وسواس همیشه هم بد نیست!




عنوان مجموعه اشعار : 1*2*3
شاعر : خلیل الله باقی زاده


عنوان شعر اول : کلاس مجازی
الا یا ایها الشاگرد پایت مانده درگلها!
که درس آسان نمود اول ، ولی افتاد مشکلها!

نمی‌دانم که این دنیا! چه مشکل با شما دارد !؟
کی آبی خوش رود پایین زحلقوم محصل ها!؟

در این دم که قرنطینه شما را کرده بس مجبور
به شرکت در کلاس درس آنلاین توی منزلها

به گوش خویش آذین کن گرت این جان تورا گوید
که مخلص بس به پاهای شکسته بسته آتل ها

نکن کل کل تو با کس بر سر این گونه آموزش
نه پس پولت دهند آخر،نه ترمت هست کنسل ،ها!

نتی باریک و پارازیت و اوضاعی چنین در هم
کجا دانند حال ما مدیران توی ساحل ها ؟!

همه کارم ز شاگردی به مجنونی کشید آخر
ز دست اینهمه مشکل «چه خون افتاده در دلها»

به راس ساعت استادت اگر فرموده حاضرشو
یقینا گ بی اثر نبود درآخردرمعدلها

چو دوران قرنطینه بود تعطیل، سلمانی
نیازی نیست آرایش،به موی سر زدن ژلها

تورا در منزل از استاد ،چه امنی هست؟ چون هر دم
سرت فریاد می‌آرد ز وبکم زن به من زلها

به پاس این حضور پرحماسه توی اینترنت
کنار این کلاس درس ،بزن آجیل و پاستلها

نمیدانم در آن هنگامه‌ ی صبح به آن زودی
کدامین زنده‌ توی نت بود آتل وباطلها !؟

نبندی کاملا امکان صحبت چون بود ممکن
معلم بهر مچ‌گیری کند پرسش زغافل ها

نخوابد هیچ استادی چو وقت کنفراس تو
پس از آن لذت بی حد ببر مانند عاقلها

اگرچه نیست بهرتو به خود شیرینی امکانی
به چت، پرسش کن ازاستاد به ظاهر مثل جاهلها

به طنازی‌ استادت فرست استیکر لبخند
چو پاسخ داد، پرسش،را ،نثارش کن شمائلها

به اصرار از جنابش خواه صدایت بازبنماید
که هی پرسی و هی آئی ، مکرر ژست سائلها

معدل گر همی‌خواهی دمی غایب مشو «باقی»
به دانش جو ایی آنلاین ،رها کن هرچه محفلها!




عنوان شعر دوم : زیارت از راه دور
سال تحویل ، چندسالی هست
همگی خانوادگی دربست
عازم مشهدالرضا هستیم
چمدانهای آرزو در دست

راهی شهرجمکران و قمیم
بین زوّار آستانه گمیم
درکنار سیاحت شیراز
مست شاه چراغ ،جای خمیم

اتفاقی که ناگهان افتاد
آرزوی همه شده برباد
می زند میهمان ناخوانده
پرسه درجمع مردمان ،آزاد

همه گیراست ومهلک وقاتل
به حرم رفتنم شده مشکل
باید ازراه دور ارادت کرد
به سلامی اگرچه در منزل

توی خود بودم ونشسته به غم
در فراق ضریح و صحن و حرم
حال تا کی نبینم آنجا را؟
بعد یک سال ،امام لطف و کرم !

که به من هاتفی بشارت داد،
عاشقان، جشنواره راه افتاد
«السلام علیک شاه رئوف»
دلم از ذکر نامتان شد، شاد

«مژده ی گل» نظاره ی من شد
رهنمایم «ستاره ی من» شد
چشم من دید «گنبد خورشید»
التیام دوباره ی من شد

بارگاه امام هشتم را،
خاندان امام هفتم را ،
با کتابی که خوانده ام ،انگار
من زیارت نموده ام قم را

*مژده گل(زندگی امام هادی ع) ،ستاره من وگنبدخورشید اسامی کتابهای جشنواره رضوی است.



