موقع نقد کردن مهربان‌تر باشیم!




عنوان مجموعه اشعار : کرونا
شاعر : خلیل الله باقی زاده


عنوان شعر اول : 1
مردم به خود آئید و دمی خانه نشینید
شاید که به این واسطه آسیب نبینید
شوخی نبود مرگ به ویروس کرونا
ایمان همه آرید اگر منکردینید
هی داد زدیداز غم درخانه نبودن
اینک به نماندن زچه هی سفسطه چینید؟!
خوابیدن وخوردن جلوی تی وی وتبلت
زین بیش چه خواهید؟که منزل نگزینید؟
ترسان زچه باشید ،زمهمان که ندارید؟!
آسوده ازعیدیداگر اهل یقینید
ای ملت لجبازکه درحال سقوطید
از بام منیّت به خدانقش زمینید
بااین همه آگاهی وهشدارونصیحت
گرپندنگیرید چو شیطان لعینید
گفتیم ،نگوئید،نگفتی، تو،ازین پس
فردای قیامت که ازین کرده حزینید!


عنوان شعر دوم : 2
عید ازراه رسیده است ،چه عیدی داریم
ترس بیماری وتب ،مرگ سعیدی داریم
همه ازوحشت خودحبس شده درخانه
رعشه افتاده به تن، لرزش بیدی داریم
خبری نیست زغوغای خریدشب عید
به حیات پس ازآن هیچ امیدی داریم؟
کاش پرونده اعمال کمی روشن بود
که بنازیم درآن نور سفیدی داریم
اوج بیماری واندوه تجارت بکنیم
قصد وانگیزه وافکارپلیدی داریم
چشم گردیده جهان تا که بداند آخر
مابه هر نوع زاشدادچه دیدی داریم
چه کسی گفته که ما از دگران جاماندیم
دررسیدن به جهان عظم شدیدی داریم
آمده ازدرودیواربلابرسرمان
عددموی سرازغصه رسیدی داریم
هی به خود گفته بگوئیم که این هم گذرد
خم نگردیده قدسرورشیدی داریم
تانگردیده بلادور می آید ازراه
باز ناخوانده چه مهمان جدیدی داریم
دلمان خوش به همین است که شاعر هستیم
به خدا صاحب قرآن مجیدی داریم


عنوان شعر سوم : 3
یکی بود ،یکی نبود ،یه روزوروزگاری بود
یک پدربود،یه پسرداشت ،که زرنگ وکاری بود

