راه رفتن روي لبه ي تيغ




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : امین کنونی


عنوان شعر اول : درختی که تبر شد
هرچه دست تکان می داد
کسی محل سگش نمی گذاشت
صدای شکست استخوان هایش
هر روز بلندتر می شد
باد موهایش را می کشید
کرم ها غربالش کرده بودند
پوستش طبله طبله شده بود
همسایگان بلند بالایش
برایش شیشکی می کشیدند
و بلند بلند به ریش نداشته اش می خندیدند
.....

صبح نشده
با باریکه ی خونی سبز
بر تیزه های لبش
به سمت جنگل خوشبخت
شلنگ می انداخت


عنوان شعر دوم : شاه شهید
نه تاج پادشاهی
نه قصر زرنگار
نه خزانه ی پر گنج
نه کوکبه ی در باریان
نه شمشیر مرصع آبدار
نه دیوان اشعار.
هیچ یک باعث نیک نامی اش نشد
مگر قلیان لاغری
که هنوز
برای شادی دل های کباب
خودش را به آب و آتش می زند

عنوان شعر سوم : شعر
همیشه آنسوی دیوار
میوه ای هست
که دلش ضعف می رود
برای دست شیطان ترین بچه ی کوچه.
نقد این شعر از : انسیه موسویان
شاعر گرانقدر آقاي امين كنوني، سلام. خوشحالم كه شعرهاي شما را مي خوانم. سه شعر سپيد فرستاده ايد. در شعر اول و دوم روايتي معماگونه پيرامون يك موضوع داشته ايد كه عنوان هر شعر، در واقع پاسخ آن معماست. شعر اول: درختي كه تبر شد . شعر دوم شاه شهيد. اگر اين عنوان ها را از اين شعرها بگيريم و عنوان ديگري برايشان انتخاب كنيم، بيم آن مي رود كه مخاطب متوجه منظور شما نشود و نتواند با شعر ارتباط برقرار كند. از اين منظر انتخاب اين اسم ها كمك كننده است. اما اگر از منظر ديگري بنگريم، اين سوال پيش مي آيد كه آيا انتخاب اين عناوين باعث نشده همان ابتدا و در بدو خوانش شعر، تعليق از بين برود و به قول معروف، معما حل شود؟ آن وقت ديگر حس انتظار و لذت كشف از مخاطب گرفته خواهد شد. پس لطفا از اين منظر هم به اين شعرها بنگريد و در مورد آن فگر كنيد.
نكته ي ديگر استفاده ي شما از اصطلاحات، تعابير و تكيه كلام هاي رايج در زبان گفتار روزمره است. تعابيري چون: محل سگ نگذاشتن، شيشكي كشيدن، شلنگ انداختن و ... شاعران بسياري در اشعارشان از اصطلاحات زبان گفتار استفاده كرده اند. برخي اين شگرد را «مردم گرايي» ناميده اند. اين تكنيك بر خلاف آركائيسم كه زبان شعر را فخيم و دشوار مي كند، مي تواند در شعر نوعي صميميت و سادگي ايجاد كند. از نمونه هاي موفق آن مي توان به برخي اشعار سپهري يا فروغ فرخزاد اشاره كرد و از چهره هاي امروزي تر و تازه تر سلمان هراتي، قيصر امين پور، احمد عزيزي، جليل صفربيگي و ... از اين شگرد بهره برده اند. اين هم يك نمونه ي موفق از كاربرد اين تكنيك در يك رباعي از جليل صفربيگي:
زيبايي تو خواب مرا ريخت به هم
آرامش مرداب مرا ريخت به هم
زيباتر از آني كه تحمل بكنم
زيبايي ات اعصاب مرا ريخت به هم
و نمونه هاي بسيار ديگر كه مجال طرح آن نيست. در مورد تكنيك مردم گرايي بايد همواره به دو نكته توجه داشته باشيد:
نخست اين كه در استفاده از واژگان و تعابير گفتار، حد اعتدال را رعايت كنيد و بدانيد كه هر كلامي را كجاي شعر و چگونه به كار ببريد كه به اصطلاح جا بيفتد و خوش بنشيند. اگر در استفاده از اين اصطلاحات افراط بورزيد يا آن ها را در جايي از كلام به كار ببريد كه مناسب نباشد و جا نيفتد، ممكن است زبان شعر تنزل يابد و افت كند. در واقع اين كار مثل راه رفتن روي لبه ي تيغ است. همان اندازه حساس و دشوار. بايد سخت مراقب باشيد كه زبان شعر به ورطه ي سطحي شدن درنغلتد.
دوم اين كه چون شعر سپيد است و طبيعتا از وزن عروضي بهره اي ندارد، حواستان باشد كه كاربرد اين تعابير و اصطلاحات زبان شعر را به نثر نزديك نكند. همواره بايد برخي شگردها و برجسته سازي هاي زباني را در شعر سپيد اعمال كنيد تا از نثر معمولي، بيان خبري و گزارش گونه و يكنواخت خارج شود و به زبان شعر نزديك شود.
به جز اين موارد گه شرح آن رفت، بايد بگويم نگاه شما، پيام و محتواي شعرها و كشفي كه در هر دو شعر داشته ايد، زيبا و قابل تأمل است.
شعر آخرتان هم كه بدون نام است زيباست. اما به نظرم در حد طرح باقي مانده. ضعف رفتن دل ميوه براي دست شيطان ترين بچه ي كوچه، تعبير زيبا و شاعرانه اي است اما تنها در حد بيان همين كشف باقي مانده است. انگار شعر تمام نشده و مخاطب منتظر يك اتفاق، يك پيام يا هر چيز ديگري در پايان بندي شعر است؛ به عنوان مثال اگر يك چنين پاياني داشت بد نبود:
همیشه آن سوی دیوار
میوه ای هست
که دلش ضعف می رود
برای دست شیطان ترین بچه ی کوچه.
از كوچه مي گذرم
تو از بالاي ديوار نگاهم مي كني!
البته اين تنها يك پيشنهاد بود كه همينجوري في البداهه به ذهنم رسيد. قطعا شما به عنوان شاعر اين شعر صاحب اختيار هستيد و مطمئنم با كمي تأمل، تصويرهاي بديع و زيبايي به ذهنتان خواهد آمد
برقرار و پايدار باشيد.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۲
انسیه موسویان » شنبه 09 فروردین 1399
منتقد شعر
درود بر شما بزرگواريد.
امین کنونی » سه شنبه 05 فروردین 1399
سلام سرکار خانم موسویان. سپاسگزارم . نقدهای خوب و مفیدتان همیشه مایه ی دلگرمی است

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.