در تمایز شعر و نثر




عنوان مجموعه اشعار : -
شاعر : سینا احمدوند


عنوان شعر اول : نظاره
آنگاه که اولین خشکی سر از اقیانوس یک پارچه در آورد
منظره پدیدار شد
ازخاک ، شیشه
واز تاک نظاره گری روید
آنگاه که برای بار نخست چشمانت کهکشان را می بیند
غبغب غرور در حقارت گم می شود
از راز ستاره ها و نمیدانم ها
ازآتش،
از سایه ای درغار خدا بیرون می زند
خدای مِی با جامی در دست
هم پیاله ای می جوید
من اما از خاک ام که می شکند
هم پیاله ات نمی شوم که از شکستن و درد بی خبری
از سایه و وهم بیرون زده ام
ازغار مدرنیته بیرون زده ام
از ضرب آنگ زمان بیرون زده ام
ازخدا،
ازواژه و شعر بیرون زده ام
من در این منظره می مانم





عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
شاید اگر بخواهیم نشانه‌های یک متن فلسفی را در سرودۀ آقای احمدوند بیابیم، زودتر و راحت‌تر به نتیجه برسیم، تا اینکه بخواهیم نشانه‌ها و مؤلفه‌هایی را پیدا کنیم تا براساس آن‌ها، بر شعر بودنِ این اثر اصرار کنیم، و این مسأله، ارتباطی به «موضوع» شعر ندارد، بلکه معطوف به نثروارگی آن است، تا جایی‌که در کمتر سطری از این اثر، تلاشی برای رسیدن به شاعرانگی می‌بینم و موارد معدودی هم مانند «از تاک نظاره‌گری رویید» و «غبغب غرور در حقارت گم می‌شود» که سازوکار زبانیِ آن‌ها متفاوت با سازوکار زبانیِ مابقی اثر است، اساساً تصاویر شاعرانه و جاندار و جامع و مانعی نیستند؛ چنان‌‎که ارتباط میانِ «تاک» و «نظاره‌گری» آشکار نیست! و «غبغب غرور» و «حقارت» در ساختار اندیشگی این اثر، جایگاه مجهولی دارند.
این شعر می‌توانست با افزودنِ چند تصویر شاعرانه، حذف برخی زواید و عناصر بیکار و رعایت ایجاز، و البته فاصله گرفتن از منطق نثر، تبدیل به یک شعر کوتاه شود حول‌محور «نظریۀ مُثل»، یا دربارۀ «آفرینش». به‌نظر می‌رسد شاعر این اثر که پیداست اهل اندیشه و تفکر است و پیداست که ساختار یک اثر منسجم را می‌شناسد و پیداست که حوزۀ مطالعاتی‌اش بیشتر نثرهای جدی است تا شعر، لازم است تأمل بیشتری بر وجوه تمایز و تفارق زبان شعر و زبان نثر داشته باشد.
(در این مجال مختصر، مراد از زبان نثر، زبان نثرهای غیرادبی است، و نه نثرهای ادبی و شاعرانه).
زبان نثرهای غیرادبی، شامل عناصری واژگانی و نحوی است که کمترین اعتبار شعری ندارند، مگر اینکه شاعران با کاربردی هنرمندانه و هوشمندانه آن‌ها را وارد چرخۀ زبان شعر کنند، همچنین عملاً فاقد بسترسازی‌های نشانه‌ای هستند، درست برخلاف زبان شعر که همواره با نظام نشانه‌ها سروکار دارد. ازسویی زبان نثرهای غیرادبی، تابع قوانین دستوری است و در آن، هر کلمه جای مشخص خود را دارد. امّا در شعر، شاعر ملزم نیست که همواره تابع قوانین دستوری باشد و حتی در مواردی با درهم ریختن شکل دستوری کلام است که دست به آشنایی‌زدایی در زبان می‌زند و شعر می‌آفریند. همچنین واژه در نثرهای غیرادبی، حضوری فیزیکی دارد و علامتی قراردادی برای یک شیء و مفهوم است. درواقع واژه در نثر فاقد آن روح و حسّی است که در شعر از آن بهره‌مند است، درحالی‌که در شعر، واژ‌ها به مرز «شیءشدن» نزدیک می‌شوند؛ یعنی اگر در نثر، واژه معنایی را می‌گوید، شعر آن را نشان می‌دهد. تفاوت دیگر زبان نثر و زبان شعر در ابعاد معنایی آن‌ها نهفته است. گوینده واژه‌ای را انتخاب می‌کند تا تنها یک معنا را برساند و یقیناً چندمعنایی بودن یک واژه، خواننده را در فهم مطلب و برقراری ارتباط، آشفته و سردرگم می‌کند، امّا شاعر اتفاقاً واژه‌ای را برمی‌گزیند تا با دلالت‌های گوناگونی که دارد، حس و اندیشه و کشف خویش را در ابعاد مختلف به نمایش بگذارد تا هر خواننده‌ای به بُعدی از هستی واژه‌ها دست یابد و به کشف روابط متفاوت که شاعر در متن ایجاد کرده نائل شود؛ حادثه‌ای که معمولاً نثر به‌دنبال آن نیست.
و از تمام این تفاوت‌ها مهم‌تر، این است که هدف در نثرهای غیرادبی، رساندن پیام به مخاطب است؛ درحالی‌که هدف در شعر، تنها انتقال پیام نیست، بلکه لذت بردن از متن نیز جزء اهداف آن محسوب می‌شود. و علاوه‌بر تمامی این اختلاف‌ها، زبان شعر با توسّل به شیوه‌هایی خود را متمایز و برجسته می‌کند و به تفاوتی بسیار آشکار با دیگر گونه‌های زبانی دست می‌یابد که آن‌ها را تحت‌عنوان «برجسته‌سازی» می‌شناسیم.
شاعر با اِشراف بر این تفاوت‌ها، و نیز با شناخت شیوه‌های برجسته‌سازیِ زبان شعر، یقیناً می‌تواند اثری را که زیربنای مضمونی و ساختاریِ نسبتاً موفقی دارد، به سطحی بالاتر ارتقاء بدهد... با آرزوی توفیق برای شاعر.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۱
سینا احمدوند » پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399
سلام و سپاس خانوم کردبچه عزیز از نقدتان بسیار آموختم . درست می فرماید در این چند ساله ی فعالیت شعری به دنبال پیدا کردن زبان خودم بوده ام و این امر میسر نیست جز آزمون و خطا و بهر جویی از نقد تیزبینانه ی دوستان و استادان عزیزی چون شما از شما صمیمانه تشکر می کنم که وقت ارزشمند نهادید. درضمن نقدِ رسا و شیوایتان مرا مجاب به خواندن کتابتان زبان شعر امروز کرد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.