شعرهای خوبی که تکانت نمی دهند




عنوان مجموعه اشعار : همای سعادت آباد
شاعر : مازیار حسنی


عنوان شعر اول : ای بوسه ات شراب و از هر شراب خوشتر
ای آفتاب رویت از آفتاب خوشتر
بر آسمان قلبم قدری بتاب خوشتر

ما را چه غم اگر عشق با او گناه باشد
با او گناه کردن از هر صواب خوشتر

ای آن که نقش رویت بر لوح سینه حک شد
هر نقش غیر این نقش، نقشی بر آب خوشتر

ای لاله بهارم، کُشتی در انتظارم
اشکی چنان ببارم، کز هر سحاب خوشتر

گفتم که عاشقم شو، چیزی نگفت و خندید
گاهی سکوت کردن از هر جواب خوشتر

گفتم که عشق آب است، گفتند چون سراب است
عشقت اگر سراب است، ما را سراب خوشتر

جان را اگر بسوزی با یک نظر ، حلالت!
در آتش نگاهت، جانم کباب خوشتر

گر با تو بودنم را تنها به خواب بینم
بیداری ام مبادا، زیرا که خواب خوشتر

در این گلابخانه دل می بَردَ《نسیما》
بوی گلاب شعرت از هر گلاب خوشتر

عنوان شعر دوم : تا کی در انتظار گذاری به زاری ام
دارم امید آن که بیایی به یاری ام
تا کی در انتظار خودت می گذاری ام

جانا! به جان رسیده لبم یاری ام بکن
یاران جانی ام که نکردند یاری ام

مطرب چه جای ساز، که جانسوز میزنی
دارند سازها سر ناسازگاری ام

مُردم در انتظار، طبیبان این دیار
کاری نمی کنند بر این زخم کاری ام

بر کشتگان شهر گواه است عشق تو
هرگز کسی نَکُشت به این ناگواری ام

آن گل که از تبسم او جان گرفت باغ
دیگر روا نبود بخندد به خواری ام

دادم به جان قسم، که به جان دوست دارمت
جانا! بگو... بگو که تو هم دوست داری ام

در نوبهار، عشرت با دوستان خوش است
آورد بوی دوست،《 نسیم 》بهاری ام

عنوان شعر سوم : حبیب رقیب من
آن کس که گفت با من و با دل حبیب بود
آری حبیب بود ولی با رقیب بود

