در ستايش و نكوهش جنون




عنوان مجموعه اشعار : دغلی
شاعر : حسین چمن سرا


قبلش ، لقبش ، قلبش و دلقش دغلی بود
این قلب غزل ساز که هذلی ازلی بود

دردا و دریغا که در این جنگ جگر سوز
سردار ندانست که یارش دغلی بود

باید بکشم دست از این دست کشیدن
از دسته ی آن تیغ که ضرب الاجلی بود

پا پی شده بر ابلق پاپی شده ی بخت
گمگشته روانی پی بیت الغزلی بود

کمبود ؟ که کم بود در این مخزن هم سود ؟
از نقشه ی بر کف که به هر دست ، عملی بود ...
نقد این شعر از : حامد یعقوبی
حسين آقاي چمن سرا
سلام
يك راست مي روم سر اصل مطلب؛ شعرهاي قبلي شما را مطالعه كردم و نقدهاي منتقدين را خواندم، با نقدها موافقم و با اينكه شعر شما جزو شعرهاي مورد علاقه من نيست، از جسارت و جنوني كه در تعدادي از سطرهاي شما به چشم مي خورد، خوشم آمد. حرفم به معني اين نيست كه شعرهاي شما را پسنديده ام يا آن ها را تجربه هاي موفقي مي دانم، نه، اما وقتي شاعري غزلش را با اين مصراع شروع مي كند _ ولو اينكه من آن را نپسندم _ صدايي به من مي گويد جنوني در جانش خانه كرده است كه نمي توان به سادگي از كنارش گذشت:
قبلش، لقبش، قلبش و دلقش دغلی بود
این قلب غزل ساز که هذلی ازلی بود
اگر بخواهم با سخت گيري حرفم را بزنم مي گويم اين بيت نااميد كننده است اما به خودم هشدار مي دهم شاعر جوان ما وقتي مي تواند چنين موسيقي در شعر به وجود بياورد، وقتي جنوني مثل جنون محسن نامجو - او از خوانندگان مورد علاقه من نيست - پريشانش كرده، شايد بتواند در آينده غزل هاي موفقي بنويسند. قسمتي از شعرهاي شما من را ياد تجربه هاي رضا براهني انداخت اما فراموش نكنيد روزگار بازي هاي خام طبعانه با كلمات مدت هاست كه سپري شده، حتي شاعران غيركلاسيك هم از خير افراط در بازي با كلمات گذشته اند با اين حال هرگز نمي توان از جاذبه اي كه موسيقي در شعر ايجاد مي كند، گذشت. بازي با كلمات خوب است، به صدا در آوردن زنگ كلمات در شعر خوشايند است منتها قبل از آن بايد بتوانيد حرفتان را درست و پوست كنده بزنيد، در غير اينصورت من مخاطب فقط با ازدحام كلماتي مواجه مي شوم كه صرفا در كنار يكديگر چيده شده اند تا يك نوع زيبايي مصنوعي و غير قابل فهم بوجود بياورند.
عرض كردم به جنوني كه در لايه هاي زيرين شعرهاي شما پنهان است احترام مي گذارم، از ديدن شاعرهايي كه از فرط عصا قورت دادگي به درد جنگ هاي شبانه تلويزيون مي خورند خوشحالم نمي شوم، شاعراني كه شبيه يك شطرنج باز روي تمام حركاتشان برنامه ريزي دقيقي دارند و خوب مي دانند با چه كسي فالوده بخورند، چه حرفي را كجا بزنند و موهاي سر و صورتشان را در وقت مقتضي چطور آرايش كنند اما بايد به اين نكته توجه داشته باشي كه اين جنون شمشير دو لبه است، دوراني سرنوشت ساز است، يا تو را به قعر دره خواهد برد، يا اگر همت كني دستت را مي گيرد و عازم قله هايت خواهد كرد.

بعدالتحرير: جواب من به پرسش شما: من با اين صورتي كه در غزل ديده مي شود موافق ترم. حذف ادات تشبيه به هر شكلي به شعر كمك مي كند.

منتقد : حامد یعقوبی

حامد یعقوبی متولد اردیبهشت 1361 شاعر و روزنامه نگار دبیر تحریریه هفته نامه کرگدن کتاب ها: مجموعه غزل برهوت مجموعه غزل سرباز بی همدرد خون آلود



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.