وقتی می گوییم قافیه از چه صحبت می‌کنیم؟




شاعر : زهرا محمدی


به روی کودک در گاهواره می خندم
به روی ماه نسیم بهاره می خندم
و باغبان غزل نابی از انار سرود
دلم شکست و کنون پاره پاره می خندم
شکسته شد دلم و خون نمی چکد از دل
به خون آن غزل پر شراره می خندم
هزار قلب تپنده درون دنیایم
به گردی خود و دنیا دوباره می خندم
و آدم از دل خونم همیشه می خورد و
به روی قاتلم از روی چاره می خندم!
و عاشقان به نگاران انار می گویند
به چهره چو مه آن ستاره می خندم
وجودم از می و یاقوت سرخ آکنده ست
به بخت و طالع سعد و ستاره می خندم
نقد این شعر از : آرش شفاعی
قافیه باید مهم ترین عنصر یک بیت خوب باشد. اگر قافیه را از یک بیت خوب بردارید، آن بیت باید دچار ریزش معنایی و موسیقایی شود. برای قافیه باید طرح داشت، فکر داشت و به بهترین و درست ترین کلمات برای قافیه فکر کرد. چرا؟ چون قافیه نقطه ثقل یک بیت است و نباید کلمه ای باشد که فقط برای پرکردن وزن بیاید. با این نگاه اگر به قافیه نزدیک شویم، باید در استفاده‌ی شاعر این این شعر از قافیه ها بیشتر دقیق شویم. در بیشتر بیت ها، با قافیه های قیدی یا وصفی رو به رو هستیم. یعنی قافیه‌ها آمده اند تا توضیحی درباره‌ی دیگر عناصر شعر بدهند. کلمات دیگری در شعر بار اصلی را به عهده دارند و قافیه ها نقش مکمل و تزئینی دارند. مثلاً بهاره، پاره پاره ، پرشراره و دوباره قافیه‌هایی هستند که خون ندارند، بی جان هستند و می‌توان به راحتی از شعر حذفشان کرد. مثلا اگر من بگویم به گردی خود و دنیا می خندم، فقط ایرادی در وزن شعر ایجاد شده است اما معنا هیچ تغییری نکرده است و حتی می بینیم که اصلاً قید دوباره کاملاً حشو بوده است. همچنین است اگر بگوییم به روی ماه نسیم می‌خندم. صفت بهاره برای نسیم هیچ کاری در شعر نمی‌کند. از آن بدتر این است که شاعر دوبار از یک قافیه استفاده کرده است و اتفاقاً در هر دو بیت استفاده ای بی دردسر و دم دستی از قافیه‌ی خوبی مثل «ستاره» را می‌بینیم. به شاعر این شعر توصیه می‌کنم کتاب ارزشمند «موسیقی شعر» دکتر شفیعی کدکنی را با دقت بخواند تا با اهمیت و نقش قافیه در شعر بیشتر آشنا شود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.