زبان الکن




عنوان مجموعه اشعار : دامون
شاعر : siamak bagheri


عنوان شعر اول : زر می زند ساعت
زر می زند ساعت
حتی جمعه ها

زانو می زند پله
کوچه به پهلو...

تیر میکشد
فحش میدهم
خواب می رسم
دعا می کنم

چشم می خورند ابروهاش
... میدهم دوباره زیرلب

دلتنگ می شوم
برای سگی که در نگاهش
محبتی ولگرد پیدا ست
او اما....

زور دارد
زورت کنند
زور بزنی همش

ورم می کند دوباره شهر
پائین می افتم
چند خط تر
جیغ می کشم
بالا می کشند الکی درصدم را
دوباره پائین
پائین
پائین تر

عنوان شعر دوم : سقف دیوانه
لب به گونه نمی رسد
دیوانه سقف می شود

زور می زند
زور می زند
به پائین

ستون‌ به فقرات می رسد
جیغ می کشد
زن تمامش می شود نجات بوسه ای
وآسمان یاد بود می گرید



#سیامک_باقری_دامون

عنوان شعر سوم : خالی خشاب
در نیمه ی دشمن
بی گلوله خشابم

پراز نتوانستن و خواستن
از تو
بی تو

لیوان، لیوان سرمی کشم ازخود
سر می روم ازتو

می بوسد شقیقه ام را لوله ای
شلیک می شوم
نیمه، نیمه
به نیمه ی دیگرت


#سیامک_باقری_دامون
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
نقد:
مجدد یادآور می‌شوم که روایت شما مشکل دارد هیچ معلوم نیست چرا این گونه روایت می‌کنید که جملات شما پر از ابهام است اگر در ذهنتان مبهم بودن به معنای ژرفای شعر است ذهنیت اشتباهی است ژرفای شعر به نگاه و جهان بینی شاعر مربوط است وقتی نگاه شاعر به پدیده‌های خلقت پیچیده باشد فضای خیال او پیچیده است نه زبان روایت او حتی اگر ساده‌ترین زبان را هم برای روایت انتخاب کند باز فضای خیال پیچیده است چون هستی را پیچیده می‌بیند و در نتیجه شعرش عمیق می‌نماید زبان گنگ و الکن ارتباط شاعر را با خواننده قطع می‌کند اگر خواننده‌ی شعر در پیام اولیه مشکل داشته باشد و مرتب درگیر این باشد که مشکلات متن را حل کند - اگر بتواند! - ارتباطش با خیال شاعر قطع می‌شود و من اطمینان دارم خوانش را از نیمه‌ی را رها کرده عطایش را به لقایش می‌بخشد زبان روایت شما ابهام دارد به دلایل مختلف توجه کنید:
کوچه به پهلو...
قسمتی از جمله و احتمالاً فقط فعل جمله حذف شده است چرا؟ معلوم نیست و قرینه‌ای هم برای حذف نه در لفظ و نه در فضا وجود ندارد خواننده چه کند؟ کوچه به پهلو می‌خوابد، می پیچد، می‌غلتد و... حدس آن ممکن نیست ما وقتی در جمله واژه‌ای را حذف می‌کنیم که مثلاً تکرار نشود یا فضای جمله به طور قطع آن را ظاهر کند و تازه باید هدفی از این حذف داشته باشیم که هیچ کدام نیست. و مورد دیگر:
تیر می‌کشد
نهاد جمله حذف شده است. چه کسی تیر می‌کشد آیا تیر یک نوع سیگار است و کشیدن به معنای تدخین است یا به معنای درد کشیدن است هر چه باشد جمله نهاد می‌خواهد تا پایان متن هم نمی‌توان نهاد را پیدا کرد. و بعدی:
خواب می‌رسم
خواب رسیدن به چه معناست؟ گاهی فکر می‌کنم زبان فارسی زبان مادری شما نیست و زبان دوم است و خوب هم آن را نیاموخته‌اید. و مورد بعد بی‌ارتباطی جملات کوتاه و ناقص پشت سر هم در مصراع‌های جدا:
تیر می‌کشد
فحش می‌دهم
خواب می‌رسم
دعا می‌کنم
معلم نیست چرا تیر می‌کشد چرا فحش می‌دهم چرا خواب می‌رسم و چرا دعا می‌کنم؟ اگر جمله‌ها عیب هم نداشت گنگ بود احتمالاً این پرش‌ها در ذهن شما با تداعی اتفاق افتاده چون غیر ممکن است ذهن بی علت پرش کند اگر تداعی صورت گرفته باید عامل تداعی کننده در متن حضور داشته باشد تا ذهن خواننده هم بتواند پرش کند ولی اگر پرشی در کار نیست ابهام از نافصی جملات است.در ادامه:
زور دارد
زورت کنند
زور بزنی همش
