چند نکته درباره چند رباعی




عنوان مجموعه اشعار : رباعیات
شاعر : مرتضی برخورداری


عنوان شعر اول : رباعی
با آمدنش عشق تعالی دارد
هر روز جهان هوای عالی دارد
دلال پرنده،چون رسد آزادی
تنها قفس ساده و خالی دارد


سوغات همیشه چشم تر می آورد
هر بار غم از جنس دگرمی آورد
لعنت به سکوت نیمه شب ها،جز من
فریاد ز هر زنجره در می آورد

رعد آمد و برق،تا پریشانش کرد
باد آمد وتهدید فراوانش کرد
دریا به ستوه آمد وطوفانی شد
یک لشکر ابر تیر بارانش کرد


عنوان شعر دوم : رباعی
بوی خوش پیراهنِ زردت یکریز
آورده بهار ناب را در پاییز
بر شانهٔ تو نهاده ام سر را تا
زیر سر من دوباره باشد همه چیز

رعدآمده بود و بی هوا نِق می زد
فریاد و نهیب ،آینهٔ دِق می زد
ترسید از این همه خشونت ابری
بر شانهٔ کوه داشت هِق هِق می زد

شب،لشکرِسایه،برج ها،باروها
وحشت زده سر به زیرِ پَرها،قوها
گُلها همه لب بسته و خاموش ولی
باز است دهانِ همهٔ شب بو ها


عنوان شعر سوم : رباعی
از این غمِ ناگزیر بر می آید
با گریه و آه شعله ور می آید
اورفت و"بمان"نوکِ زبان،آری حرف
از نوک زبان چه دیرتر می آید

از سایهٔ سر به زیر، سرخورده ترم
چون شهرِ پس از زلزله زیر و زبرم
در خانه ستون عشق و ایثار شکست
وقتی که نشست روی ویلچر پدرم

دائم بزنند باز کم می آید
روئین تنِ قصه دمَ به دَم می آید
گر خنجر بی امان ببارد بر آب
فورا دهن زخم بهم می آید
نقد این شعر از : آرش شفاعی
اینکه تلاش اصلی خود را بر یک قالب متمرکز کرده اید، هم خوب است و هم خوب نیست. خوب است از این جهت که در این قالب به پختگی و ورزیدگی می رسید و روز به روز رباعی هایتان بهتر و بهتر می شود و خوب نیست از این جهت که بعد از مدتی ممکن است براساس تجربه به یک سری فرمول ها و قواعد دست بیابید و بعد براساس همان قالب ها شعر بگویید.
رباعی هایتان وقتی براساس کشف های تصویری سروده شده باشد، خوب و خواندنی است اما رباعی هایی که باید بر زبان تکیه داشته باشد، به خوبی رباعی های تصویری نیست. نمونه هایی از ایرادات و لغزش های زبانی را متذکر می شوم با این توضیح و تأکید که باید سعی کنید هرچه بیشتر بر زبان مسلط شوید و البته توانایی تصویرسازی تان را هم همچنان حفظ کنید.
در این سطر:
تنها قفس ساده و خالی دارد
به نظر می رسد، کلمۀ ساده حشو است و فقط آمده است وزن را پر کند. ساده هیچ ویژگی خاصی را به قفس اضافه نمی کند و بود و نبودش در این مصرع فرقی ندارد.
در این بیت:
لعنت به سکوت نیمه شب ها،جز من
فریاد ز هر زنجره در می آورد
احتمالاً منظورتان این بوده است که سکوت نیمه شب ها به حز من، فریاد زنجره ها را در می آورد اما در شکل فعلی کژتابی دارد. می شود گفت با این شکل که خودتان را زنجره دیده اید و می گویید سکوت شب، فریاد همه زنجره ها به جز من را درمی آورد.
در این مصرع:
بر شانهٔ کوه داشت هِق هِق می زد
هق هق زدن نداریم، هق هق کردن داریم. زبان دچار ایراد است.
دراین بیت:
اورفت و"بمان"نوکِ زبان،آری حرف
از نوک زبان چه دیرتر می آید
نوک را باید به شکل nuk بخوانیم تا وزن درست شود. در صورتیکه کسی نوک را در زبان روزمره این شکلی تلفظ نمی کند.
در این مصرع:
وقتی که نشست روی ویلچر پدرم
باید ویلچر را ولچر یا ویچر بخوانیم تا وزن درست شود که به هرحال از فصاحت به دور است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۲
مرتضی برخورداری » 15 روز پیش
عرض سلام و تشکر از نقد ارزشمند استاد شفاعی یه سوال داشتم رباعی هایی که نکته ای در موردشون نوشته نشده از دیدگاه شما نمره قبولی رو می گیرند؟
آرش شفاعی » 13 روز پیش
منتقد شعر
همانطور که گفتم، رباعی هایی که براساس تصویر ساخته شده، بهتر است

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.