غزل نو قابل تحسین




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : زینب پورخانعلی


عنوان شعر اول : .
باید این میله های باطله را شاخه شاخه کمی هرس بکنم
بعد از آن« آسمانِ یک سره» را جانشین همین قفس بکنم

از زمین خسته ام، از این تله که«ریشه ام» برایم رقم زده است
شاید از این به بعد جای زمین،جرعه ای از «هوا »هوس بکنم

آدمک ها اگرچه جان مرا، درب مرغوب خانه می بینند
من محال است هیزم خود را خرج این ناکسانِ خس بکنم


در رگم «خون» به جای آبِ زلال....میوه ام مغز های یخ زده است
من که هرگز نخواستم خود را بند این میوه های گس بکنم



رنگ« بی برگی» است دامن من،سینه ام مدتی ست سنگین است
ارّه برقی کجاست این ریه را،یک سره خالی از نفس بکنم.

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ضیاءالدین خالقی
فاعِلاتُن مَفاعِلُن فَعَلُن فاعِلاتُن مَفاعِلُن فَعَلُن
این وزن در بین شاعران این روزگار، وزنی ناآشنا نیست؛ خاصه آن‌که نیم‌بندش(فاعِلاتُن مَفاعِلُن فَعَلُن) خود یکی از اوزان عروضی مطبوع در شعر قدیم بوده است. از این رو، به اینگونه اوزان، با این سابقه، بهتر است وزن دوریِ جدید گفته شود. چون در شعر قدیم ما وزن دوری داریم، و مولانا بیش از هر شاعری در غزلیاتش از این امکان بهره برده است. او بیشترین هدفش، ایجاد موسیقی بیشتر و برتر از طریق قافیه‌پردازی در سه بند اولِ یک بیت بود. اما وزن غزل ارسالی خانم زینب پورخانعلی و دیگر اوزان جدید، ابداعی شاعران امروز است که بعد از انقلاب به‌واسطه‌ی استقبال بسیاری از شاعران از ردیف‌های بلند و مصراع‌های بلند، رواج بیشتری یافت. درواقع در کنار این‌گونه اوزان جدید تقریبا آشنا، وزن‌های کاملا بدیع، تازه و بی‌سابقه نیز به‌وجود آمدند که اغلب یا به‌واسطه‌ی تازگی یا کندیِ ضربآهنگ یا نزدیک‌بودنشان به نثر، آهنگ و وزنشان چندان احساس نمی‌شود. وقتی سیمین بهبهانی هر جمله‌ای را دارای وزن می‌داند(درست هم می‌گوید)، حتی «بانک ملی ایران» را، طبیعی است که راه برای ایجاد وزن‌های ابداعی زیاد می‌شود. نخستین ابداعگر وزن‌های جدید عروضی سیمین بهبهانی بود که البته حسین منزوی هم در این زمینه ادعاهایی داشته است.
با این‌همه، به‌نظر من، وزن جدید هم باید مطبوع باشد؛ حال چه آرام، چه با ضرباهنگ تند.
وزن غزل ارسالی خانم زینب پورخانعلی و نیز هر وزن‌ آشنا به ذهن که با دوبرابر شدن یا تغییر کوچکی در آن‌ها، صورتی تازه به خود گرفته است، طبعا ایجاد اخلال در سرودن نمی‌کنند؛ اما اگر وزن‌های ابداعی به‌گونه‌ای باشند که خواه ناخواه شاعر را در هنگام سرودن درگیر خود می‌کند؛ آن‌گونه که شاعر مرتب باید مواظب کم و زیاد شدن وزنش شود؛ بی‌شک شعر را نیز مصنوعی درخواهد آورد. چون وزن باید ملکه‌ی ذهن شاعر باشد. طبعا اگر وزن جدید هم ملکه‌ی ذهن شاعر شود، مشکلی ایجاد نمی‌کند، اما بدون تمرین قطعا این امر امکان‌پذیر نیست؛ حتی شعر سرودن در اوزان مشهور هم نیازمند تمرین و ممارست است.
نکته‌ی مهم دیگر این‌که اوزان مشهور برآمده از احساس‌ها و ذوق طبیعیِ موسیقایی یک قوم یا یک ملت نسبت به آن اوزان است که البته این ذائقه نیز به شکل‌هایی قابل تغییر است، اما نه به هر شکلی.
این مقدمه‌ی مشروح به دلیل نقشی بود که وزن‌ها می‌توانند در زبان و شکل و محتوای یک شعر کلاسیک داشته باشند. اگر غیر از این بود، مثنوی‌سرایان طبعشان تنها به چند وزن محدود متمایل نمی‌شد، یا دوبیتی و رباعی به‌وجود نمی‌آمد و...
اما غزل خانم پورخانعلی یک غزل نو بی‌نقص است با تعابیر تازه‌ای که تازه‌بودنشان مخلّ معنا و محتوا و منظور شاعر نشده است. سرودن این‌گونه اشعار، آن هم با 23 سال سن و سابقه‌ی شاعری یک ساله، خلاقیت می‌خواهد. چرا که او مثل بسیاری که اسم شاعر را به یدک می‌کشند، میراث‌خوار دیوان شاعران قدیم نشده است؛ یعنی بااستفاده از زبان شاعران دیروز، خواسته و ناخواسته مضامین، مفاهیم و محتوای شعرشان را نیز به نفع خود مصادره نکرده است. یعنی بد و خوب و کم و زیاد غزلش از آنِ خودش است. یعنی شما از زبان کدام شاعر فارسی‌سرا شنیده‌اید که در مطلع غزلش «میله‌های باطه را شاخه شاخه هرس کند، بعد جای کل آسمان را با قفس عوض کند.» یعنی «میله‌ها» در ازای «شاخه‌ها» و «باطله» در ازای «هرس» آمده است که طبعا پس از این امر، به‌طور طبیعی «آسمان به‌جای قفس می‌نشیند؛ چون قفس به هر حال فضا و هوایی را اشغال کرده است و...
قصدم معنی‌کردن شعر نیست که اگر بود، شرح و بسطش می‌دادم، چون آنچه گفتم، روشن‌کردن منظور حقیقی شاعر بود که تازه در آن صورت، تعقل خشک را جایگزین تخیلتر و تازه و باطراوت می‌کردم؛ حرف من چیز دیگری است و این‌همه وسیله‌هایی برای رساندن آن منظور. یکی این‌که وقتی شاعری خلاقیت به‌خرج می‌دهد، مثل دیگران حرفش تکراری و مستعمل نیست که ملال‌انگیز است، بلکه با تازگی و خلاقیت شعرش چیزی به جهان می‌افزاید و با این‌گونه آثار، رسالت انسانی خود را در زمین انجام می‌دهد؛ چرا که او جانشین خداوند بر زمین است. حال اگر اغلب مردم روپایی زدن فلانی را هنرمندانه‌تر از خلاقیت‌های هنری می‌دانند، این دیگر تقصیر من نیست.
البته با همه‌‌ی خلاقیت و شادابی سرشار در تعابیرِ بکر و تازه‌‌ی غزل خانم پورخانعلی، چند اشکال کوچک هم می‌توان از آن گرفت:
در غزل، درختی عصیانگر و آزاده هست که اگر چاره داشت از طبیعت خود نیز فرار می‌کرد؛ درختی که شخصیتش به یک زن آزاده نزدیک است، منتها در بیت آخر، شعر دچار تضاد(نه یک تضاد شاعرانه) می‌شود؛ یعنی می‌خواهد با «اره برقی، هستی خود را، در واقع آزادگی خود را نابود کند.» این امر با مفهوم 4 بیت ماقبلش یگانگی ندارد و بیگانگی دارد؛ مگر این‌که بخواهیم این امر را نیز در نهایت، عصیان زن علیه خودش بدانیم. اگر هم منظور شاعر این بوده باشد، تمهیدات لازم و زمینه‌های‌ فکری فلسفی، عرفانی و روان‌شناسانه‌ را ایجاد نکرده، تا منِ مخاطب مجاب شوم، که این عصیان را بپذیرم؛ منِ مخاطبی که به‌راحتی با شاعر همنوا شده‌ام که «جانش را هیزم، و هیزمش را درب مرغوب مردمان نامرغوب نکند.»
منتظر اشعار نوتر و قوی‌تر او می‌مانیم، و به حفظ ارتباطش با «پایگاه نقد شعر» تاکید می‌ورزیم.