جز غربتم نصیب نشد از جناب دوست
با او قریب بودم و با من غریب بود

با دیگران به مهر نشستی ولی چه سود
از مهربانی تو دلم بی نصیب بود

شبها که اشک بود و من و یادگار یار
"مضطر" ما حواله به " امن یجیب" بود

آن آتشی که عشق تو در جان من گداخت
هم درد داشت هم سر فرصت طبیب بود

آن سنگدل به هیچ حسابم نکرد و رفت
هرچند در من عشقِ به او بی حسیب بود

دیدی 《نسیم》 آن که تو خواندی حبیب خود
آری حبیب بود ولی با رقیب بود؟
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می گویم.
اگر بخواهم رعایت انصاف کرده باشم باید اعتراف کنم که این غزل ها در ابتدا هر سه خوب به نظر می رسند. به اندازه ای خوب هستند که فکر می کنی بارها آنها را شنیده ای یا جایی خوانده‌ای. اما چرا این ها با همه خوبی هایشن تو را تکان نمی دهد؟ چون شعرهایی از این دست بسیار خوانده ایم. برای شاعری که مجموع سالهای حضورش در عرصه شعر و ادب از انگشتان یک دست تجاوز نمی کند این آثار بسیار عالی و فراتر از انتظار است.
اما به مرور زمان شاعر باید به یک سبک شخصی با دایره واژگان خاص و مهارت در چینش کلمات و جمله بندی _ که در مجموع زبان هر شاعر را تشکیل می دهند _برسد. چنانچه چنین موقعیتی دست داد و شاعر به این حد از توانایی رسید می توان آثارش را از دیگر شعرهای همروزگار قابل تشخیص دانست. تا آن روز این چنین شعرها جنبه همگانی و عمومی دارند. یعنی خوبند اما به شعر خیلی ها شباهت دارند. خوبند اما وقتی بخواهی ثابت کنی که این غزل تازه کن است بابد چهارتا قسم حضرت عباس هم چاشنی کار کنی تا باورشان شود!
چون شما سه شعر را برای نقد ارسال کره اید به ناچار از واکاوی و بررسی بیت بیت هر سه غزل بنابه ضیق مجال چشم پوشی کرده و به ذکر چند عبارت کلی اکتفا خواهم کرد.
ابتدا اینکه به نظر می‌رسد غالب غزل هایتان را در استقبال از غزلهای دیگر شاعران سروده اید. به این معنا که شهرهایی با همین ردیف و قافیه موجودند و شما از آن الهام گرفته اید. اصطلاحا در اقتفای آن شعر به سرایش غزلی تازه دست زده اید. این عمل اگر چه ذاتا اشکالی ندارد امّا باعث میشود اثر شما با شعر اولیه مقایسه شود که معمولاً شعر نخست برگ برنده بیشتری خواهد داشت. بسیاری از شاعران گذشته و امروز نیز از شعرای پیش از خود یا هم روزگارانشان استقبال کرده‌اند و به پیروی از آنها شعری سروده اند.
در چنین مواردی معمولاً به دیگران توصیه می کنیم چنانچه از شعری خوشتان آمد و خواستید در اقتفای آن آن غزلی بسرایید بهتر است یکی از عناصر موجود را حداقل متفاوت از اثر اولیه انتخاب کنید، یعنی اگر از قافیه خوشتان آمده است ردیف شعر را عوض کنید، اگر ردیف دلتان را برده است، قافیه دیگری برای آن انتخاب کنید یا در حالت سوم، حداقل عروض یا موسیقی حاکم بر شعر را تغییر دهید. این باعث می شود که شعر شما اگرچه از بخشی از شعر اولیه الهام گرفته است اما صد در صد به آن شبیه نباشد. نکته‌ی دوم این است که در این چنین انتخاب هایی تلاش کنید زاویه دید منحصر به خودتان را در شعر داشته باشید. یعنی از نگاه خودتان با واژگان و دایره کلمات انحصاری تان فضای جدیدی خلق کنید. در این گونه موارد نباید تحت تاثیر زبان و فضای شعر اولیه قرار گرفت. تلاش کنید تا نمک خودتان را به شعرتان بزنید. این امر باعث می شود که مجموعه آثار تان یک دست تر و هماهنگ تر ارزیابی شوند.
آخرین نکته در مورد آثار شما این است که از شاعر متعلق به عصر حاضر انتظار داریم شعرهایی از نظر زبانی نزدیک به روزگار خودش ارائه دهد.
تلاش کنید در آثار بعدی معیارهای زبان روز را مورد مداقه و بررسی بیشتر قرار دهید و از آن در شعرهای تازه تان استفاده کنید. بعضی عبارات در سه غزل شما کاربردی نسبتاً قدیمی تر دارند. کلماتی مثل کز، گر، جانا و....
مطالعه شعر امروز را بیشتر در دستور کارتان بگذارید. اگر چه تاکید می کنم از مطالعه شعر کهن برای غنا بخشیدن به شعرهای تان غافل نشوید حافظ، سعدی و عراقی و کلیم کاشانی و بیدل به همان اندازه نیاز است که بهمنی و سهراب سپهری و فاضل نظری. از هرکدام خوشه چینی کنید و مثل زنبور عسل روی بهترین گلها بنشینید و شهد سخن را از بهترین ها برداربد. اما نز نظر زبانی برای نزدیک شدن به معیارهای زبان امروز باید شعر امروز را بیشتر بخوانید مثل منزوی،، بهمنی، مهدی فرجی غلامرضا طریقی و...
باقی بقایتان.. .

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.