غربال سطربه‌سطر یک شعر




عنوان مجموعه اشعار : سپید
شاعر : ربابه حسینی


عنوان شعر اول : خیابان
خیابانی خماری می کشید
روی خرابه ی شهر
و کارتون
آخرین کلمه ای بود
که جای خواب را پر می کرد
در جدول خیابان


عنوان شعر دوم : درد
درد از کدام سو وزید
که شب
در امتداد عبورش
تا صبح
درد می کشید

عنوان شعر سوم : زن
در من زنی ایست
که غرورش را
با گیسوان پریشانش
دار می زند
هر صبح برای رفتن
چمدان قدیمی اش را
می بندد
و هرغروب
در فنجان چای داغ
غرق می شود
و در انتهای شب
کز می کند
پشت هزاران رنگی که
پوستش را خراش می دهند
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
شعر کوتاه نوشتن سخت است؛ اینکه شاعر هم‌زمان در چند عرصۀ مضمون‌پردازی، واژه‌سازی، تصویرگری، موسیقی، و... حواسش به ایجاز و اقتصاد باشد و بتواند تمام این ویژگی‌ها را در ساختاری منسجم، و با حداقل حروفِ ممکن، حمایت کند. گرچه نباید ازنظر دور داشت که در گونه‌های متفاوتِ شعری، ممکن است وزن یکی از حوزه‌ها نسبت به دیگر حوزه‌ها سنگین‌تر یا سبک‌تر باشد و اصولاً نیازی و اصراری به برقراریِ تعادل میان این حوزه‌ها نیست!
امّا در شعر کوتاه، گذشته از رعایت یا عدم رعایت تعادل در کاربرد عناصر گوناگون، مسألۀ بسیار مهمی وجود دارد به‌نام ایجاز، که به‌ شاعر اجازه نمی‌دهد به بهانۀ پررنگ کردنِ ویژگی‌های گوناگونِ شعر خود، از واژه‌هایی بیش از آنچه نیاز است استفاده کند. به‌عنوان نمونه در شعر کوتاه، معمولاً از بین صورخیالی که زیربنای «تشبیه» دارند و ممکن است از مشبه، مشبه‌به، وجه‌شبه و ادات تشبیه، به نسبت‌های متغیر استفاده کنند، معمولاً از «استعاره» استفاده می‌شود که در آن از میان چهار رکن تشبیه (مشبه، مشبه‌به، وجه‌شبه، ادات تشبیه) تنها یک رکنِ مشبه یا مشبه‌به ذکر شده باشد و... و این رعایتِ ایجاز، نکته‌ای است که در هردو شعر اول خانم حسینی دیده می‌شود، به‌گونه‌ای‌که در این شعرها نمی‌توان عنصر قابل‌حذفی را یافت که حذفِ آن لطمه‌ای بر پیکرۀ شعر وارد نکند، گرچه شاعر به‌نظر می‌رسد می‌توانست در محور همنشینی و جانشینی، بهتر عمل کرده و در مواردی با جایگزینیِ واژه‌ای به‌جای واژه‌ای دیگر و درنظر گرفتنِ آن در زنجیرۀ کلام درکنار واژه‌های دیگر، گزینه‌های دیگری را نیز بسنجد.
به‌عنوان نمونه در شعر اول، در سطر ماقبل آخر، شاعر می‌توانست به‌جای واژۀ «جای» از «کنار» استفاده کند تا کنارهم‌آییِ «کارتن» و «خواب»، «کارتن‌خواب» را در آن جدول خیابان (یا همان جدول حروف) بسازد: «خیابانی خماری می‌کشید/ روی خرابۀ شهر/ و کارتون/ آخرین کلمه‌ای بود/ که کنار خواب را پر می‌کرد/ در جدول خیابان»
یا در شعر دوم: «درد از کدام‌سو وزید/ که شب/ در امتداد عبورش/ تا صبح/ درد می‌کشید» یقیناً در سطر اول، هر واژۀ دیگری به‌جای «درد» می‌آمد، هم درکنار فعل «وزیدن»، وجهۀ استعاری‌اش را حفظ می‌کرد، هم جایگاهِ تصویریِ «درد کشیدن» را در سطر آخر حفظ می‌کرد
امّا در شعر سوم: «در من زنی است/ که غرورش را/ با گیسوان پریشانش/ دار می‌زند/ هرصبح برای رفتن/ چمدان قدیمی‌اش را/ می‌بندد/ و هر غروب/ در فنجان چای داغ/ غرق می‌شود/ و در انتهای شب/ کز می‌کند/ پشت هزاران رنگی که/ پوستش را خراش می‌دهند»، هم قابل‌حذف بودن عناصر را می‌بینم و هم قابل‌تغییر بودن‌شان را؛ یعنی هم ایجاز رعایت نشده، و هم ساختار شعر، ساختار بی‌نقصی نیست، به‌گونه‌ای که می‌توان این شعر را سطربه‌سطر، چنین غربال کرد:
در سطر دوم، واژۀ «غرور» چه جایگاهی در مضمون این شعر دارد؟ آیا شعر حول محور شکست غرور یا حفظ غرور یا توصیف یک انسان مغرور یا حتی سرسخت نوشته شده؟
در سطر پنجم «برای رفتن» کاملاً اضافه است و عمل رفتن در واژۀ «چمدان» مستتر است.
در سطر ششم، صفت «قدیمی» چه کارِ ویژه‌ای در این شعر انجام می‌دهد، و به بیان دیگر، آیا این همان تفنگی نیست که بر دیوار آویخته شده، و قرار نیست شلیک کند؟
در سطر نهم و دهم، «غرق شدن در فنجان چای داغ» در مقابلِ «تصمیمِ به رفتن» آمده. امّا آیا غرق شدن در فنجان چای (که صفت «داغ» هم برای آن اضافه است) می‌تواند کسی را از رفتن منصرف کند؟ آیا «فنجان چای» می‌تواند به‌اندازۀ «گمشدن بلیط»، «جاماندن از پرواز»، «شنیدن یک جملۀ عاشقانه»، «نداشتنِ مقصد مشخص» و... عاملی بازدارنده از سفر قلمداد شود؟
و در انتهای شعر، رنگ‌هایی که پوست را خراش می‌دهند، چه جایگاهی در خلق آن موقعیت بغرنج و عذاب‌آوری دارند که شاعر را به فکرِ بستنِ چمدان انداخته؟ و آیا اساساً برای «زن»، عنصر «رنگ» که می‌تواند در هیئت «رنگ لباس/ رنگ مو/ رنگ لاک/ رنگ رژ/ و...» بروز یابد، خراش‌دهندۀ «پوست» (که در این شعر استعاره است از «روحیه و احساس») است؟

منتقد : لیلا کردبچه

لیلا کردبچه. شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۱
ربابه حسینی » شنبه 13 اردیبهشت 1399
سلام خانم دکتر ممنون از نقد بسیار عالی شما متشکرم از اینکه وقت گذاشتید پایدار باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.