بارقه‌هایی آشکار از داشتنِ هوش متنی




عنوان مجموعه اشعار : هدیه ی موقت
شاعر : یسنا خدری


عنوان شعر اول : اتفاقات ساده ی غمناک
من تصویر لغزان تو را بر فراز آب می بینم
شمارش ثانیه ها را رها کرده ام
ثانیه هایی که سکوت کلامشان را بریده
ثانیه هایی از نفس های نکشیده
و کلام های نگفته
اتفاقات ساده ی غمناک به نرمی قطره ها دورم را فراگرفته اند
قطره ها زیاد می شوند
قطره ها زیاد می شوند
و تصویر لغزان تو در میان آن ها ناپدید می شود

عنوان شعر دوم : شکوفه ها و قندیل ها
آن روزی که پایم را ورای این خانه بگذارم
باز خواهم گشت و نگاه خواهم کرد
اجتماع لرزان مردم پابرجاست
باد نرگس ها را می رقصند
موهای تو را می چرخاند
شکوفه ها می ورند و قندیل ها می آیند
و گردش مردم هنوز در جریان است

عنوان شعر سوم : هدیه
سر مزار ها برای خودم می گریم
و در ولادت ها برای خودم جشن می گیرم
آن هایی که می روند آزادند
و آن هایی که می آیند هم چیزی نصیبشان نمی شود
مگر هدیه ای که روزی از آن ها میگیرند
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
انسجام اندیشگیِ هر سه شعر، برای شاعری در سن پانزده‌سالگی، بسیار قابل‌توجه و تحسین‌برانگیز است؛ مانند شروع‌ها و پایان‌هایی که اگرچه به‌لحاظ زبانی و تصویری قابل‌توجه نیستند، امّا به‌لحاظ اندیشگی، ورود و خروج‌های مناسبی برای اشعارند، و چیدمان مضمونی سطرهای میانین و...
امّا مسأله‌ای که لازم است شاعر در همین نخستین سال‌های سرودن به آن توجه ویژه داشته باشد، مسألۀ زبان است و دقت در هر سه اثر نشان می‌دهد که شاعر، آشناییِ چندانی با زبانِ دستورمدار و قاعده‌محور ندارد.
شکستنِ هر قانونی، مستلزم این است که قانون‌شکن، در وهلۀ نخست، قوانین را خوب بشناسد، یعنی شاعری که می‌خواهد دست به دخل‌وتصرف در ساختارهای زبانی بزند و به زبانی هنجارگریز و برجسته دست یابد، لازم است که با اصول و قواعد زبان، آشناییِ دقیق داشته باشد. امّا شاعری که اساساً علاقه‌ای به دخل‌وتصرف در حوزۀ زبان ندارد و ترجیح می‌دهد با زبانی ساده و عاری از تکلفات و تصنعات و آراستگی‌های ظاهری چیزی بنویسد، چه؟ یقیناً شرطِ آشناییِ کامل با دقایق و ظرایف زبان فارسی، حتی برای شاعرانی که اهل تصرف در این حوزه نیستند هم لازم است.
زبان، ابزار اولیۀ خلق آثار ادبی است، و هیچ ساختمانی بی‌نیاز از ابزار سالم و بی‌عیب و نقص نیست.

برای شاعری جوان، شاید خواندنِ مداوم و مستمرِ نمونه‌های اعلای نظم و نثر فارسی، به‌ویژه آثار سعدی که زیبایی و فصاحت و سادگی و هنرنمایی و... همه را یکجا دارند، می‌تواند یکی از راه‌های آشنایی با زیبایی‌های زبان فارسی باشد که در عین‌حال، قواعد و قوانین زبان فارسی را نیز حتی بدون آموزش مستقیم و صریح، ملکۀ ذهن کاربر زبان می‌کند.

دقت‌نظر شاعر در گزینش واژه‌ها نیز درنهایت منجر به انتخابی هوشمند از واژه‌ها و ایجاد یک دایرۀ واژگانیِ «لطیف» شده است. درواقع اگر نتوانیم واژه‌ها را به دو طیفِ «ادبی» و «غیرادبی» تقسیم کنیم و به جرم «غیرادبی بودن»، نخواهیم بخشی از واژه‌ها را از دنیای شعر بیرون برانیم، حداقل می‌توانیم بپذیریم که برخی واژه‌ها جنس «لطیف‌»تری دارند و راحت‌تر می‌توانند در بافت یک متن ادبی قرار بگیرند؛ مسأله‌ای که دقت در سه شعرِ موردبحث، به‌خوبی آن را اثبات می‌کند.

نکتۀ قابل‌توجه اشعار موردبحث، ایجاز آن‌ها است. به‌نظر می‌رسد شاعر، اگرچه با دقایق زبان فارسی چندان آشنا نیست، امّا با انسجام ساختاری که منجر به حذف عناصر اضافی و بیکار، و درنهایت منجر به رسیدن به ایجاز می‌شود، آشنایی دارد. در اشعار موردبحث، هر جمله، در ساختار شعر، نقشی مهم و کلیدی دارد که حذف آن، خللی به ساختار شعر وارد می‌کند. اگرچه این مسأله درمورد کلمات، که اجزای ریزترِ ساختاری هستند، چندان صادق نیست، و همچنان کلماتی قابل حذف یا تغییر به چشم می‌خورند.
توجه شاعر به ایجاز و خلاصه‌نویسی، باتوجه به سن کم شاعر، بسیار درخور توجه است و در این سه شعر، در مواردی با برخی سازه‌های ایجازی مواجه می‌شویم که نشان‌دهندۀ آشناییِ غریزیِ شاعر با منطق زبان شعر فارسی است، مانند کاربرد حرف «و» در ابتدای سطر پایانیِ شعر دوم، که «واو حالیه» است و در معنای «و حال آنکه/ درحالی‌که/ و این درحالی است که و...» آمده، حتی اگر شاعر، به‌طور نظری با کاربرد حروف در معانیِ ثانوی آشنایی نداشته باشد!
برای این شاعر جوان، که بارقه‌هایی آشکار از دارا بودنِ هوش متنی در آثارش پیداست، آرزوی توفیق دارم.

منتقد : لیلا کردبچه

لیلا کردبچه. شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۱
یسنا خدری » سه شنبه 26 فروردین 1399
با تشکر فراوان از انگیزه ای که به من دادید . حتما به توصیه ی شما عمل خواهم کرد. و ممنون از وقتی که گذاشتید .

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.