تکلیفت را با خودت روشن کن ای دوست ...




عنوان مجموعه اشعار : سالنامه های همیشه محرم
شاعر : سیدصادق خاموشی


عنوان شعر اول : غزل ۱
ما سالنامه های همیشه محرمیم
در فکر دوره کردن و تکرار ماتمیم

در عمق قلبمان گسل عالم است و ما _
یکروز قصر... و سرپل و ... یکروز هم بمیم

آیینه ایم، رابطه ای بین ما و نور _
هرگز نبود و نیست و با آه همدمیم

از سیب سرخ و جنت و کوثر سخن مگو
حالا که بی گناه مقیم جهنمیم

آنکه بهشت و گندم ما را گرفت و برد
با قلب خود نگفت که ما نیز آدمیم؟

عنوان شعر دوم : غزل دو
درخت ها به دعا و در انتظار، بهار!
بیا قرار درختان بی قرار، بهار!

ببین که باغچه بیمار و در قرنطینه است
بیا به سرکشی و دسته گل بیار، بهار!

چقدر پنجره چشم انتظار بنشیند
بیا که پاک کنی از رخش غبار، بهار!

سکوت کوچه خیابان....، کسادی شادیست
بیا و غلغله افکن به کوچه سار، بهار!

تو سالنامه ی ما را ورق بزن دیگر
که فصل، فصل، خزانیست روزگار، بهار!

عنوان شعر سوم : رباعی
در گوشه ی پرتی از جهان افتادیم
با قلب شکسته، نیمه جان افتادیم

هر روز بلای تازه ای...، شاید ما _
از چشم زمین و آسمان افتادیم
نقد این شعر از : صابر ساده
امروز با نقد و بررسی سه اثر ارسالی از شاعر عزیز و دوست نادیده ام جناب آقای سیدصادق خاموشی درخدمتم.
سه اثری که خاموشی ارسال کرده است در نگاه اول سالم هستند.منظور از سالم بودن این است که حداقل شاعر وزن و قافیه را رعایت کرده است.البته سالم بودن یک شعر نشان از خوب بودن آن نیست زیرا وظیفه ی یک کلاسیک سرا این است که عروض و قافیه را رعایت کند و این از ابتدایی ترین چیزهاست که خاموشی رعایت کرده است و به تعبیری وقتی در شعر کلاسیک شاعر وزن و قافیه را رعایت می کند تازه به مخاطب و منتقد اجازه می دهد که وارد باقی موارد شعر شود و تازه به بررسی آن بپردازد.
از این نکته اگر بگذریم به موارد دیگر خواهیم رسید.اصولا در این مواقع به سراغ زبان می روم.وقتی به بحث زبان می رسیم متوجه می شویم که شاعر دیگر آن وسواسی که در عروض و قافیه داشته در اینجا ندارد و گاف های زبانی در سه متنش وجود دارد که گاه باعث شده شعرهایش دچار چالش و دست انداز شوند.به بعضی از این تفاوت های زبانی میان بیت ها و مصراع ها اشاره می کنم و آن وقت است که می توانیم بهتر این موضوع را درک کنیم.
در شعر اول سه بیت نخست دارای یک زبان است و بیت های چهار و پنج دارای زبانی دیگر است.البته می توان به شعر کمک کرد و اینگونه حساب کرد که شاعر به عمد زبانش را تغییر داده زیرا طرف صحبتش را از یک مقام به مقام بالاتر هدایت می کند پس باید زبانش نیز تغییر می کرد ولی اگر هم چنین قصدی می داشت باید پیش ساختی به مخاطب می داد تا ذهنش برای این تغییر آماده می شد.
و یا در بعضی از ابیات می توان به تغییر و جابهجایی ارکان اشاره کرد که شاعر در برخوردهای مشابه در بیت های دیگر به دلیل جبر وزن دیگر آن برخوردهای یکسان و یگانه را رعایت نکرده است و این از ضعف زبانی شاعر است.بهترین مثال در جای افعال است در جمله.شاعر بنا به ضرورت متن و آکسان گذاری و استرس زبانی نیست که جای افعال را تغییر می دهد بلکه به ضرورت وزن است که این اتفاق رخ داده و بنده اینرا یک ضعف زبانی می دانم.شاید دیگری اینگونه فکر نکند ولی به گمانم شاعر باید در این حیطه بهتر عمل می کرد و وسواس خود را بیشتر می کرد.در شعر دوم نیز ما اینگونه اشتباهات و لغزش ها را نیز داریم.به بیت چهار دقت کنید.به نوع کلمات.به نوع زبان که خود را خراسانی تر از باقی ابیات نشان می دهد.بنده گمان می کنم شاعر عزیزمان باید در بخش زبان کمی سختگیرتر باشد و به واسطه ی این سخت گیری در بهگزینی و جای گزینی واژگانی دقت بیشتری داشته باشد.در انتهای بحث زبان باید اشاره کنم که شاعر عزیزمان تمایلی به زبان خراسانی دارد با اینکه ویژگی های اصلی زبان خراسانی را در بعد کلمه ندارد اما نوعی سادگی و تا حدودی استواری در زبان وجود دارد که ما را به یاد زبان خراسانی می اندازد ولی نه آن خراسانی اصیلی که در ذهن داریم.و البته این اتفاق فقط در بعد زبان نیست.وقتی وارد معنا می شویم دیگر خراسانی نیست و شعر ویژگی های شاد و بیرونی ندارد و می شود ابتدای عراقی و درونی شدگی که در ادامه پیرامونش صحبت خواهم کرد و معتقدم شاعر دچار نوعی پریشانی سبکی نیز شده است و این یکی دیگر از ایرادات شاعر عزیزمان است که باز به آن دقت نکرده است و سهل انگاری دارد.33
نکته ی دیگری که می خواهم به آن اشاره کنم ایرادات ریزی ست که شاعر دارد و هیچ دقتی به آن ندارد و این عدم دقت کار را دچار اذیت می کند.بیت اول غزل اول را دوباره بخوانیم:

