قدم‌های درستِ نخستین




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : دنیا امیری


عنوان شعر اول : صدا
"صدا کن مرا"
"صدای تو خوب است"
بگذار لالایی من باشد
آسمانم را ببین
بگذار چشمت،ستاره ام باشد
"صدا کن مرا"
آب سرد صدایت
آتش رنج مرا آرام می دارد
این همه نقش و نگار و رنگ را
دیدگانت هیچ می پندارند
"صدا کن مرا"
نفس های تو از نور است
آن حنجره ابری
از غصه و درد عجب دور است
"صدا کن مرا"
بال های من بی آواز خاموش است
باز هم به انتظار صدایت
وجودم سراپا گوش است



عنوان شعر دوم : تنها
تویی تنها که می مانی
منم آوار آن رویا
که دیواری به سر دارد
در آن راه..
دل تنهای من حالی دگر دارد.
تویی تنها که می مانی
در آن روزی که رویایم به آواری بدل شد
آسمان شاهد خبرم داد:
نمی دانی!
تویی تنها که می مانی
آری
منم تنها
منم غصه
منم جاری زهر باران
منم آری ز هر قصه
دلم تنگ است
دلم تنگ است
خدایا
تپش های من باز بی رنگ است



عنوان شعر سوم : ..
.
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
تلاش برای رسیدن به موسیقی شعر در این سن کم، اتفاق خوشایندی است. همین‌که مؤلف بی‌مقدمه سراغ حذف کامل موسیقی نرفته و تلاش کرده به شیوه‌های مختلف به موسیقی برسد، نشان از مطالعۀ هدفمند او دارد. در شعر اول استفاده از سطر «صدا کن مرا» به‌عنوان ترجیع که علاوه‌بر حفظ زنجیرۀ معنایی کلام، یک زنجیرۀ آوایی نیز ایجاد می‌کند، استفاده از قافیه و ردیف‌های «نور است / دور است»، «خاموش است / گوش است» و شبه‌قافیۀ «می‌دارد / می‌پندارند» و تکرار «باشد» در موضعِ ردیفِ بی‌قافیه، و در شعر دوم تلاش برای رسیدن به وزن عروضی و تلاش برای حفظ آن در پاره‌های مختلف، همگی شاهدی هستند بر این مدعا که مؤلف در نخستین سال‌های سرایش، دست‌کم قدم در مسیر اشتباهی نگذاشته است. شناخت موسیقی شعر و شناخت انواع روش‌های موسیقی‌ساز در شکل‌های توازن آوایی، توازن واژگانی، توازن نحوی که همگی بر پایۀ تکرار (تکرار رکن عروضی، تکرار بخشی از واژه/ واژه/ گروه واژگان، تکرار ساخت‌های نحوی) در قدم‌های نخستینِ سرایش، کمترین کاری که می‌کند این است که ذهن را ناخودآگاه با یک منطقِ ساختاریِ متکی بر توازی، تقابل، تضاد آشنا می‌کند و به او می‌آموزد که دو کفۀ منطقیِ ساختارهایی که بر پایۀ دوگانگی شکل می‌گیرند و ساختارهای موازی، متقابل، متضاد می‌سازند، باید مثل دو کفۀ ترازو، هم‌وزن، هم‌شأن و هم‌عیار باشند. درواقع آشنایی با موسیقی، به‌ویژه موسیقی عروضی، تاحدی می‌تواند درست اندیشیدن را نیز بیاموزد.
به‌لحاظ مضمونی هم همان‌طورکه از شاعران در سنین نوجوانی توقع می‌رود، با مضامینی ساده و بی‌آلایش، بدون ابهام و تعقید و پیچیدگی مواجهیم که تلاش شده به یاریِ موسیقی، در شکلی دلپذیر عرضه شوند و شاید اگر هردو شعر از موسیقی و نظام قوافیِ سالمی برخوردار بودند، می‌شد این دو اثر را به‌عنوان اشعاری ساده پذیرفت.
پیشنهادم به شاعر این است که پس از آشناییِ بیشتر و بهتر با موسیقی و آموختنِ شیوه‌ها شگردهای موسیقایی، در سال‌های آتی به مطالعۀ سپهری و مشیری بسنده نکند و به مطالعۀ شاعرانی که اندیشه در شعرشان اهمیت بیشتری دارد، توجه بیشتری داشته باشد.

منتقد : لیلا کردبچه

لیلا کردبچه. شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.