صورت و سيرت شعر




شاعر : علی امیدیان


چاقو را بردار
خراش تازه ای روی پوستت بکش
که به درد
زخم کهنه ات بخورد
والا تو میمانی و
درد بد قواره ای که
هرچه دهانش را می دوزی
به تن فریادهایت گشاد است

#علی_امیدیان
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
كلمات در هر شعر يك خوشه و يا يك شبكه ارتباطي را تشكيل مي دهند كه از سويي اجازه ورود هر كلمه اي را به جمع خود نمي دهند (از اين امر با تعبير استبداد زبان يا ظرفيت انتخابي يا گزينشگر زبان ياد مي شود) و از سوي ديگر با جلوگيري از رهايي ذهن خلق شعر را دشوار مي سازد و با مانع روبرو مي نمايد .
خوشه يا شبكه كلمات شعر آن شعر را از پراكندگي و تزاحم تصاوير نجات مي بخشد ولي همزمان مي تواند با فريب مخاطب او را قانع كند كه متن منسجمي خوانده است حال آن كه لزوما كلمات هم خوشه يا هم شبكه موجب انسجام متن نمي شوند .
در شعر آقاي «علي اميديان» به خوشه اي از كلمات هم جنس و هم خون برمي خوريم . چاقو ، خراش ، زخم ، درد ، فرياد و ... از اين گروه اند . اما وقتي از سطح كلمات تا سطح جملات بالا مي آييم آنگاه متوجه ابهام و گنگي مضامين عليرغم هم سنخ بودن كلمات مي شويم .
خراش به كدام درد زخم كهنه مي خورد ؟ خراش تازه ي پوست چه كمكي به زخم كهنه مي كند ؟
اگر دهان زخم را بدوزيم لاجرم بايد فرياد بزند . آيا گشاد بودن دهان زخم براي تن فرياد به چه معناست ؟ آيا به فرياد منتهي مي شود يا سكوت ؟!
شعر «اميديان» علي رغم صورت همجوش و فشرده ، گنگ و مبهم و نامنسجم به نظر مي رسد .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.