زبانی روز آمدتر می باید



عنوان مجموعه اشعار : .
دلت با ما نبود اما میان قلب ما بودی
دلم پیش تو بود اما کجا بودی کجا بودی

گذشت آن روزهایی که من و تو پیش هم بودیم
و با احساس گرم این حوالی، آشنا بودی

شبیه قاصدک از خاک این دنیا رها بودم
شبیه یک کبوتر در بهار دل، رها بودی

ولی رسم کبوتر بی‌وفایی بود و هجرت بود
که ما هر چه وفا کردیم، با ما بی‌وفا بودی

چنین دل بسته و درگیر عشق تو چرا بودم
چنین بی‌اعتنا با عاشقان خود چرا بودی؟
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می گویم.
همه چیز این غزل خوب است جز اینکه به نظر می رسد شاعر آن متعلق به حداقل 300 سال پیش باشد. یعنی شعر از نظر زبانی عقب نگهداشته شده است. کافی است اسم شاعر را از آن حذف کنی انوقت حدس می زنند شعر متعلق به قرون ده یا یازدهم باشد. تازه در ان سالها شعر فارسی در سیطره هندی سرایان یا نهایتا دوره بازگشت بود و پیچیدگی های خاص خودش را داشت و مثل این شعر تا این اندازه ساده نبود.پس اگرچه از بعضی جهات، شعر به روزگاران پیش شبیه است اما به واقع شعرهای آن روزگار به مراتب شاعرانه تر از حالا بودند.
از خیلی جهات می توان تشخیص داد که این شعر کمتر شباهتی به شعر امروز دارد. یکی از آن جهات ظاهر شعر است یعنی موسیقی کناری که شاعر از آن بهره برده یعنی همان قافیه و ردیف. ردیف فعلی "بودی" و قافیه آسان " الف" مثل کجا، رها و آشنا.
یکی از راهکارهایی که می شود تنوع در قافیه و ردیف ایجاد کرد، استفاده از قافیه ها یا ردیف بلندتر است مثل:
همین است ابتدای سبز اوقاتی که می گویند
و سرشار گل است آن ارتفاعاتی که می گویند
البته این به معنای آن نیست که در گذشته ادب فارسی شعرهایی با قافیه و ردیف بیش از دو کلمه گفته نشده ولی واقعیت آن است که کمتر کاربرد داشت.
یا
استفاده از عناصر مدرن تر در شعر و به خصوص قافیه و ردیف مثل شعر واکس از پوریا میررکنی:
نشسته بود پسر روی جعبه اش با واکس
غریب بود و کسی را نداشت الا واکس
یا جسارتی که جلیل صفر بیگی در رباعی مشهورش در استفاده از قافیه های شنیداری انجام داد:
ای بی هنر رذل تورا خواهم کشت
بی خاصیت هزل تورا خواهم کشت
کم دور و بر انار سارا بپلک
دارا به ابالفضل تورا خواهم کشت
می بینید که همه اینها حاکی از ذهنی پویا و خلاق در کاربرد امروزی شعر دارد.
نوع دیگر می تواند در استفاده از عناصر و واژگان امروزی یا حتی تکیه کلام ها و محاورات باشد که داد می زند این شعر مال همین روزگاران نزدیک است! مثل:
حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم
آخ تا می بینمت یک جور دیگر می شوم
یا:
و چای دغدغه عاشقانه خوبی است
برای از تو نوشتن بهانه خوبی است

به نظرم چنانچه انس و الفت بیشتری با شعر امروز به خصوص چهره های شناخته شده شعر امروز مثل حسین منزوی، بهمنی، فرجی، زکریااخلاقی و... داشته باشید خیلی زود در این مسیر قرار می گیرید چون شما انصافا استعداد خوبی در بیان شاعرانه دارید.
در همین شعر کاربرد صنعت ترصیع یا موازنه کلام به خوبی آشکار است متل "دلت با ما نبود اما_دلم پیش تو بود اما "با این حال استفاده چند باره از "بودم_ بودی "به جای آنکه لطف شعرتان باشد چالش شعر شده است! یا آمدن دو بار "چنین" در بیت اخر که می توانست یکبار "چنان" باشد به جای "چنین".
دوس دارم شعرهای بهتری از شما بشنوم. آینده ادب این مرزو بوم در اختیار شماهاست اگر به خودتان ایمان داسته باشد در تلاش بیشتری به خرج دهید و در زبان ورزی مهارت بیشتری پیدا کنید
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.