بی هیچ نشانه های شعری




عنوان مجموعه اشعار : سپید ۵
شاعر : مهتاب خسروی فولادی


عنوان شعر اول : ..
خورشید را انداختی پشت کوه
خونش از سرچشمه سر رفت
دامنه قرمز شد
گندم ها قرمز
لباس های من
با مداد تو...

نوشتی نان
گندم ها پا به فرار گذاشتند
قرمز ریخت توی لیوان
توی قنات
من هرچه دامنم را مشت کوبیدم
زن های بیشتری
لکه های درشت تری را به خانه بردند

دفترت را ببند
تنها سیاهی
خون را پاک می کند

عنوان شعر دوم : ..
آشپزخانه
اتاق خواب
آرایشگاه
خاطره زنی نیستم
قابی خالیم
بی اتفاق
هر بار تکه ای از انباری را
در آغوش می کشم

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
دوباره درود به مهتاب خسروی فولادی و خوشحالم که در آغازین روزهای سال نو مخاطب دو شعر از او هستم. پیشتر هم در دیگر نقد او از توان شاعر در خیال ورزی و خردمندانگی‌های متن‌های شعری او یاد کرده بودم. آن چه که در این دو متن با آن مواجه بوده‌ام مطلقاً نمی‌توانک روی آن‌ها اسم شعر بگذارم. شاعر با بی‌اعتنایی با جهانی از تجربیات خود در شعر کلاسیک و کنش‌گری‌های ادبی خود، مولّد سطرهایی شده است که از هیچ نظام هنری تبعیت نمی‌کنند. اگر قرار باشد یک سطر از این دو متن را به عنوان یک نمونه‌ی ادبی قید کنیم قطعاً موفق نخواهیم بود. متن به یک کلیت معنایی ختم نمی‌شود و هیچ اثری از تراکنش‌های هنری و عناصر شعری در هر دو متن مشاهده نمی‌شود. باورپذیر نیست برای من که وقتی خانم خسروی می‌تواند غزل بنویسد و مرارت‌های وزن عروضی و مولفه‌های ادبی را پشت سر بگذارد جای تعجب است که چرا در آزادنویسی به این اندازه متن‌هایش از معنا و موسیقی خالی است و شعر چیزی را به داشته‌های مخاطب اضافه نمی‌کند.
- دوباره زنده شده از تو باغ پیرهنم...
- شبِ پاییز پوشیدم تن غارتگر خود را...
اگر همین دو سطر از دو غزل خانم خسروی را شاهد بگیرم کفایت می‌کند که از او بخواهم آزادنویسی در این حال و احوال که می‌تواند در تولیدات کلاسیک موفق‌تر باشد به نفع او نیست. به اعتقاد من باید بگذارد این شیوه‌ها و شگردها در فرآیند ذهنی و زبانی او رسوب پیدا کند و در حالی که به مراقبت و ممارست در موزون‌نویسی تجربیات قابل توجهی را کسب کرد به سراغ دیگر قوالب شعری به خصوص آزاد برود که پیش نیاز آن اشراف بر مولفه‌های شعرآفرینی و تحرک زبانی است.
تصور غلطی است که آزادنویسی یعنی موهوم‌نویسی! اگر به همان یک دو سطر کلاسیک مورد اشاره دقت کنیم متوجه می‌شویم شاعر با تکیه به نظام ادبی و روابط مفهومی، خالق سطرهای فوق‌العاده‌ای شده است که باید همین رویه را نیز در آزادنویسی پیش چشم قرار دهد تا مقصد متن تولیدی، معنای پیدا و پنهانی باشد که مخاطب از کشف آن لذت ببرد و به خواندن دوباره‌ی آن تحریض شود. آیا در بند زیر این امکان فراهم شده است:
- نوشتی نان/ گندم ها پا به فرار گذاشتند/ قرمز ریخت توی لیوان/ توی قنات/ من هرچه دامنم را مشت کوبیدم/ زن‌های بیشتری/ لکه‌های درشت‌تری را به خانه بردند...
من مخاطب نمی‌توانم میان پدیده‌ها و اشیاء این بند ارتباط معقولی پیدا کنم و در واقع هر سطر برای خودش موقعیتی خلق کرده است که در تکمیل دیگر موقعیت بی‌تاثیر است. بنابراین احساس می‌کنم که متن، صرفاً به کوشش و جبر تولید شده است و عدم تربیت ذهنی شاعر در این فرم از شعر فارسی مزید بر علت است که متن از جذابیت‌های هنری و مولفه‌های زیباشناسی تهی باشد.
قطعاً این دو متن برآیند توان ذهنی و زبانی شاعر نیست و باید با وسواس بیشتری در این وضعیت قرار بگیرد و بنویسد.
از او انتظار بسیار بیشتری دارم.

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.