به اولین تداعی خیال، قناعت نکنیم




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : امیر عباس جوادوزین


عنوان شعر اول : ....
ساعت نفس  نمی کشد اینجا بدون تو
مفهوم بی زمان شده فردا  بدون تو

عقرب به جای عقربه آرام می خزد
ثانیه نیش می زند اینجا بدون تو

در این اتاق منجمد آواز می شوم
گرگم که زوزه می کنم آوا بدون تو

دیوار های خط خطی از لا و نون و ژ
گم می شوم در این همه نژلا بدون تو

دیگر حروف مرگ به دادم نمی رسد
وقتی رها شده ام تنها بدون تو

عنوان شعر دوم : ....
....

عنوان شعر سوم : ....
.
نقد این شعر از : زهیر توکلی
اگر ساعت به خواب رفته باشد، زمان متوقف نمی شود. ساعت خواب رفته علامت این است که زمان برای کسی متوقف شده و در واقع، ذهن او در زمان گذشته و دچار خاطره ای مربوط به زمان گذشته، باقی مانده؛ پس برای چنین کسی، فردا واقعیت ندارد، برای او فردا یک مفهوم است بدون حقیقت، چون او در دیروز گیر کرده است. این توضیح را ارایه کردم تا بگویم که مصرع دوم، جمله درست و دقیقش باید چنین چیزی باشد: «فردا بدون تو مفهومی است تهی از واقعیت». اگر از یک زاویه دیگر نگاه کنیم، کسی که خاطرش، معطوف به دیروز است و ذهنش دچار خاطره ای یا خاطراتی شیرین یا تلخ، انگار از فردای آن روز (به قول مرحوم احمد شاملو: واقعه نخستین دم ماضی) در فردا و در زمان زندگی نمی کند بلکه در بی زمانی و به طور دقیق: در زمان ذهنی خودش زندگی می کند. در مصرع دوم، کلمه «بی زمان» را داریم اما خود مصرع در رساندن این ضلع از مفهوم هم نارساست.
در بیت دوم، شاعر ما ظاهرا یادش رفته که در بیت اول، ساعت خواب رفته بود و عقربه را به عقرب خزنده تشبیه کرده. این که ما یک مضمونی را پس بگیریم و بگوییم «نه! آن که گفتم، نبود بلکه این است که حالا می گویم»، اگر در قالب قصیده باشد، اشکالی ندارد بلکه اگر قصیده سرا بتواند کار را دربیاورد، خودش یکی از شگردهای بسط و گسترش دادن کلام در قصیده است اما در یک غزل پنج بیتی، آن هم بلافاصله پس از بیت اول که مطلع شعر و حکم کلید ورود به شعر را دارد، در بیت دوم، عکس بیت اول را بگوییم، جالب نیست. در مصرع دوم بیت دوم، شاعر به خاطر رعایت وزن، مجبور شده که «ثانیه» را با تشدید بر «ی» در نظر بگیرد و این هم جالب نیست.
در بیت سوم، مصرع دوم، درستش این است: «گرگم که بدون تو زوزه می کشم». اولاً «زوزه می کنم» غلط است. گرگ «زوزه می کشد». ثانیا زوزه کشیدن یعنی همان آواز کردن/آواز دادن ثالثا گرگ در شرایط مختلفی زوزه می کشد و زوزه گرگ، لزوما علامت رنج او نیست. شاعر با عنایت به «منجمد» در مصرع اول، در تصورش، خود را گرگی فرض کرده که در کوهستانی یخ بسته از گرسنگی و بی طعمه گی دارد زوزه می کشد. نکته این است که این مقدار قرینه برای انتقال آنچه شاعر در تخیل خود دارد کافی نیست. ضمنا در مصرع اول این بیت، «در این اتاق منجمد» یعنی چه؟ آیا واقعا اتاق شخصی خودش را می گوید و سرمای سیطره انداخته بر قلبش را فرافکنی کرده است به اتاق؟ یا اتاق منجمد، استعاره است از قلب افسرده؟ در هر دو صورت، چه نیازی به گرگ؟ با «اتاق منجمد» خیلی کارها می شود کرد؛ مثلاً سردخانه بهشت زهرا و اتاق شخصی خودش و قلب افسرده را همگی با هم در نظر بگیرد و خودش را جنازه ای فرض کند که منتظر است او را دفن کنند اما در قلبش هنوز خردک شرری به انتظاری هرچند محال سوسو می کشد که آیا ممکن است او حداقل برای دفن این جنازه بیاید؟:
یخ بسته قلب من؛ تو بگو، دفن می شوم
در این اتق منجمد آیا بدون تو؟
تخیل خود را گسترش دهید و هرگز به اولین تداعی خیال، قناعت نکنید.
در بیت چهارم، معنی «نژلا» دانسته نشد. به همه فرهنگها هم مراجعه کردم. حتی به فکرم زد که شاید اسم خاصی مد نظر بوده است از قبیل ژاله/کژال/ژیلا/ناژو/ژولین/... ولی هیچ یک ربط معناداری با «نژلا» ندارند.
در بیت پنجم هم «حروف مرگ» معلوم نیست چگونه قرار است به داد شاعر برسند. «م + ر + گ» حروف واژه مرگ هستند. با این حروف، چه کسی یا چه چیزی می خواهد به داد شاعر برسد؟ آیا مقصود از «حروف مرگ»، اصولا نفس حرف زدن است وقتی که طرف مرده است و دیگر حرف زدن، مرده را زنده نمی کند؟ اگر مقصود این باشد، باید گفت: دیگر از دست حروف، کاری ساخته نیست، نه از دست صدا نه از دست سکوت، کاری ساخته نیست، قافیه «الفبا» را احضار می کنیم:
دیگر به حرف و صوت امیدی نمانده است
در باغ مرگبار الفبا بدون تو
فرزند عزیزم! آقا امیرعباس! این نقدهای من برای پیشرفت شماست وگرنه به نسبت سن کم و سابقه کمتر از یک سال، کارت عالی است. با قوت ادامه بده

منتقد : زهیر توکلی




دیدگاه ها - ۱
مجتبا صادقی » 5 روز پیش
سلام بر زهیر عزیزم در دانشگاه هم‌کلاسی دهلرانی داشتم اسمش نژلا بود، در واقع اسم خاص کردی داشت، البته در متن این دوست شاعر، نوع استفاده این کلمه در شعر، گویای این نیست که نژلا شخص باش. «این همه نژلا» احتمالا به گویش یا لهجه‌‌ای فولک بازمی‌گردد. قلمت روان باد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.