عنوان شعر سوم : اردیبهشتگان' یا گلستان

بود جشنی از جشن های کهن
گلستان به اردیبهشتگان وطن

به روز سه از ماه اردیبهشت
سپیدی به تن کرد نیکوسرشت

زمانی که گلها شکوفا شده‌
از این رهگذر، جشن گلها شده

به آئین زردشت اردیبهشت
درستی بود اساس وسرشت

بود بهترین نظم و قانون دین
درستی و راستی به روی زمین

هرامشاسبندی دووجهی بود
زمینی وهم بهشتی بود

نماینده نظم در بهشت برین
نمایندهٔ آتش است در زمین

در این روز نیک است به معبد شدن
زیزدان همه حاجتی خواستن

و اگر دشمنت را تو خواهی زدن
بود ساعت نیک جنگی شدن
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
آقای باقی‌زاده عزیز! این یادداشت، سومین یادداشتی است که دربارۀ آثار شما می‌نویسم و خوشحالم که بعضی از مشکلات آثار قبلی در این نوشته‌ها وجود ندارد. البته که هنوز مشکلات ریز و درشتی هست که به آن‌ها خواهیم پرداخت؛ اما مشخص است که به فکر اصلاح آن‌ها هستید. بارزترین دلیل هم این است که دو اثر از سه اثری که برای من فرستادید، در نوبت قبلی هم فرستاده بودید و دوستانم به مشکلاتشان اشاره کرده بودند. در واقع شما سعی کردید بعضی از ایرادات را برطرف کنید و همین ارزشمند است. امیدوارم همیشه برای آثارتان وقت بیشتری بگذارید تا نتیجۀ بهتری بگیرید.
یکی از مشکلاتی که هنوز هم باقی است، مشکل وزن است. وقتی اصول ابتدایی آثار کلاسیک در اثر شما رعایت نشود، منتقد یا مخاطب نمی‌تواند به خوبی به مضمون بپردازد. اگر وزن و قافیه و باقی اصول اولیۀ شعر در قالب‌های کلاسیک درست باشد، می‌توانیم بیشتر به مضمون‌پردازی اشاره کنیم و از زیبایی‌های اثر هنری حرف بزنیم. در اثر اول شما چند ایراد وزنی هست:
تو را در منزل از استاد، چه امنی هست؟ چون هر دم
در مصرع بالا دالِ استاد از وزن خارج است و در واقع اضافه است. اگر دالِ استاد یا «چه» حذف شوند وزن درست می‌شود.
کنار این کلاس درس، بزن آجیل و پاستل‌ها
اینجا هم سینِ درس همان شرایط را دارد.
به چت، پرسش کن از استاد به ظاهر مثل جاهل‌ها
در این مصرع باز هم دال استاد یا «به» از وزن خارج است.
به اصرار از جنابش خواه صدایت باز بنماید
این‌بار نوبت «ه» در انتهای «خواه» است که بیرون از وزن باشد. نکتۀ جالب این است که همۀ این ایرادات وزنی مثل هم هستند و در یک نقطۀ مشخص از مصرع به‌وجود آمده‌اند و در همۀ آن‌ها یک هجای کوتاه اضافه روی دست شاعر مانده است! چون وزن مصرع‌های دیگر درست است، نمی‌توانم بگویم که شاعر کلاً وزن را بلد نبوده، پس احتمالاً دلیل این ایرادات بی‌دقتی شاعر است.
برای ارتقای کیفیت آثارتان، سعی کنید کم‌گویی و گزیده‌گویی را بیشتر در نظر بگیرید. سعی کنید از تمام ظرفیت قافیه‌ها استفاده نکنید. نه اینکه قافیه‌های خوبی را رها کنید ها! برای خودتان بنویسید اما وقتی نوشتن اثر تمام شد، ابیات ضعیف‌تر را حذف کنید تا اثر قوی‌تری باقی بماند. قدرت شعر را متری حساب نمی‌کنند که طولانی‌تر بودنش مزیت آن باشد. ابیات شعر باید قوی باشند، پس به قوت هر بیت نگاه کنید و بیت‌هایی را که قوی نیستند، اگر قابلیت تغییر و اصلاح ندارند، دور بریزید. گاهی حرفی که می‌زنید در یک بیت هم جا می‌شود، پس لازم نیست آن را بی‌خودی تا دوازده بیت کِش بدهید. پس ظرفیت موضوع و سوژه را هم در نظر بگیرید. سعدی هم شعر پنج بیتی دارد، هم ترجیع‌بندی به آن بلندی! اما هم شعر پنج‌بیتی‌اش کامل و بی‌نقص است، هم ترجیع‌بند خیلی طولانی‌اش چیزی اضافه ندارد! فعلاً سعی کنید مفید و مختصر بنویسید، تا بعداً که توانایی بیشتری در نوشتن کسب کردید، شعرهای طولانی‌تری با همان توانایی بنویسید.