یه روز از روزائی که هردوتا نزدیک بهار
رفته بودن پی کارتودشت وصحراوکنار

شب شد وسرمارسیدازراه ولرزشون گرفت
پدره گفت به پسر اینو :یه زره جون گرفت

تو بمون اینجا یه کم آبداری کن تا من برم
تو خونه رخت ولباس پیدا کنم گل پسرم

سمت کاشونه روون شدپیرمردقصه مون بیاره رخت ولباس یه خورده نون واسه جوون

دَر خونش که رسید گفت به زنش کناربذار
رخت ونون واسه پسرولی صداشودرنیار

تافراهم میکنی میرم توخونه گرم بشم
پای کرسی ،خستگی درکنم و علم بشم

وقتی رفت زیر لحاف گرما به جون اون نشست
کم کَمَک گفت بخودش سردی این هوا شکست

جاش که گرم ونرم شد و تو خونه موندیکم پدر
رفت دیگه از ذهن اون صحراوسرماو پسر

روی هم گذاشت دوتاپلکشو و رفت خواب گرون
که خروس خوند ویهو بیدار شداون وقت اذون

بخودش جنبید و دید اومده یه روز دیگه
یادش آومد از شب سرما که پر سوز دیگه

توی صحرا با لباس و آب و نون دوید ودید
پسرش خنده به لب وایساده زیر شاخ بید

گفت به من مَخند پسردرسته که دیر آمدم
عوضش بارخت ونون سرحال و دل سیر آمدم

وقتی پیش پسرش اومدودید که یخ زده !
توی اون سرمای شب فهمیدچقدردیراومده

حال مامردمه این زمونه هم.این جوریه
می فرستیم توی مجلس هرکسی رو زوریه

بین ما و مجلسه فاصله های یخ زده
وقتی اونجا می رسند مجلسشون آتشکده

گرم و نرم و راحتند، فکرخودشون، بی خیال
کجا غصه میخورن که ملتند غرق زوال

کار و اشتغال و آبادی و عمران وعدشون
پائین از یاد میبرن،بالا نشستشن همشون
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
سلام دوست گرامی. ممنون از مهربانی شما. من هم در این روزهای بیماری، برای شما آرزوی سلامتی دارم و در شرایطی که فضای غم‌انگیزی دنیا را تحت تاثیر قرار داده، امیدوارم شاد باشید. با همین مقدمه می‌توانم نکاتی کلی راجع به شعرهای شما بگویم. طنز یکی از انواع شوخ‌طبعی است که هدفش انتقاد است. انتقادی به قصد اصلاح؛ نه تخریب. فکاهی یکی دیگر از انواع شوخ‌طبعی است که هدفش خنداندن و شاد کردن است و خیلی به انتقاد و این چیزها کاری ندارد. حالا اگر طنز و فکاهی را با هم ترکیب کنیم چه اتفاقی می‌افتد!؟ به عبارت بهتر، ما می‌توانیم از فکاهی در طنزهایمان استفاده کنیم که انتقادهایمان شیرین‌تر شوند. تا معلوم شود که عصبانی نیستیم. عصبانی بودن یکی از بدترین صفت‌هایی است که یک طنزپرداز می‌‎تواند داشته باشد. خصوصاً در موضوعاتی که خودشان به اندازۀ کافی تلخ و غم‌انگیز هستند. همه بلدند حرف‌های تلخ بزنند. پس طنزپرداز این وسط چه‌کاره است!؟ مطمئناً وظیفۀ شاعرِ طنزپرداز فقط موزون نوشتنِ آن حرف‌ها نیست. حرف‌های طنزپرداز باید با بقیه فرق کند. باید نگاه متفاوتی به قضیه داشته باشد و دنبال آفرینش موقعیت‌های شیرینی باشد. حرف‌های جدی و تلخش با شیرین‌زبانی‌ها خواندنی می‌شود. از آثار ارسالی شما مشخص است که هم طبع روانی دارید، هم اندیشۀ خوبی برای نوشتن. اگر نمک بیشتری در آثارتان بریزید، حتماً خواندنی‌تر خواهند بود. می‌توانید از انواع شیوه‌ها و شگردهای طنزپردازی برای این کار استفاده کنید. تکنیک‌های طنزپردازی در کتاب‌ها، مقالات و منابع اینترنتی هم پیدا می‌شود. من هم در قسمت مقالات پایگاه نقد شعر، به بعضی از آن‌ها اشاره کرده‌ام. آن هم با ذکر مثال و رسم شکل! علاوه بر شگردهای طنزپردازی، گاهی استفادۀ بجا و هوشمندانه خودش می‌تواند شوخ‌طبعی ایجاد کند. مثل بیت جناب صائب تبریزی که اگر این روزها از آن استفاده کنیم زیبایی بیشتری دارد و دلنشین‌تر است:
باد یارب ز سعادت همه روزش نوروز
هر که در عید نیاید به مبارکبادم!
رندی همین است. طنزپردازی ساده نیست اما سخت هم نیست! باید بیشتر از فکر و هوشمان استفاده کنیم. فکر می‌کنم حرف‌های کلی بس باشد!
اولین چیزی که در مورد اثر اول به ذهنم رسید این است که شاید بهتر بود طنزپرداز خودش را از بقیۀ مردم جدا نمی‌کرد تا خدای‌ناکرده حس بدی به مخاطب منتقل نشود. شنیده‌اید که وقتی می‌خواهند راجع به مسئلۀ بدی صحبت کنند، خودشان را مثال می‌زنند؟ مثلاً می‌شد مصرع اول را به «باید به خود آییم و به منزل بنشینیم» تغییر داد و با همین فرمان ادامه داد. البته من همیشه سعی می‌کنم ساده‌تر و امروزی‌تر بنویسم و مثالی که زدم و تغییری که دادم، در راستای مصرع اصلی نوشتۀ شما بود. همراه شدن طنزپرداز با مردم، خصوصاً در موضوعاتی که هم تلخ‌تر است، هم تقریباً شامل همۀ افراد است، باعث می‌شود که مخاطب جبهه نگیرد و فکر نکند که طنزپرداز خودش را بالاتر می‌بیند. همان کاری که در اثر دوم انجام داده‌اید. طنزپرداز می‌خواهد نقد کند، پس باید شیوۀ نقد مناسبی را هم انتخاب کند.
نکتۀ دیگر این که طنزپرداز باید سعی کند فقط طنزِ موزون ننویسد؛ بلکه از زیبایی‌های شعر هم در طنزش استفاده کند. آن وقت می‌توان گفت که شعر طنز نوشته است. با این کار هم طنزش را نوشته است و حرف‌هایش را زده، هم این کار را هنرمندانه انجام داده و مخاطب را بیشتر به وجد آورده است.
مستقیم‌گویی یکی از چیزهایی است که معمولاً از ایجاد طنز خوب جلوگیری می‌کند. اگر حرفمان را با ظرافتِ کنایه همراه کنیم، هم زیبایی بیشتری خلق می‌کند، هم تاثیر بیشتری بر مخاطب می‌گذارد. معمولاً کسی دوست ندارد که زشتی‌اش را کاملاً بی‌پرده و مستقیم به رویش بیاورند! در اثر اول و دوم، از مستقیم‌گویی با غلظت بالا استفاده شده است و شاید این آثار اُوِردوز کرده باشند!
اثر سوم کمی با دو اثر قبلی متفاوت است. هم زبانش محاوره است؛ هم نوع طنزپردازی‌اش فرق دارد. بیشتر ابیات شامل داستانی است که حالت روایی خوبی دارد، اما در آخر نتیجه خارج از داستان اتفاق می‌افتد. این نوع شیوه‌ها برای ایجاد موقعیت‌های مختلف طنز مفید است. در ابتدای صحبت‌هایم گفتم که طبع روانی دارید، اما باید مراقب این طبع روان هم باشید. نباید در نوشته‌ها به تکرار بیفتیم و حرفی بزنیم که بود و نبودش فرقی ندارد. مثلاً این سه بیت را ببینید:
تو بمون این‌جا یه‌کم آبداری کن تا من برم
تو خونه رخت و لباس پیدا کنم گل پسرم

