بشوند و فقط فضا را برای مصرع چهارم آماده کنند. یک رباعی خیلی خوب از چهار مصرع خوب تشکیل شده است. البته باید توجه داشت که هر چهار مصرع یکپارچه باشند و خواننده احساس نکند که رباعی چندپاره است. این یکپارچگی، تفکر بیشتری نیاز دارد. شاعر باید ابتدا ایدۀ اصلی را در ذهنش بپروراند و بعد آن را بنویسد. بعد از نوشتن هم فرصت خوبی برای چکش‌کاری است. اشعار نباید خام رها شوند. یک شعر می‌تواند بارها ویرایش شود تا به بهترین نسخۀ خودش نزدیک شود. بهترین نسخۀ یک شعر وقتی ساخته شده است که دیگر نتوانیم آن را به شکل بهتری بنویسیم. پس باید مناسب‌ترین واژه‌ها یا ترکیب‌ها را پیدا کنیم و به موثرترین شکل از آن‌ها استفاده کنیم.
واضح است که در این رباعیات سعی کرده‌اید نو بنویسید و از مضامین جدید استفاده کنید. علاوه بر مضامین، تلاش کرده‌اید که از تعابیر و ترکیب‌های تازه‌ای هم بهره ببرید اما در خیلی از موارد، این تعابیر و ترکیب‌ها کامل و رسا نیستند یا در جای مناسب خودشان استفاده نشده‌اند. مثلاً در رباعی چهارم که فعل «می‌بارد» ردیف شعر است، بارش‌های خوبی را مشاهده نمی‌کنیم. عشق بر سر باریدن و سهراب از نوک خنجر باریدن را هم اگر قبول کنیم، تعبیر پرواز بر پر باریدن را نمی‌شود هضم کرد. شعر محل تخیل و تصویرسازی‌های جدید است اما این تصویرسازی‌ها باید برای مخاطب هم قابل درک باشد تا بتواند از زیبایی آن لذت ببرد. این را هم یادآوری کنم که این رباعی تقریباً از دو بیت جداگانه ساخته شده است.
یکی دیگر از تعابیر نارسا مصرع «فقر است که بر چهره‌شان حک دارند» است. اگر منظور این است که از چهره‌شان فقر مشخص است، تعبیر شما نارسا و نازیباست. انتخاب بهتر فعل هم می‌توانست شرایط را تغییر دهد. مثلاً «فقر است که بر چهره‌شان حک شده‌است» به مراتب بهتر است. یا مصرع «بیچاره مداد لب به کاغذ نزده» چه می‌خواهد بگوید؟ «لب به چیزی زدن یا نزدن» کنایه و اشاره‌ای به خوردن یا نخوردن است که اینجا برای نوشتن یا ننوشتن استفاده شده است. درست است که گاهی شاعران تعابیر و تصاویر ذهنی مخاطب را می‌شکنند و آن‌ها را به نفع شعر و اندیشۀ خودشان بازآفرینی می‌کنند، اما این کار باید با هوشمندی و توانایی انجام شود تا مخاطب از زیبایی و هنرمندانه بودن آن لذت ببرد. اگر شما هم قصد انجام این کار را داشتید، متأسفانه موفق نبودید. البته باز هم ضعف مصرع‌های اول و دوم مشخص است؛ خصوصاً مصرع دوم!
به نظر من رباعی‌های پنجم و نهم از بقیه تمیزتر هستند و یکپارچگی بیشتری را در چهار مصرع آن‌ها می‌بینیم. البته در همین رباعی‌ها هم اگر به ظرایف بیشتر توجه می‌کردید، به نتیجۀ بهتری می‌رسیدید. مثلاً در مصرع سوم از رباعی پایانی، وقتی که ابتدا بغض در گلو را می‌گویید، بعدش بهتر است که لالایی بر لب را بگویید که تناسب آن‌ها حفظ شود. شما احتمالاً به ضرورت وزن قسمت دوم را جابه‌جا کرده‌اید. برای نوشتن شعرهای بهتر باید به تک‌تک کلمات توجه کنید و از هیچ واژه‌ای به سادگی عبور نکنید. به معنا و کاربرد صفت‌ها، حروف اضافه و افعال بیشتر توجه کنید. در جابه‌جایی ارکان جمله دقت بیشتری داشته باشید تا دچار ضعف تألیف نشوید. رباعی به همان اندازه که ساده به نظر می‌رسد، سخت است. شما فقط چهار مصرع در اختیار دارید و حتی اگر یک واژۀ ضعیف هم داشته باشید، خیلی به چشم می‌آید.
رباعی وزن ساده و انعطاف‌پذیری دارد و برای کسی که معمولاً از این قالب استفاده می‌کند، کار راحت‌تر هم می‌شود. شما مشکل وزنی مشخصی ندارید اما گاهی می‌توانید کلمات را طوری استفاده کنید که از روانی وزن کم نشود. در مصرع «هر آنچه زمستان ز تو برده، ای گُل» دو مکث ریز وجود دارد. یکی بین «هر» و «آنچه» است و دیگری در انتهای کلمۀ «برده». کلماتی که با الف شروع می‌شوند، اگر بخواهند روان‌تر خوانده شوند، سعی می‌کنند به کلمۀ قبلی خود بچسبند و یکباره خوانده شوند. مثالش قافیه‌های همین رباعی است که موقع خواندن به ردیف می‌چسبند و با هم خوانده می‌شوند. اما «هر آنچه» را نمی‌توانیم «هرانچه» بخوانیم چون وزن شعر به هم می‌ریزد.
وقتی به کلمات شعرتان نگاه می‌کنید، لطفاً به این نکته هم توجه کنید که هیچ کلمه‌ای را فقط برای پر کردن وزن نیاورده باشید و هر کلمه جایگاه و کارکرد ویژۀ خودش را داشته باشد.
منتظر خواندن آثار جدیدتر و بهتر شما در پایگاه نقد شعر هستم. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.