در شعرهای موزون، به دلیل همین موزون بودن، گاهی شاعر مجبور است ارکان جمله را جابه‌جا کند تا وزن شعر به هم نریزد؛ گرچه اگر بتواند حرفش را بزند و ارکان جمله را جابه‌جا نکند، بهتر است. طنزپرداز در شعرهای طنز گاهی با جابه‌جایی ارکان جمله موقعیت طنز هم می‌سازد. شاعر با قدرت شاعرانگی‌اش می‌تواند از یک اشتباه عمدی، امتیاز کسب کند، ولی اگر ارکان جمله جابه‌جا شده باشند بی‌آنکه زیبایی خاصی داشته باشد یا هدف خاصی را دنبال کند، نشانۀ ضعف اثر است. جملۀ «نه پس پولت دهند آخر» زیبایی و قوتی که ندارد هیچ، ضعف و ایراد هم دارد! «پس دادن» فعل مرکب است و بهتر است هر دو قسمت این فعل به همین شکل پشت سر هم بیایند و دو واژۀ «پس» و «دادن» از هم دور نیفتند. جملۀ شما به نثر ساده می‌شود: «نه پولت را پس دهند». حذف «را»ی مفعولی هم در این جمله توی ذوق می‌زند. سعی کنید «را»ی نشانۀ مفعول را حذف نکنید؛ آن را هم بلافاصله بعد از مفعول بیاورید. بد بودن جمله‌بندی در این بخش از اثر شما خیلی واضح بود اما گاهی این‌قدر مشخص و واضح نیست. اگر در جمله‌بندی‌هایتان بیشتر دقت کنید، کیفیت نهایی اثرتان به شکل ملموسی تغییر می‌کند.
چند نکته را هم کوتاه و مختصر عرض کنم. یکی اینکه سعی کنید زبان شعرتان یک‌دست باشد. مثلاً در اثر اولتان با توجه به اینکه زبان اثر طنز است، گاهی با نوع جمله‌بندی و استفاده از تعابیر و ترکیب‌های خاص سعی کرده‌اید که به زبان مخاطب نزدیک شوید، اما با بعضی از واژه‌ها و تعابیر، مثل «نبوَد»، دوباره از آن دور شده‌اید. در این اثر اولویت با زبان امروزی‌تر است؛ خصوصاً که مخاطب اصلی شما دانش‌آموزان هستند.
واوِ مفتوح در شعر فارسی جایگاهی ندارد و یکی از نقاط ضعف شعر است. واو در «بود آتل وَ باطل‌ها» مفتوح خوانده می‌شود. طوری از واو استفاده کنید که با فتحه خوانده نشود؛ مثل واو در «نتی باریک و پارازیت» که موقع خواندن به واژۀ «باریک» می‌چسبد. «آتل و باطل» را هم «عاطل و باطل» بنویسید.
دربارۀ استفاده از علائم نگارشی هم قبلاً نکاتی را گفته بودم. در مصرع «چو پاسخ داد، پرسش، را، نثارش کن شمائل‌ها» هیچکدام از ویرگول‌ها نیاز نیست و بدون این سه ویرگول هم درست خوانده می‌شود. ویرگول دومی که از بیخ غلط است چون بین مفعول و «را»ی مفعولی آمده است!
در آثار دوم و سوم که آن‌ها را ویرایش کرده‌اید و دوباره فرستاده‌اید، بعضی از مشکلات قبلی که دوستان گفته بودند رفع شده، گرچه هنوز هم جای کار دارد. اثر دومتان بهترین اثری است که تا الان از شما خوانده‌ام گرچه به نظرم شما توانایی نوشتن آثار خیلی بهتری هم دارید. هم آثار قبلی‌تان را دوباره ویرایش کنید تا نواقص آن‌ها برطرف شود، هم اطلاعات و آموخته‌هایتان را در آثار جدیدی که می‌نویسید به کار ببرید و سعی کنید نوشته‌های جدیدتان همان ایرادات قبلی را نداشته باشند.
منتظر خواندن آثار جدیدتر و بهتر شما هستم. امیدوارم موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۲
خلیل الله باقی زاده » سه شنبه 30 اردیبهشت 1399
درود استاد احمدی فرمودید:آتل و باطل بله متاسفانه بدلیل عجله وبی دقتی علیرغم آگاهی از شکل اشتباه استفاده شد اما درمورد اینکه طولانی و مشکلدارمی نویسم تنهاخواسته ام نوشتن یک غزل کوتاه وبی نقص است که نتوانسته ام به همین خاطر به طنزابتدابه مثنوی وطنزطویل پناه برده ام.سپاس
روح‌الله احمدی » چهارشنبه 31 اردیبهشت 1399
منتقد شعر
سلام. خواهش می‌کنم. گاهی این اشتباهات پیش می‌آید. طوری نیست. امیدوارم روی آثارتان بیشتر وقت بگذارید و با وسواس بیشتری بنویسید. شما می‌توانید در نوشتن طنز هم خیلی موفق باشید، به شرطی که نکات مختلف را در نظر بگیرید و با دقت بیشتری بنویسید و ویرایش کنید. موفق باشید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.