بیان شاعرانه




عنوان مجموعه اشعار : ثنا
شاعر : سيد شهريار موسوى


عنوان شعر اول : ثنا
هست مخصوصِ خدا، جامِ ثنا
او که اول هست و قبلش لابقا

او که آخر هست و آخر بعد از او؛
در عدم گاهست رنگش رنگِ قو

دیدنِ او، تن به بینا ها نداد
هست دیدِ جسمی و روحی مراد

کرد با قدرت سفالِ خلق را؛
اینچنین از گِل چو گُل ها خوش ادا

آفرید آنگونه که میخواست خوب
خوب، یعنی آنچه او آراست خوب

خلق را راهی نموده سوی راه
راهِ خود، راهِ به دور از آهِ چاه

برد هرکس را به سوی حبِّ خویش
هیچکس از حد نگردد پس وَ پیش

پس معین کرد رزقِ روح را
از حسابِ گنجِ ذاتِ خود خدا

آنکه را بسیار کرده روزی اش؛
میشود زد بر وفورش خط و خش؟!

آنکه را کم داده روزی، همچنان؛
میشود در کیسه اش بگذاشت نان؟!

کرد تعیین هر که را، یک دم اجل
با گذشتِ عمر، می آید بغل..

میشود پر، جامِ عمرِ زندگی
هست ساقی گرمِ این خوش بادگی..

تا که وقتِ شخص میگردد تمام؛
زندگی هم میشود بر او حرام

بازمی آرد خدا او را به آن؛
آن مکانِ اولیِ قبلِ جان

باز مى يابند آنجا اجر را
یا برای ظلم هاشان زجر را

میدهد بدکار ها را زجر ها
بهرِ نیکوکار ها اُجرت دوتا

این همه باشد ز دادِ دادگر
آن که باشد نام هایش پاکزر

آنکه نعمت های پیوندیِ او؛
هست مانندِ روانِ قعرِ جو

هیچ کس از او نمیپرسد چرا
او فقط دارد کلیدِ پُرس را..


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می گویم.
بی شک شما هم با من هم عقیده اید که میان شعر و کلام منظوم تفاوت ها و فاصله های بسیاری وجود دارد. چراکه فراوانند آثاری که به نام شعر در این ده قرن گذشته ارائه شده اما کمترین میزان برخورداری از شعر و تخیل را داشته اند و بیشتر به نظم یعنی رعایت قافیه و ردیف و عروض شعر فارسی اکتفا کرده اند.
نکته دوم، توجه به زیبایی های زبان فخیم عربی است. آیات قرآن و روایات و احادیث به جا مانده از بزرگان دین در بستر زبان عربی در نهایت بلاغت و فصاحت و زیبایی بیان شده اند، بنابراین در برگردان آن به فارسی نیز باید به گونه ای عملکرد کرد که نه تنها از زیبایی و جذابیتهای آن کاسته نشود بلکه با توجه به ظرافت های پنهان و آشکار در زبان فارسی بتوان بر جذابیت آن افزود.
با تکیه و تاکید به این دو نکته به سراغ شعر شما می رویم قبل از آن لازم است به این نقطه مختصر نیز اشاره کنم که ارائه چنین اثری برای شاعری باسابقه کم تر از ۱ سال اگرچه شاهکار به نظر نمی رسد اما قابل قبول است.
امید می رود که در تجربه های بعدی با مطالعات بیشتر و کسب مهارت در سرایش، اتفاق های تازه تر و قابل تأمل تری در اشعار شاعر دیده شود.
و اما این شعر:
هست مخصوصِ خدا، جامِ ثنا
او که اول هست و قبلش لابقا
یکی از آرایه های شعر فارسی مراعات النظیر است، به این معنا که کلمات باید با هم ارتباط معنایی داشته باشند. با این توضیح، کلمه جام در این بیت، هیچ پیوندی با سایر کلمات ندارد ضمن آنکه عبارت جام ثنا از آنجا که جام نوشیدنی است می تواند کج تابی داشته باشد، به این معنا که نعوذبالله خدا باید جام ثنای کسی را بنوشد، در حالی که مراد شاعر این است که خداوند قابل ستایش است.
آوردن عبارت لا بقا در مصراع دوم دلیلی بر ناتوانی یا کم تجربگی شاعر است.
کلمه قو در بیت دوم نیز سرنوشتی مانند کلمه جام در بیت بالا دارد.، بی پشتوانه و بدون پیوند با هیچ کلمه ای دیگر. ضمن آنکه اصل این عبارت عربی دو قسمت دارد، نخست به آخر بودن خدا تصریح کرده و در مرحله دوم به عدم وجود کسی بعد از او اشاره دارد که شاعر در پرداخت قسمت دوم ناکام مانده است و همانگونه که می بینیم عبارت " آخر بعد از او" ناتمام رها شده است.
بیت سوم:
دیدن او تن به بیناها نداد
هست دید جسمی و روحی مراد
در واقع شاعر می خواهد بگوید که خداوند را به چشم ظاهر نمی توان دید اما مهارت لازم در ارائه چنین عبارتی نداشته است و مجبور شده توضیح واضحات مصراع دوم را _آن هم به صورت نارسا _بیاورد.