سمت کاشونه روون شد پیرمرد قصه‌مون
بیاره رخت و لباس یه خورده نون واسه جوون

دَر خونه‌ش که رسید گفت به زنش کنار بذار
رخت و نون واسه پسر ولی صداشو درنیار
حالا بیت وسطی را حذف کنید و دوباره بخوانید. اگر بیت وسطی را نخوانید، باز هم هیچ اتفاقی را از دست نداده‌اید و لطمه‌ای به قصه نخورده است. آن بیت عملاً اضافه بوده است. این اتفاق به نوعی دیگر برای بعضی از غزل‌های طنز هم می‌افتد. طنزپرداز تا جایی که قافیه اجازه می‌دهد، سعی می‌کند بنویسد. در صورتی که باید سعی کنیم تا جایی که می‌شود تکرارها را کنار بگذاریم.
در بیت اول از اثر سوم، به جای «یه» از «یک» استفاده کرده‌اید که چون اثر محاوره است، انتظار می‌رود محاوره بودن را تمام و کمال رعایت کند. البته شاید هم ایراد تایپی بوده و از دستتان دررفته باشد. امیدوارم آثار بیشتر و بهتری از شما بخوانیم و لذت ببریم.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۱
خلیل الله باقی زاده » 5 روز پیش
سلام وسپاس با آرزوی سلامتی برای شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.