اصطلاح زورت کنند اگر کنایه است به معنای مجبورت کنند درست نمی نماید چون زورت کنند یعنی: به تو زور کنند به معنای هل دادن شاید بشود پذیرفت که قطعاً چنین نیست و اگر به معنای: به تو زور بگویند است که همان ابهامی را که محور بحث است دارد و دیگر مورد واژه‌ی «همش» که لابد محاوره‌ی «همه‌اش» است که اگر دیالوگ باشد پذیرفتنی است اما این جا دیالوگ نیست راوی دارد روایت می‌کند و متن هم محاوره نیست.
پائین می‌افتم
چند خط‌تر
جیغ می‌کشم
بالا می‌کشند الکی درصدم را
چند خط‌تر پایین افتادن دیگر چه صیغه‌ایست؟ واژه‌ی «خط» اسم است و پسوند صفت تفضیلی مخصوص صفت است و البته گاهی می‌توان اسم را به جای صفت به کار برد که آن وقت ویژگی آن اسم صفت می‌شود تازه صفت تفضیلی متمم لازم دارد: بهتر از... و در این عبارت متممی هم نیست و ابهام دیگر: بالا کشیدن درصدم، درصد من یعنی چه؟ یعنی مثلاً بیست در من بودن؟ ببینید چه بلایی سر زبان آورده‌اید؟ و در شعر دوم:
لب به گونه نمی‌رسد
دیوانه سقف می‌شود
عبارت دوم کژتابی دارد: دیوانه به سقف تبدیل می‌شود یا سقف دیوانه می‌شود؟ اگر دومی است چرا جابجا شده است؟
زور می‌زند
زور می‌زند
به پائین
نهاد زور می‌زند چیست ؟ لب یا سقف یا دیوانه یا هیچ کدام تازه فقط جهت زور زدن را مشخص کرده‌اید مگر در هوا هم می‌توان زور زد؟ و در ادامه:
ستون‌ به فقرات می‌رسد
جیغ می‌کشد
زن تمامش می‌شود نجات بوسه‌ای
وآسمان یاد بود می‌گرید
با ستون فقرات بازی کرده‌اید شما که نمی خواهید کاریکلماتور بنویسید. ستون به فقرات می رسد یعنی چه اتفاقی می‌افتد؟ ستونِ همان سقف را می‌گویید یا منظور این است که کسی به ستون تکیه می‌دهد چرا این چه نوع سخن گفتن است؟ خواننده مرتب باید چیستان حل کند. یا «زن تمامش می شود نجات بوسه‌ای» یعنی چه یعنی تمام وجود سعی می‌کند بوسه‌ای را نجات بدهد مگر بوسه در حال افتادن است یا غرق شدن یا... است وای من که دیوانه شدم دست کم به خواننده رحم کنید شاید خواننده‌ای مثل من مجبور باشد متن را به دقت بخواند! و بعد معلوم نیست آسمانِ یادبود می‌گرید یا یادبود قید است و آسمان، یادبود می‌گرید و یادبود گریستن چگونه گریستنی است؟ و در شعر سوم:
در نیمه‌ی دشمن
بی گلوله خشابم
نیمه‌ی دشمن کجای دشمن است اگر اشاره‌ای به نیمه‌ی دیگر خود دارید که با شما دشمن است خیلی چیزها از جمله حذف شده است و بی گلوله خشاب بودن لابد یعنی خشابِ بی‌گلوله بودن چرا جابجا کرده‌اید هدف این جابجایی در متن نیست و تشخیص آن مشکل که نه غیر ممکن است.و باز در ادامه:
پراز نتوانستن و خواستن
از تو
بی تو
دو مصراع: از تو و بی‌تو هیچ مفهومی در بر ندارد. یعنی: پر از نتوانستن بی‌تو و پر از خواستن بی‌تو؟ نه با این ترکیب هم بی معناست.
لیوان، لیوان سرمی‌کشم ازخود
سر می‌روم ازتو
خود را سر کشیدن چه کنایه‌ایست؟ نکند یعنی حوصله‌ام سر می‌رود نه نه!! و همچنین سر می‌روم از تو هم لابد یعنی: از دست تو حوصله‌ام سر می‌رود یا پر از تو می‌شوم!
می‌بوسد شقیقه‌ام را لوله‌ای
شلیک می‌شوم
نیمه، نیمه
به نیمه‌ی دیگرت
خودکشی است؟ چون خودش گلوله است لابد شلیک می‌شود و نیمه به نیمه هم لابد دو دفعه شلیک می‌شوم و باز هم لابد به سوی نیمه دیگر تو!!!!!!!
فرض کنید منِ منتقد که مجبورم این متون را بخوانم و مشکلاتش را و محاسنش را درک کنم وقتی ارتباطی با آن برقرار نمی‌کنم چگونه می‌توانم داوری کنم؟ خواهش می‌کنم دست از هنجارشکنی بردارید در شعرهای کوتاهتان زیاد مشکل روایت نداشتید. شما قدرت تخیل بالایی دارید حیف است آنچه در خیال شما شکل می‌گیرد با روایت به زبان اجنه نابود شود.

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.