تمرکزِ بیش از حد بر لایۀ سطحیِ شعر




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : دنیا امیری


عنوان شعر اول : و من مرگ را بدون تو نمی خواهم
اگر شاخه گلی برای قلب سردی چیدند
شما عیب نگیرید
و این قلب سرد مرا خواهد کشت
و من مرگ را بدون تو نمی خواهم
اگر هیزم شکنی چوب درخت باغتان را راهی آتش کرد
شما عیب نگیرید
آتش خانه ی بی خانمان ها هم باید بسوزد
و اگر آتش این خانه خاموش شود
من خواهم مرد
و من مرگ را بدون تو نمی خواهم
اگر از باد خبری نبود
و نسیم پی کوچ برگ های خشکیده رفته بود
شما عیب نگیرید
عاقبت نسیمی خواهد آمد
و من بدون این انتظار خواهم مرد
و من مرگ را بدون تو نمی خواهم
اگر از سکوت آینه گله ای شد
شما عیب نگیرید
آینه در اندوه خود باختگی رنگ ها مانده است
و این اندوه مرا خواهد کشت
و من مرگ را بدون تو نمی خواهم
اگر آسمان خبری از عطر باران نداد
شما عیب نگیرید
عاقبت،خبری خواهد شد
درد این بی خبری را
و رنج این کویر را
نم باران طراوت خواهد شست
و این طراوت بوی صبح مرگ را می دهد
و من مرگ را بدون تو نمی خواهم


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
در سرودۀ خانم امیری، بیش و پیش از هرچیز، جملۀ مکرّرِ «و من مرگ را بدون تو نمی‌خواهم» که در جایگاه عنوان شعر هم نشسته است، به چشم می‌آید؛ جمله‌ای ساده امّا مکرّر که حاکی از آشناییِ شاعر با سازه‌های موسیقاییِ شعر معاصر است. در شعر معاصر، تکرار ترجیع‌وار یک جمله یا یک سطر در مقاطع مختلف شعر، علاوه‌بر ایجاد تأثیر موسیقایی و نیز کمک به حفظ ساختار شعر، حاکی از توجه و اقبال شاعران معاصر به ترجیع‌بندهای قدیم است که می‌توان گفت فرمی تحت‌عنوان «ترجیع‌واره» را وارد شعر امروز کرده و نمونه‌های موفق بسیاری هم دارد، مانند شعر «پرستار»، «دلی غمناک» و «برف» اخوان‌ثالث، «غزلی در نتوانستن» و چندین شعر بسیار موفق دیگر از احمد شاملو، شعر «گره‌گور سامسا» و «اسب سپید وحشی» از منوچهر آتشی و نمونه‌های بسیار زیبایی از سیدعلی صالحی که گویی بیش از دیگر شاعران هم‌عصر خود به اعجاز موسیقیِ برآمده از توازنِ آواییِ موجود در این ساختار موسیقایی پی‌برده است.
حقیقت این است که شاعرِ روی‌آورده به قالب‌های شعریِ غیرموزون و غیرمقفا، پس از از دست دادنِ موسیقیِ سنتی و احساس خلاء موسیقایی در شعر خود، دست به کاربرد عناصر موسیقی‌ساز مختلفی می‌زند که تنها یکی از آن‌ها می‌تواند استفاده از سطر مکرّر یا همان ترجیع‌واره باشد، و اتفاقاً بررسیِ نمونه‌های معرفی‌شدۀ این‌چنین از شاعرانی چون اخوان و شاملو و آتشی و سیدعلی صالحی هم نشان می‌دهد که آن اشعار، اغلب واحدهایی سرشار از موسیقی‌اند و انواع تناسبات آوایی و موسیقایی در شکل‌دادن به آن‌ها سهیم‌اند، نه اینکه تمام اثر، نثرِ محض باشد، و صرفاً یک یا چند جمله بخواهد با تکرار خود، موسیقی و شعریت به آن ببخشد!
امّا ازسوی دیگر، توجه به ردۀ سنی مؤلف، تا حدّ زیادی راه را بر خرده‌گیری می‌بندد و این بشارت را نیز می‌دهد که آشنایی با قالب‌های «ترجیع‌بند» و «ترجیع‌واره» در شعر فارسی برای مؤلفی شانزده‌ساله، البته خبر از تأمل و مطالعۀ شاعر دارد و اتفاقی است دلگرم‌کننده.
شاعر ساختار نحوی و موسیقاییِ «اگر چنان کردند/ شما عیب نگیرید/ چنین اتفاقی خواهد افتاد/ و من مرگ را بدون تو نمی‌خواهم» را در مخارج پی‌درپی تکرار کرده و به توازن نحوی‌ای رسیده که به‌لحاظ موسیقایی می‌تواند ساختار آواییِ یک شعر را حمایت کند، امّا با تأمل بر مضمون بندها درمی‌یابیم که شاعر تاحدّ زیادی به پوشش ظاهریِ موسیقی که لایۀ سطحیِ کار است بسنده کرده و به لایه‌های بعدی که در سطوح پایین‌تر امّا عمیق‌تر و نزدیک‌تر به مرکز شعرند، توجه چندانی نداشته است.
شاعر در بند اول (علی‌رغم عدم رعایت فاصله میان بندها، سطرهای مکرّر، بندها را تفکیک می‌کنند)، از چیده شدن شاخۀ گل می‌گوید، و در بندهای بعدی از تبدیل شدن چوب درختان به هیزم، از فقدان باد و کوچ برگ‌های خشکیده، از سکوت آینه و خودباختگیِ رنگ‌ها و... در میان تمامیِ این‌ها دنبال محوریت «مرگ»ی می‌گردد تا برسد به آنجاکه بگوید «من مرگ را بدون تو نمی‌خواهم» و حال آنکه در پشت این تصاویر، عملاً «مرگ» نیست، «زوال» است و «استحاله» و «فراموشی» و «رخوت» و... یعنی درواقع معتقدم تمرکزِ بیش از حدّ شاعر بر موسیقیِ شعرش، او را از تمرکزِ لازم بر پیوندِ منطقیِ تصویر شعرش دور کرده است.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.