منتقد : ضیاءالدین خالقی

ضیاءالدین خالقی، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، متولد مهرماه 1342 لنگرود. تا 3سالگی باخانواده در قم ساکن بودیم، از سال 46 تا 56 ساکن تهران شدیم، سپس ساکن لنگرود. بعد از اتمام دبیرستان و سربازی، دوبار در دانشگاه قبول شدم و هر دوبار تحصیل را نیمه‌کاره رها ...



دیدگاه ها - ۵
مهران عزیزی » جمعه 24 مرداد 1399
سلام و احترام. نقدهای آقای خالقی از نقدهای خواندنی در این پایگاه محترم‌ است و هر کدام نکته‌های بسیار دارد برای کسی مثل من که طالب آموختن است. شعرهای خانم پورخانعلی را هم اغلب با دقت می‌خوانم و از دوستانی هستند که دنبال می‌کنم کارهاشان را و از خواندنشان لذت می‌برم. این غزل یکی از خوب‌های ایشان است. اما در مصراع سوم قطعاً وزن مختل است. در نیمه‌ی اول مصراع مشکلی نیست ولی «...ریشه‌ام برایم رقم زده‌است» با فاعلاتن مفاعلن فعلن مطابقت ندارد.
زینب پورخانعلی » یکشنبه 30 شهریور 1399
درود.سپاس از لطف شما.چون سماعی وزن ها را یاد گرفته ام در نکات ریز تخصصی ندارم.پس طبق نظر شما مثلا «ریشه های خودم رقم زده است»وزن صحیح است؟اگر خیر باکلمات فارسی جایگزین ( غیر از فعلن و...)برایم وزن درست رابنویسید سپاس
مهران عزیزی » پنجشنبه 03 مهر 1399
درود و ارادت. بله با جمله‌ای که نوشته‌اید، وزن مصراع صحیح است. باز هم باید عرض کنم که غزلتان غزل زیبایی‌ست و اگر جسارتی کردم، از سر شوق و علاقه و تحسین بوده‌است و امیدوارم بر بنده ببخشید. پیروز و برقرار باشید.
مهتاب خسروی فولادی » پنجشنبه 12 تیر 1399
سلام غزل زیبایی بود لذت بردم به گمانم در بیت دوم مصرع اول از زمین خسته ازین تله که #ریشه ام برایم# رقم زده است ایراد وزنی داره
زینب پورخانعلی » دوشنبه 06 مرداد 1399
سلام سپاسگزارم. بنده ایراد وزنی نمی بینم.میخواید یکبار دیگر بخوانید.از زمین خسته ام از این تله که-ریشه ام برایم رقم زده است روزتون خوش

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.