- ما سالنامه های همیشه محرمیم
در فکر دوره کردن و تکرار ماتمیم

به ظاهر این بیت کاملا سالم است و یک بیت اعتراضی نیز شاید محسوب می شود.البته به بعد اعتراضی آن فعلا کاری ندارم اما ایراد در مصرع دوم است.شاعر در یک مصرع یک مفهوم را دوبار تکرار می کند و این یعنی حرف ندارد برای زدن.دوره کردن و تکرار هر دو یک مفهوم را بیان می کند.به راحتی می توانست یکی از این دو را حذف کند و فرصت را به واژه ای دیگر می داد.حال حساب کنید که این اشتباه در بیت اول که پیشانی کار است رخ داده!
در بیت دوم نیز ما با اشتباه دیگری روبرو هستیم که شاعر دقت نکرده است.او در مصرع دوم بیت دوم از قصرشیرین و سرپل ذهاب و بم صحبت می کند.یا باید هر سه را از همان منطقه ی کرمانشاه می آورد و یا یکی از قصرشیرین یا سرپل ذهاب را نیز عوض می کرد و به منطقه ای دیگر از کشور انتقال می داد.اینگونه ما می گفتیم شاعر سه منطقه از کشور را به صورت نمادین بیان کرده است ولی وقتی تکیه برکرمانشاه می شود و دو تا از سه تا را در یک سمت و دیگری را از سمت دیگر می آورد باید ادله ای برای اینکارش می آورد که نیاورده است. اینها البته نکات ریزی ست که رعایت کردن و نکردنش فرق بین شاعر خوب و حرفه ای را از هم مشخص می کند.از این اشتباهات می توان چندین نمونه دیگر نیز یافت که آنرا برعهده ی خود شاعر عزیزمان می گذارم.
نکته ی دیگر اختلاف و دست و پا زدن شاعر بین سبک های شعری می دانم.یک جا خراسانی می شود و از زبان وام خراسانی بودن می گیرد،یکجا در محتوا عراقی می شود و فضای غمگنانه ی عراقی را در کنار خود دارد و حتی تنه به تنه ی تعلیمی می زند و یک جا خود را می خواهد به معاصر نزدیک کند.به نظرم خاموشی باید تکلیف خودش را با خودش روشن کند.باید از این تشویش سبکی رد شود و یکی را انتخاب کند و در آن حیطه خودش را قوی کند وگرنه همیشه برچسب پریشانی بر شعرهایش خواهد خورد.
در انتها بهترین ها را برای این دوست عزیزم آرزومندم و امیدوارم به زودی اشعار بهتری از ایشان بخوانم و لذت ببرم.
و من الله توفیق

منتقد : صابر ساده

صابر ساده متولد 30/7/1366 صادره از تهران شاعر – نویسنده – منتقد ادبی سوابق تحصیلی : - کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی - کارشناسی زبان و ادبیات فارسی - کاردانی مدیریت بازرگانی سوابق تدریس : - مدرس ادبیات در دانشگاه آزاد اسلامی به صورت حق ...



دیدگاه ها - ۱
سیدصادق خاموشی » 16 روز پیش
عرض سلام و ادب و احترام از شما بسیار سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.