مقصد بهانه است، سفر آرزوی ماست




عنوان مجموعه اشعار : ساغر
شاعر : مبینا محمودیان


عنوان شعر اول : احسن حال
غزل غزل همه ی دفترم غرامت تو
عسل عسل همه کامم ز حسن خندۀ تو

مفاعلن فعلاتن که هم نشین شده اند؛
در این غزل ز مسیحاترین دمیدهٔ تو

نثار وصل تو جان را نشانده ام کف دست
بغل‌ بغل گل نرگس فدای دیدهٔ تو

شبان زلف تو یلدا کند تمام مرا
بخوان مرا که فسانه شوم ز چامۀ تو

هر آنچه می گذرد دور می شوم ز خودم
قدم قدم متمایل شدم به قبلۀ تو

هرآنچه احسن حال من است خواهم خواست
همان که شرط وصال است در عقیدۀ تو

#ساغر


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به شعر دوست گرامی مان سرکار خانم مبینا محمودیان، آن طور که خودشان در پرونده ذکر کرده اند در حدود سه سال سابقه شاعری دارند، و البته که سن ایشان نشان می دهد که شعر را از نوجوانی آغاز کرده اند و خوشبختانه با این نکته می توان به پیشرفت ایشان بسیار امیدوار بود. زیرا در سنین نوجوانی و جوانی انعطاف برای یادگیری قواعد بسیار بیشتر و البته احساس نیاز به یادگیری نیز واقع بینانه تر است.
به بهانه شعر خانم محمودیان می خواهم نکته ای را با دوستان شاعر جوان تر مطرح کنم، تجربه در نوشتن به من آموخته بخش از شیرینی شاعر بودن لحظات سرودن است، شاعر نباید برای پایان دادن به نگارش اثرش عجله کند شاید امروز که می خواهیم به جلسه شعری برویم یا صفحه مجازی مان را به روز کنیم نیاز به شعری تازه داشته باشیم و عجله کنیم شعری را که سروده ایم فورا به پایان برویم، اما می خواهم قدری دورتر بایستیم و به لحظات سرودن فکر کنیم، به باور من سرودن جدی ترین مرحله برای کشف های تازه است، این کشف ها حتی بیشتر از شعر در زندگی هنرمند به کار می آید، انگار وقتی شعر می نویسیم در تفکری به سر می بریم که نسبت به شرایط روزمره بسیار عمیق تر است، برای همه ی شاعر ها پیش آمده که به بهانه مصراع یا بیتی که مدت ها در سر داشته اند کاغذ و خودکار به دست می نشینند تا برای آن بیت غزلی بسازند اما وقتی در دنیای نوشتن غرق می شوند سطر هایی خلق می کنند که اصلا آن بیت سرمشق را دور می اندازند. می خواهم بگویم ما به لحظات سرودن نیازمندیم و این موهبتی ست که شاعر را از غیر جدا می کند.
شکل قالبی اثری که خانم محمودیان نوشته اند غزل است، یعنی اینطور به نظر می آید که قرار بوده غزل باشد اما نکته ای که قدری قالب را زیر سوال می برد قافیه مصراع اول است، با بررسی باقی قافیه های این شعر چنین به نظر می آید که شاعر عزیز هنوز به تسلط کافی بر قافیه نرسیده است، نکته ی امیدوار کننده این است که شاعر عزیز ما وزن را به خوبی رعایت کرده و بدون ایراد شعر را از حیث وزنی به سرانجام رسانده، حقیقت این است که رعایت وزن از رعایت قافیه بسیار دشوار تر است. پس شاعر را دعوت می کند یکبار دیگر قواعد قافیه را با خود مرور کند و نسبت به اصلاح قوافی اقدام کند تا این شعر را از حیث ایرادات بدیهی نجات دهد. طبیعی ست وقتی شاعر بخواهد قافیه های این شعر را اصلاح کند باید چندین کلمه که از قضا نقش معنایی ویژه ای نیز در شعر ایفا می کنند تغییر کند و این شاید به اندازه ی سرودن یک شعر تازه سخت باشد، اما من شاعر را به این ویرایش دعوت می کنم چون فکر می کنم تمرین خوبی باید باشد.
از این جنبه هم که عبور کنیم در زبان شاعر در نقطه امیدوار کننده ای ایستاده است، زبان شعر متمایل به شعر نئو کلاسیک است و کلمات از یک جنس انتخاب شده اند، شاعر هنوز در مضمون سازی، رعایت دستور زبان و البته خلق تصاویر تازه در آغاز راه است باید به سمت جلو حرکت کند.
برای خانم محمودیان آرزوی موفقیت دارم و بی شک با پشتکار به توفیق خواهد رسید.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.