تاهمینجا در همین سه بیت ابتدایی این شعر توحیدی ملاحظه می‌کنیم که کمترین پرداخت شاعرانه و بهره‌مندی از تخیل و تصویر توسط شاعر انجام شده است.
نباید از نظر دور داشت که مخاطب ما به دنبال شعر آمده است نه فقط بیان نظم.
انسان اصالتا کمال گراست و زیبایی را دوست دارد و همواره به دنبال ارائه ای زیباتر و جذاب تر از این است. حافظ شیرین سخن در اشاره به خلقت پروردگار و طبیعت رنگارنگ و زیبایی های جهان چنین می سراید:
خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در پرده پرگار داشت
رسایی، بلاغت و زیبایی، هر سه در این بیت ظاهر و هویداست.
بیت چهارم.
کرد با قدرت سفال خلق را
این چنین ازگل چوک گلها خوش ادا
اشاره شاعر و آفرینش انسان از خاک است اما زیبایی موردنظر در آن کمتر دیده می شود.
در بیت ششم" راه به دور از آه چاه" عبارت نامفهومی است. پیداست که شاعر کلمه چاه را تنها برای پر کردن قافیه به کار برده است. همان کاربردی که از عبارت" پس و پیش" در بیت هفتم و "خط و خش" در بیت نهم گرفته است. کلماتی که صرفاً بخاطر قافیه قرار داده شده اند.
یا این بیت:
کرد تعیین هرکه را یک دم اجل
با گذشت عمر می اید بغل

که معلوم نیست منظور شاعر از بغل امدن چیست؟ ایا در اغوش خدا رفتن است یا بغل زدن را به جای کنار رفتن گرفته و....
شاعر در ادامه این شعر به ساخت واژه و ترکیب های ناروایی هم دست زده، مثل "خوش بادگی یا پاکزر" که پیش از این در دایره لغات یانمونه انهارا نداشته ایم و یا کم کاربرد بوده اند.
همچنین کاربرد فعل امر "پرس" به جای" پرسش" در بیت اخر:
هیچکس از او نمی پرسد چرا
او فقط دارد کلید پرس را

اینها بخشی از خطاهای این شعر کوتاه است اما ناگفته نماند که هر شاعری در ابتدای امر با چنین لغزش هایی روبروست و به مرور زمان با کاربرد کلمات بیشتر آشنا می شود و خودش در تجربه های بعدی انها را دقیق تر چینش می کند.
اما همین نهیب می تواند تلنگری برای او باشد تا از این پس وسواس بیشتری در پیوند کلمات و چینش های خود در جمله به کار گیرد.
ما باید بدانیم که جملات ما در وهله اول لازم است سالم باشند و بعد شاعرانه. تسلط بیشتر بر دستور زبان و کارکرد فعل و فاعل و مفعول و متمم همچنین مسند و مسندالیه در جملات اسنادی، شرط اول فهم درست و بیان سلیم و کلام رساست. در مرحله بعد باید تلاش کنیم که همان عبارات صحیح و درست را شاعراته تر کنیم.
برای این دوست تازه کار آرزوی بهترین ها را دارم.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.